zero in on


1- (جنگ افزار را) هدف گیری کردن، تنظیم کردن 2- (توجه و غیره را روی چیزی) متمرکز کردن

پیشنهاد کاربران

در شرف یافتن ( چیزی ) بودن
به یافتن ( چیزی ) نزدیک شدن
نشانه گیری کردن بر روی
, به هدف زدن
متمرکز شدن بر
, توجه ویژه کردن به
Focus closely on something; take aim at something
🔸 معادل فارسی:
• تمرکز کردن روی / هدف گرفتن
• روی چیزی متمرکز شدن / توجه را به چیزی معطوف کردن
• نشانه گرفتن و روی هدف قفل کردن
• دقیقاً روی چیزی انگشت گذاشتن
🔸 مثال ها:
• The investigation zeroed in on the financial records.
...
[مشاهده متن کامل]

آن تحقیق روی سوابق مالی متمرکز شد.
• Critics zeroed in on the president's economic policies.
منتقدان روی سیاست های اقتصادی رئیس جمهور انگشت گذاشتند.
• The committee zeroed in on the root cause of the problem.
آن کمیته روی علت اصلی مشکل متمرکز شد.

۱ - تمام توجه خود را روی چیزی متمرکز کردن
• Home in
• Center on
• Focus on
to direct all of one's attention onto someone or something
Scientists are hoping to zero in on a
. cure
...
[مشاهده متن کامل]

When I watched that classic movie, my pandemic - weary brain zeroed in on
. something I’d never really noticed
۲ - هدف گیری کردن، نشانه گیری کردن، نشانه رفتن، مورد هدف قرار دادن
• range in
to aim something ( such as a gun or camera ) directly at a target
The gunner zeroed in on the target
The spy satellites would zero in on such targets as deadly weapons

حرکت کردن به سمت
مثلاً گردباد در حال حرکت به سمت تهران است
در شرف یافتن ( چیزی ) بودن به یافتن ( چیزی ) نزدیک شدن
نشانه رفتن/گرفتن، هدف رفتن/گرفتن
تمام توجه خود را به چیزی دادن، زوم کردن، کلید کردن روی چیزی
نشانه قرار دادن
هدف قرار دادن ( با تفنگ یا مسلسل ) - متمرکز شدن بر