پیشنهاد‌های علیرضا شهیدی‌فرد (٢٢٥)

بازدید
٣٨
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( علوم رایانه ) ناعدد ( not a number یا همان NaN ) ؛ عدد نقطه ی ثابت یا نقطه ی شناور نامعینی که حاصل عملیات های نامعتبر روی اعداد ( مثل محاسبه ی جذر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در دسترس نیست؛ داده ی ناموجود. N/A همان "not available" است. ** برای تعجیل در فرج و سلامتی امام مهدی ( عج ) ، پیروزی حق و نابودی باطل صلوات **

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مریض روانی، دیوانه، کله خراب، آزاررسان. مثال: That sick - in - the - head old timer just punched me and ran like hell! اون پیرمرد مریض الان به من مش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( در بازی های آنلاین ) کشتنِ اعضای تیم خود ( TK ) ؛ تیم کُشی. مثال: Stop teamkilling or you'll get banned. دست از کشتن اعضای تیم بردار؛ وگرنه مسدود ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( در بازی های آنلاین ) کشتنِ اعضای تیم خود ( teamkilling ) ؛ تیم کُشی. مثال: Stop teamkilling or you'll get banned. دست از کشتن اعضای تیم بردار؛ وگ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طولی نکشید. It didn't take long. * برای تعجیل در فرج و سلامتی امام مهدی ( عج ) ، پیروزی حق و نابودی باطل صلوات *

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبان برنامه نویسی پایتون ( Python ) . * برای سلامتی، تعجیل در ظهور امام مهدی ( عج ) و پیروزی حق صلوات *

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) بسیار غیرقابل قبول؛ تابو ( taboo ) . مثال: Smoking at a gas station is a big no - no. سیگار کشیدن در یک پمپ بنزین بسیار غیرقابل قبول اس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) بسیار غیرقابل قبول. مثال: Smoking at a gas station is a big no - no. سیگار کشیدن در یک پمپ بنزین بسیار غیرقابل قبول است. Over here, i ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جفت راهنما زدن، همان عملِ روشن کردن هر دو راهنماهای ( چراغ خطر یا همان فلاشر ) خودرو ( چپ و راست ) برای جلب توجه خودروهای دیگر است. معادل های انگلی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جفت راهنما زدن، همان عملِ روشن کردن هر دو راهنماهای ( چراغ خطر یا همان فلاشر ) خودرو ( چپ و راست ) برای جلب توجه خودروهای دیگر است. معادل های انگلی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جفت راهنما زدن، همان عملِ روشن کردن هر دو راهنماهای ( چراغ خطر یا همان فلاشر ) خودرو ( چپ و راست ) برای جلب توجه خودروهای دیگر است. معادل های انگلی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکی از معانی ممکن: ( در تالارهای گفتمان اینترنتی یا همان forums ) به عملِ فرستادن یک پیغام ( post ) برای بالا آمدنِ یک تالارِ ( topic ) نهفته در بی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکی از معانی ممکن: ( در تالارهای گفتمان اینترنتی یا همان forums ) به عملِ فرستادن یک پیغام ( post ) برای بالا آمدنِ یک تالارِ ( topic ) نهفته در بی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متاسفانه کسایی که بعضاً یادشون رفته انگلیس حدود ۸ میلیون از هم وطنانشون رو با قحطی سازی نسل کشی کرد و هنوز فکر می کنن صرفاً چون اسرائیل اینترنشنال زد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متاسفانه کسایی که بعضاً یادشون رفته انگلیس حدود ۸ میلیون از هم وطنانشون رو با قحطی سازی نسل کشی کرد و هنوز فکر می کنن صرفاً چون اسرائیل اینترنشنال زد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( معمولاً بچگانه ) صدای آژیر. * برای سلامتی، تعجیل در ظهور امام مهدی ( عج ) و پیروزی حق صلوات *

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( معمولاً بچگانه ) صدای آژیر. * برای سلامتی، تعجیل در ظهور امام مهدی ( عج ) و پیروزی حق صلوات *

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل های انگلیسی: فنی وحرفه ای: Technical and Vocational هنرستان فنی وحرفه ای ( در کل، فنی ) : Vocational School دانشگاه فنی وحرفه ای: Technical an ...

پیشنهاد
٠

معادل های انگلیسی: فنی وحرفه ای: Technical and Vocational هنرستان فنی وحرفه ای ( در کل، فنی ) : Vocational School دانشگاه فنی وحرفه ای: Technical an ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل های انگلیسی: فنی وحرفه ای: Technical and Vocational هنرستان فنی وحرفه ای ( در کل، فنی ) : Vocational School دانشگاه فنی وحرفه ای: Technical an ...

