pussyfoot

/ˈpʊsiˌfʊt//ˈpʊsɪfʊt/

معنی: تمجمج کردن، دزدکی راه رفتن، اهسته و دزدکی کاری کردن
معانی دیگر: (عامیانه)، (مثل گربه) بی صدا راه رفتن، پاورچین رفتن، مثل گربه دزدکی راه رفتن، طفره رفتن

بررسی کلمه

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: pussyfoots, pussyfooting, pussyfooted
(1) تعریف: to move softly and furtively, as a cat.

(2) تعریف: to act indecisively or overcautiously.
اسم ( noun )
• : تعریف: someone who moves softly and furtively.

مترادف ها

تمجمج کردن (فعل)
hem, pussyfoot

دزدکی راه رفتن (فعل)
pussyfoot

اهسته و دزدکی کاری کردن (فعل)
pussyfoot

انگلیسی به انگلیسی

• move stealthily, move cautiously, sneak quietly

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• احتیاط بیش از حد کردن، محافظه کاری افراطی کردن
• شانه خالی کردن، طفره رفتن ( از تصمیم گیری یا اظهار نظر صریح )
• آهسته و آرام راه رفتن ( مثل گربه )
• چهار سوق رفتن، موشکی راه رفتن
...
[مشاهده متن کامل]

• ( در سیاست ) خط قرمزها را رعایت کردن تا جایی که کسی را نرنجاند
🔸 مثال ها:
"Don't pussyfoot with me – just say what you mean. "
با من این قدر نرم و محافظه کار نباش – منظورتو صاف بگو.
"The manager kept pussyfooting around the budget cuts instead of announcing them directly. "
مدیر مدام در مورد کاهش بودجه طفره می رفت به جای اینکه مستقیماً اعلامشان کند.
"She pussyfooted into the room so no one would notice she was late. "
او بی صدا و یواشکی وارد اتاق شد تا کسی متوجه دیر رسیدنش نشود.
"Investigative journalists don't pussyfoot – they ask the hard questions. "
روزنامه نگاران تحقیقی شانه خالی نمی کنند – سوالات سخت را می پرسند.

کصنمک بازی در آوردن
Don't pussyfoot around!
دست دست کردن
این دست اون دست کردن

فس فس کردن، طفره رفتن، تعلل کردن، لفت دادن، گاماس گاماس کاری رو انجام دادن