پیشنهادهای فاطمه کریمیان (٧١)
یکی از 6 شکل حکومت گفته شده توسط ارسطو و به معنای جامعه سیاسی هستش.
یک اصطلاح به معنی "احتمال داشتن"، معمولا مواقعی به کار میره که انتظار وقوع یک رویدادی رو داریم. مثال: A promotion might be in the cards for her soon
اندام متناسب، هیکل خوش فرم
کنترل اوضاع رو به دست گرفتن - پیش دستی کردن. ( بیشتر در بریتانیا این اصطلاح استفاده میشه ) Adopting an annual migration plan would allow ministers ...
پته کسی رو روی آب ریختن
مظلوم نمایی کردن
از شدت تعجب خشکم زد - اصلا باورم نمیشد
سکوت مطلق بود - اونقدر جو ساکتی برقرار بود که میتونستی صدای افتاد سوزن رو بشنوی
"از روی احساس گناه یا عذاب وجدان" She bought him a gift out of guilt for forgetting his birthday
سر عقل اومدن
در یک شرایط و موقعیت سختی قرار گرفتن
تفکری که مخالف با حقیقت و اطلاعات موجود هستش.
به صورت عمده خرید کردن
به آدم اسکل هم میگن : ) )
کینه ای You're such a tick person
کسی که حسابی واسه مسافرتش مایه میزاره و خرج میکنه تا در آسایش کامل باشه
( اسلنگ ) 1. به کسی میگن که به الکل یا مواد معتاد باشه. 2. بازنده ، بدبخت
ایکبیری
ثواب کنی کباب میشی!
گورتو گم کن
جون گرفتن
یه اسلنگ آمریکاییه به معنی "احمق"
کسی رو آس و پاس کردن He bled me dry
گند دماغ
یه آدم نچسب!
تو کف کسی بودن You're so hot for Jackie! Everyone knows it
هولی شت - خارشو . . .
دکٌه
احمق ، بی عقل
کصنمک بازی در آوردن Don't pussyfoot around!
تلکه کردن
بلاتکلیف بودن
بیش از حد خسته بودن I was running on fumes yesterday, so I couldn't concentrate in the meeting
فعالیتی که اصلا آینده ای نداره و یا با انجامش دادنش اصلا حس خوبی بهت دست نمیده. He quit his job because he thinks it was a mug's game
ایول!
جاده هموار
موی چرب
خرید اینترنتی What are you doing? - Surfing and turfing
تازه کجاشو دیدی!
اینم شانس ماعه دیگه. اصلا انصاف نیست!
تغییرات گسترده
منافع مادی، علایق مادی
سریع بر میگردم - دو دقیقه ای بر میگردم
تو رو مثل کف دستم میشناسم
رابطه سمی. تهش هیچی نیست، فقط خودتو عذاب میدی تو این نوع رابطه!
( یک اصطلاح آمریکایی ) به معنی: مکالمه های غیر رسمی و روزمره بین همکاران در محل کار.
من خودم اینکاره ام!
از نفس افتادن
آینده پر از فرصت های تازه است
این اصطلاح رو بریتیش ها به شوخی به کسی میگن که یه تخته اش کمه : ) ) He brought only shorts and t - shirts when he went to Sweden in the winter – I ...
در عرض چند دقیقه
خیلی خسته ( بریتیش )
یه مدت خیلی طولانی I've had this hat for donkey's years
مبارز سیاسی
ریختن تو خیابون برای اعتراض/ اغتشاش
داشتن گرایش کمونیستی
به یه نتیجه ای رسیدن
بعد از یه مدت کوتاهی
بفرما ببینم! حرفتو ادامه بده ببینم!
کمتر طعنه بزن!
عمامه!
منافع ملی
تظاهرات The demonstrations of 15 Khordad 1975
آفتاب گرفتن. Let's go and do some sunbathing
در آوردن لباس و برهنه شدن
فیلمبرداری/ ساخت یک فیلم
آباژور
یه تکونی به خودت بده و بیشتر تلاش کن!
تمام انرژی خود را برای انجام کاری استفاده کردن.
امتحان کردن، سعی کردن برای انجام چیزی. غیر رسمی تر از Have a go هستش.
مثل آب خوردن آسون!