پیشنهاد
٠

معادل های انگلیسی: فنی وحرفه ای: Technical and Vocational هنرستان فنی وحرفه ای ( در کل، فنی ) : Vocational School دانشگاه فنی وحرفه ای: Technical an ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل های انگلیسی: فنی وحرفه ای: Technical and Vocational هنرستان فنی وحرفه ای ( در کل، فنی ) : Vocational School دانشگاه فنی وحرفه ای: Technical an ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل های انگلیسی: فنی وحرفه ای: Technical and Vocational هنرستان فنی وحرفه ای ( در کل، فنی ) : Vocational School دانشگاه فنی وحرفه ای: Technical an ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل های انگلیسی: فنی وحرفه ای: Technical and Vocational هنرستان فنی وحرفه ای ( در کل، فنی ) : Vocational School دانشگاه فنی وحرفه ای: Technical an ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دانشگاه فنی وحرفه ای ( Technical and Vocational University ) . نام جدید آن، NUS ( National University of Skills ) است که به معنای "دانشگاه ملی مهارت" ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دانشگاه فنی وحرفه ای ( Technical and Vocational University ) . نام جدید آن، NUS ( National University of Skills ) است که به معنای "دانشگاه ملی مهارت" ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کیلومتر بر ساعت ( kilometers per hour ) . این ها همگی یکسان هستند: km/h = kph = kmph * برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام مهدی ( عج ) و پیروزی حق صل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کیلومتر در ساعت ( kilometers per hour ) . این ها همگی یکسان هستند: km/h = kph = kmph * برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام مهدی ( عج ) و پیروزی حق صل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کیلومتر بر ساعت ( kilometers per hour ) . این ها همگی یکسان هستند: km/h = kph = kmph * برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام مهدی ( عج ) و پیروزی حق صل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) دائمی؛ همیشگی؛ تا ابد. به permanent رجوع شود. * برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام مهدی ( عج ) صلوات *

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( اصطلاح عامیانه ی اینترنتی ) مسدود شدن حساب کاربری به صورت دائم؛ همان permanent ban. مثال: I got a perma ban from CSGO after pwning noobs with my w ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

زنده یاد فلان مرحوم؛ به یاد فلان مرحوم. مثالاً برروی سنگ قبری نوشته شده In loving memory of Larry؛ یعنی "زنده یاد لَری". مثال های بیشتر: She donat ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همان coordinates ( مختصات ) . مثال: Hey, send me the coords ASAP! هی، هرچه سریع تر برام مختصات رو بفرست! * برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام مهدی ( ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه، طنزآمیز ) نقاش اتریشی ( که به آدولف هیتلر اشاره دارد؛ چرا که او قبلاً یک نقاش هم بوده است ) . * برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام مهدی ( ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه، طنزآمیز ) نقاش اتریشی ( که به آدولف هیتلر اشاره دارد؛ چرا که او قبلاً یک نقاش هم بوده است ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( قدیمی، مربوط به خودرو ) دو در؛ خودرویی که دو عدد درب دارد. این واژه، تلفظی مشابه با "two - door" دارد و توسط شرکت Ford در زمان های قدیم معمولاً در ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیم محترم آبادیس، دیدگاه قبلی که فرستادم نادرست بود. لطفاً آن را رد کنید و این دیدگاه را اضافه کنید: ( قدیمی، مربوط به خودرو ) چهار در؛ خودرویی که ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( قدیمی، مربوط به خودرو ) دو در؛ خودرویی که دو عدد درب دارد. این واژه، تلفظی مشابه با "four - door" دارد و توسط شرکت Ford در زمان های قدیم معمولاً در ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

برنامه ی درسی ( در مدرسه، دانشگاه و غیره ) . جمعِ آن، curricula ( برنامه های درسی ) است. مثال: The school curriculum is quite tight! I'm having prob ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

این واژه غلط املایی دارد. واژه ی درست، "curriculum" است. معنی curriculum: برنامه ی درسی ( در مدرسه، دانشگاه و غیره ) . جمعِ آن، curricula ( برنامه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موشک زمین به هوا ( Surface - to - air missile یا SAM ) : موشکی که از زمین شلیک شده تا یک هدف هوایی را نابود کند. مثال: Dozens of SAM missiles were f ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. اسم خاص مذکر ( کوتاه شده ی Samuel ) . معادل مونث آن، Samantha می باشد. ۲. موشک زمین به هوا ( Surface - to - air missile یا SAM ) ؛ موشکی که از ز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( برنامه نویسی، پویانمایی و غیره ) درون یابی خطی ( Linear Interpolation یا Lerp ) که به معنای یافتن نقطه ای دلخواه در معادله ی خطی ای که از دو نقطه ی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( برنامه نویسی، پویانمایی و غیره ) درون یابی خطی ( Linear Interpolation یا Lerp ) که به معنای یافتن نقطه ای دلخواه در معادله ی خطی ای که از دو نقطه ی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکی از معانی ممکن: کسی یا چیزی را نابود کردن؛ کشتن. They were plotting to liquidate the chief of police as soon as he stepped out of his office. آ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکی از معانی ممکن: ( اصطلاح عامیانه ) محل تیراندازی فراوان؛ محل تبادل آتش؛ میدان گلوله؛ جایی که تعداد زیادی گلوگه ردوبدل می شود. مثال: The thieves ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محدوده؛ حریم؛ مثال برای "city limits": The car sped out of the city limits. ماشین باسرعت از محدوده ی شهر خارج شد. The suspects entered the city l ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محدوده ی شهر؛ حریم شهر؛ مثال: The car sped out of the city limits. ماشین باسرعت از محدوده ی شهر خارج شد. The suspects entered the city limits and ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

عقیده ای؛ وابسته به عقیده. * برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام مهدی ( عج ) صلوات *