تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

terminative case برابر نهاد این واژه در زبان فارسی ( دری ) "حالت پایانه ای" و "پایانه گی" می باشد این اصطلاح در زبانشناسی و ساختارشناسی حالت کاربرد د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

زوار=zavar= واشر : نگهدارنده ؛نو بودن زوار در رفته به معنی کهنه شده = پیم:گوه . شاید مرتبط به همان زهوار بوده باشد در رهوار دررفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"سرشتن" چسبیدن به هم دو یا چند چیز ، از ریشه "سیر" ایرانی باستان به معنی چسبیدن به هم آمیختن دو چیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

سقز یا سگز معنی آدامس می باشد و یک واژه اصیل ایرانی است با /گزش/ به معنی جویدن هم ریشه است منتها به دلیل تاثیرات زبان عربی در آوا های زبانهای ایرانی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

برابر نهاد برای هر وآژه ای باید به نقش آن در بند و یا گزاره های در پیوند بینشی ژرف اندیشه ای نمود چرا که هر یک از زبانهای جوامع بشری بیرون از اشتراکا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

دوستان و هم میهنانی که پافشاری بر ترکی بودن ننه و دده می کنند باید برایشان عرض کنم که درست است که در زبان ما آذربایجانی ها ده ده و ننه به پدر و مادر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

این واژه در زبان عربی وامواژه از زبان فارسی است از فراوان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درق از واژگان ایرانی باستان است که به توالی می توان آن را درنوشتارهای ایرانی و کتب به وفور آن را یافت از جمله در متنهای پهلوی و فارسی دری میانه و در ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

در دانش زبان شناسی ( بویژه در دستور زبان ) به معنی مضاف الیه توان معنی کرد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

در زبانشناسی بویژه در شاخه فیلولوژی regens می توان به معنی مضاف در حالت ملکی ( دارندگی ) ترگمان کرد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

اتفاقا درست ترین نمود شعر را جهانگیری اورده است. ز دانا شنیدم که پیمان شکن زن جاف جاف است آسال کن آسال د ر زبان های ایرانی باستان به معنی پی ریزی و ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

نان در ایرانی باستان به نمود نیندا بوده و معنی درست آن افریده ننه و مادر هست به معنی "مادر آفریده" است

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

تدبیر= دبیر مندی= دبیرایی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

استبداد به معین بیدادگری رایج است ایا واژه ایرانی هست یا نه عربی هست اگر هم واژه عربی باشد خود به خود معنی درستی از استبداد را می بینیم . ژرف ساخت وآ ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

چکرز گونه ای سلاح شبیه شمشیر است کمی کوتاه تر از آن و بلندتر از کارد سلاخی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

در زبان های ایرانی آغازین کول بن واژه است به معنی مقعر و کاسه مانند. که زایای واژگانی بسیاری داشته است در زبان ایرانی باستان به معنی ظرف یا محوطه ای ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

در زبان ایرانی آعاین به معنی پوست و چرم بوده است.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

کلاهخود در زبان ایرانی آغازین واژآمیختی از کلاه و کود= به معنی پوست و چرم در ایرانی نخستین نمود یافته است. به معنی کلاهی از پوست و چرم بوده است که در ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

در گویش ها و زبان های محلی ایرانی به معنی پدر ، له له و پرورش دهندگان کودکان گفته می شود.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

محل انبار کردن غله ها و آرد. انبار و یا انبارک و یا اتاقکی و برای نگهداری آرد و دانه های آسیاب شونده همانند جو ، گندم و ارزن و آرد در تاریخ بیهقی آو ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

از واژههای ایرانی باستان است به معنی های 1 - زشت، وحشتناک، 2 - سخت، ناسازگار 3 - نامناسب ، خراب

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

میهن به معنی کشور نیست معنی و مفهومی که در میهن نهفته است بسیار مثبت می باشد . به نمونه کاربرد آن نگاه کنید . نیروهای میهنی در جبهه های جنگ پیروزی ه ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

/همیشه/ واژه ای آمیخته ایرانی است ار هم به معنی همه و هر و پسوند /شه/ پسوند تایی به معنی تا به در ایرانی نخستین به معنی ابدی و جاودانگی بوده است .

