پاسخهای بنفشه لاچینی
previous head and face trauma can cause eye twiching . کلمه head در این عبارت یعنی چی؟؟؟
ضربههای قدیمی به سر و صورت ممکن است باعث تیک یا پرش مزمن چشم بشوند.
شاعر تصویری از **طبیعتِ پاییزی** یا **آمیختگی زندگی (سبزی چشمه) و پژمردگی (شمشادهای بیرنگ)** را نشان میدهد. احتمالاً اشاره به **گذر زمان** یا **تضاد زیبایی و زوال** دارد .
از نظر شما ، دفن کردن یا سوزاندن جسد آدمی ، چه تاثیری بر روی روح می گذارد؟ اگر خواستید در قسمت پاسخ توضیح دهید.
من که کاملا با سوزاندن جسدم موافقم🙃 چه فرقی میکنه که این کالبد چه میشود؟! مهم خود سفر زندگی است باقی بسته به دین و آیین و نظر شخصی متفاوته
در تمام واژهنامههای در دسترس آمده «بسگانگی» ترجمهای برای pluralism است. اما این واژهگزینی نخستین بار پیشنهاد چه کسی بوده؟ ریشه آن کجاست؟ معنایش را از کدام متن پیش از خود وام گرفته؟ در ادبیات کهن نمونه استفاده از «بس» به این معنی کجا قابل مشاهده است؟
واژهی « بسگانگی » یکی از معادلهای پیشنهادی نسبتاً نو برای واژهی pluralism است که در دهههای اخیر در ایران رواج یافته. بر پایه منابع موجود، این واژه نخستین بار دکتر داریوش آشوری در یکی از آثار زب ...
در ' ادبیات عرفانی ' ، این بیت به چه اشاره دارد ؟ هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر است
هر کسی که ادعای عشق و معرفت میکند، واقعاً «صاحبنظر» و عاشق حقیقی نیست. بسیاری هستند که «نفسپرستی» را با «عشقبازی» اشتباه میگیرند. در حالیکه عشق عرفانی، گذشتن از نفس و خودخواهی است، نه پیروی از هوا و هوس.
در ' ادبیات عرفانی ' ، این بیت به چه اشاره دارد ؟ نفس اژدهاست او کی خفته است از غم بی آلتی افسرده است
نفس اژدهاست او کی خفته است: این اژدها (نفس آدمی) هیچگاه واقعاً خواب یا خاموش نمیشود؛ اگر ساکت و آرام بهنظر میرسد، در واقع دست آویزی ندارد یا در کمین فرصتی است. از غم بیآلتی اف ...
واژهی «پُقی» یا «پُکی» بیشتر در زبان محاورهای فارسی به صدای ناگهانی (مانند صدای ترکیدن یا باز شدن چیزی) اشاره دارد و کاربردش معمولاً طنزآمیز یا برای توصیف حالتهای اغراقآمیز در خنده است. مثلاً: «ا ...
از دوستانی که در ترجمه از فارسی به انگلیسی تبحّر دارند لطفاً بنده رو راهنمایی کنید و ترجمه انگلیسی این جمله رو بفرمایید پس آن اضمحلال کثرات است در عین جمع و این رؤیت وحدت است در کسوه کثرت ،
پیدا کردن اصطلاحا تی که بتونه معادل این اصطلاحات در انگلیس باشه سخته It is, therefore, the dissolution of multiplicities within the essence of Unity, and a witnessing of Oneness veiled in the garment of multiplicity.
بندازیمشون بیرون بریزیمشون بیرون فراریشون بدیم
ترجمه خوب برای Was it worth the trouble of visiting?
"ارزش این همه دردسر رو داشت ببینی اش؟"یا: "به دردسرش میارزید بری ببینی اش؟"