پیشنهاد‌های 𝕍ⅈ𝕧ⅈ𝕏 (٣,٨١٠)

بازدید
١٦,٣٩٦
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

از ناراحتی و مشکلات دیگران لذت بردن

پیشنهاد
١٥

با فریبکاری قدرت یا ثروت کسب کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

با فریبکاری قدرت یا ثروت کسب کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

( در تبانی ) همدست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

لیست مخاطبین پنهانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

( دور از چشم دیگران، به طور محرمانه ) در خفا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

بدون جلب توجه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

چیزی که ظاهرش فریبنده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

هر چیز به ظاهر مفت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

کسی را فریب دادن

پیشنهاد
١٥

غیر قابل اعتماد

پیشنهاد
١٥

کسی را فریب دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

( مسخره بازی، شیطنت، حیله، دوز و کلک ) حقه بازی

پیشنهاد
١٦

( کسی را گول زدن، کسی را سرکار گذاشتن ) سر کسی کلاه گذاشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

از زیر زبان کسی بیرون کشیدن

پیشنهاد
١٥

از زیر زبان کسی بیرون کشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

از زیر زبان کسی بیرون کشیدن

پیشنهاد
١٥

( اطلاعات غلط دادن، گمراه کردن ) کسی را گول زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

( اطلاعات غلط دادن، گمراه کردن ) کسی را گول زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

چشم بسته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

( سند سازی مالی کردن ) حساب های مالی را دست کاری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

عذر بدتر از گناه، اراجیف چاخان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

عذر بدتر از گناه، اراجیف چاخان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

فریب دادن، گمراه کردن به کسی اطلاعات غلط دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

کاملا صادق نبودن حقایق را تحریف کردن

پیشنهاد
١٥

سر کسی کلاه گذاشتن، فریب دادن سر کسی را شیره مالیدن

پیشنهاد
١٥

سر کسی کلاه گذاشتن، فریب دادن سر کسی را شیره مالیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

توجه و مراقبت فردی و خصوصی توجه و مراقبت نسبت به یک شخص که اغلب بر اساس نیازها یا شرایط خاص او تنظیم می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

کم کم نوشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

کم کم نوشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

نوشیدن یک فنجان قهوه به آرامی

پیشنهاد
١٥

رد کردن تمام سیستم فکری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

شرمنده سرافکنده، شرمسار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

Combining or grouping Meeting by chance Accepting something unpleasant

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

گروهبندی کردن , دسته بندی کردن به هم ریختن , دسته کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

روند ملی

پیشنهاد
١٦

سخت تلاش کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

به نوعی از ارتباطات اشاره دارد که در آن پیام ها به طور مستقیم و واضح بیان می شوند و برای درک معنای آن ها نیاز به اطلاعات زمینه ای زیادی نیست. به عبار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

در ارتباطات و فرهنگ به معنای نوعی از ارتباط است که در آن بیشتر از کلمات، به عوامل غیرکلامی مانند زبان بدن، لحن صدا، سابقه رابطه و موقعیت توجه می شود. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

Responding by walking away angrily or by arguing

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

در شرف یافتن ( چیزی ) بودن به یافتن ( چیزی ) نزدیک شدن نشانه گیری کردن بر روی , به هدف زدن متمرکز شدن بر , توجه ویژه کردن به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

کودن ( پرنده ) غاز احمق بوبی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

بایستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

از هم باز کردن جدا کردن تراشیدن تکه از چیزی را کندن چیزی را شکستن به منظور جدا کردن بخشی از آن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

به شدت چرخیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

برای تاثیر روی کسی یا چیزی از جادو و طلسم استفاده کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

In fact Actually

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

نادان، دهاتی، روستایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

با اینکه هر چند اگر چه با وجود این که

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

شاخص اجتماعی