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

لکه: در معنی هایی 1 - نقطه، خال 2 - بیماری پوستی که در آن توده ای کوچک به شکل خال در روی پوست باشد 3 - قطره 4 - گردو خاکی که به سطحی نشسته باشد 5 - ا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

زوبین= چوبین ( گوبین ) از واژه های ایرانی باستان هست به معنی چوبی که برای پرتاب بکاربرده می شده است. در زبان ایرانی نخستینه چوب در اصل به معنی نیزه س ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

عو ر ur در اصل به معنی کندن در زبانهای ایرانی بوده است . کندن مو و گیسو

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

گشن به معنی الت تناسلی مردانه هم بوده است

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

در زبانه ایراننی باستان درست ترین نمود برا حفاش شوده sude و شبدهshubde بوده است.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٢

در ایرانی باستان به معنی ساختگی بوده است از زبان مردم عادی به زبان فارسی راه یافته است در اصل به معنی سوراخ در زبانهایایرانی باستان بوده است شوربختان ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٠

چوپان واژه ای ایرانی باستان است و از دو جز"سی" و "پاد" به معنی نگبان گله ساخته شده است بعد ها این واژه در زبان اوستایی به "پشو" و"شی" به معنی گله و ر ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

زره یا زیرِه از واژگان ایرانی آذری باستان به معنی زیارتگاه است واژه عربی زیارت وام واژه از زیره و زره ایرانی می باشد.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

بانو نمود نخستین این واژه unu /او نو/ بوده به معنی دختر دوشیزه بوده در فارسی میانه دگرگونی آوایی و هم معنایی در آن پدید آمده است و به بانو دگرگون شده ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

pretonic برابر نهاد پارسی پیشنهادی برای این وآژه انگلیسی : فرا آوا می باشد و به مفهوم و معنی های :پیش سدا، پیش واژ، پیش واک در زبان شناسی به کار برده ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

از واژگان باستانی ایران هست و یکی از معنی های اصلی /مَر /mar] مگر , است

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

شناسا شده برابر نهاد پیشنهادی برای واژه معّین عربی : شناسا شده و بشناخت و شناختیده است

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

شناختا برابر نهاد درست برای تعیین عربی است و واژه برگزیده یا گزیده نمی تواند دقیق و درست باشد. زیرا گزینش و برگزیده برابر با انتخاب می باشد/ تعیین مف ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

برابر نهاد پارسی آن میانوند های فرانامواره ای: pronominal infixes؛، میانوند های ضمیر واره ای

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

نقش نحوی ، کارکرد دستوریف کنشمندی، و گشنمندی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصلان اوغلان جانیم تورکی هنوز اوزنون آدینی توضیح وئره بولمور هاندا قالسین کیشمیشی. جناب اصلان اوغلان وقتی از توضیح نام خود تورک یا ترک یا هر چه دوس ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

معنی و مفهوم واژ] ی نام به معنی /سرنوشت/ هست. انسان های باستان ایرانی با نامی که به او می نهادند سر نوشت اتی او را تغیین می کردند.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

پادست ، پایه دم دست، پایه ستون: محلی که پایهای برای ستون و غیره قرار می گیرد.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

در زبانهای ایرانی باستان به معنی زبانه آهنی در گاو آهن ؛ زبانه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

کالبد شکافی واژگان یک زبان از دیدگاه فیلولوژیکی ( زبانشناسی تاریخی )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

کشور در زبانهای ایرانی باستان به معنی سرزمین آهنگ های خداوندان است . جایگاه آهنگ ها و تصمیمهای خداوندان

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

وشینگ یا پرپیناز واژگان ایرانی باستان است . گیاهی است خزنده با ساقه های خوابیدهٔ قرمز رنگ و برگ های دایره ای گوشتی و گل های کوچک زرد رنگ. کاربرد های ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

طاعون سیاه دینی - اشاره به بیماری تاعون سیاه در قرن چهاردهم و نقش منفی کلیسا و دین داران و رهبران دینی در مرگ انسانها 2 - سرقت ادبی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

پیش دادیان و کیانیان افسانه نیستند حقیقت های محض تاریخی ایرانیان هستند که به دلیل گذشت زمان؛ پراکندگی هایی در ردیف پادشاهی و حکمرانی آنها و تلفظ نام ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

تابش، اوشگ،

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

از واژگان ایرانی باستان بوده است و معنی اصلی واژه سودن خورده ( خرد ) و ریز کردن بوده است و زدن بوده این از برخی شعرها یی که به زبان فارسی سروده شده ا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

شکن پوست را ی گویند و شکنج به معنی پوست کنده شده از لاشه و تن و بدن است