دیکشنری
جدیدترین پیشنهادها
سینماگر فیلمبردار
شکم بند سینه بند پیش بند
پارچه حریر پارچه توری تور گاز پانسمان پارچه تنظیف
ستیزه جو نزاع طلب جروبحثی بگومگو کن
Would be lover به اصطلاح دلداده دلداده احتمالی
جدیدترین ترجمهها
مدتی کوتاه پس از کودتایی که قذافی را به قدرت رساند، او بی تشریفات دستور داد همه ایتالیایی ها قلمرو لیبی را ترک گویند.
آیا همه این - به اصطلاح - سه سالار، نمایش هایی آیینی آماده کرده اند؟
کینچ، محبوب ترین بازیگر نمایش های سنتی در میان آنان بود.
جو اسپنس، همانند بازیگر نمایش های سنتی که بی دعوت در همه رقص های درباری حضور داشته باشد، در همه گوشه و کنار عکاسی معاصر سرک کشیده و بنابراین ریزه کار ...
جدیدترین پرسشها
جدیدترین پاسخها
چه موقع هایی از ضرب المثل drunkenness reveals what soberness conceals استفاده یشه ؟
مستی و راستی (در حالت مستی، انسان واقعیاتی رو برملا می کنه که در هشیاری سعی می کنه پنهانشون کنه! یا مثل وقتی که میگیم حرف راست رو از بچه بشنو!)
درود وقتتون بخیر من به سبب اینکه به نویسندگی و پیشرفت در اون علاقه دارم، حین مطالعه کتاب سعی میکنم همه چیز رو حفظ کنم. که این به شدن اعصابم رو به هم ریخته و بسیار سرعت مطالعه من رو کاهش داده. اگر زحمتی نیست و راه و روشی میشناسید که بشه توی نویسندگی به واسطه اون رشد کرد و با قالب های متنی و جمله بندی و کلمات جدید آشنایی پیدا کرد به من اطلاع بدید یا کامل توضیح بدید. متشکرم
سلام عزیز کوتاه ، مختصر ، مفید: تا می تونی بخون. مهمتر از همه موضوعاتی رو مطالعه کن که بهشون علاقه داری. مطالعه داستان و رمان مطالب ادبی بسیار می تونه مفید باشه. بعد می ...
فرق "مهندس داده data scientist" و دانشمند داده data engineer" چیه ؟
سلام واژه مهندس برای کسانی به کار می رود که در آن رشته تخصصی، عملا، به فعالیت مشغول اند ولی واژه دانشمند اینجا به افرادی گفته می شود که در آن رشته تخصصی دس در کار تحقیق و پژوهش علمی دارند، مقاله و رساله می نویسند و کار علمی می کنند. کار آنان بیشتر نظری است.
اصلاح رایج (گیر نده) یا (پا پیچ من نشو) به انگلیسی چی میشه؟ اصلاح دوستانه عامیانه اش رو بگید.
Get your nose out of my job
سلام دوستان این اصطلاح توی فارسی معادلی داره؟ My mother was all over me like a blanket. منظورش اینه که مادرش نظارت شدیدی روی زندگیش داره و توی کاراش دخالت میکنه.
چتر انداخته رو سرم. سایه اش رو زندگی ام افتاده. چسبیده به زندگی ام. مثل سایه دنبالمه . چهارچشمی مراقبمه.