نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
camera shy: دوربین گریز
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
camera shy: دوربین گریز
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep abreast of: همگام بودن به روز بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
viewing angle: زاویه دید
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lie with: برعهده کسی بودن مربوط به کسی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adult life: بزرگسالی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
act of kindness: Good deed کار خیر عمل خوب و پسندی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
act of kindness: Good deed کار خیر عمل خوب و پسندی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
culture vulture: کسی که علاقمند به سنت ها و فرهنگ و ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
intracity: درون شهری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tidy the room: مرتب کردن اتاق
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
load the dishwasher: ظرف هارو تو ماشین ظرفشویی گذاشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
load the dishwasher: ظرف هارو تو ماشین ظرفشویی گذاشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do the dusting: گردگیری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
age range: رده سنی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put someone or something at a disadvantage: در شرایط بدو نامطلوب قرار دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be at an advantage: در موقعیت بهتری بودن نسبت به مثلا ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make up your mind: تصمیم گرفتن انتخاب کردن پس از مدتی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give a leg up: کمک کردن به کسی برای پیشرفت کردن . ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
freedom of the press: آزادی مطبوعات
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
freedom of information: حق دسترسی به منابع اطلاعات
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
freedom of religion: آزادی و حق انتخاب برای برگزیدن مذهب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
quality time: زمان مفید
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
past actions: اقدامات گذشته
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disparage: بی قدر کردن بی اعتبار کردن بی ارزش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
uphill task: کارهای سخت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bad housing: مسکن نامناسب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
government housing policy: سیاست گذاری های دولت در بخش مسکن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blood moon: پدیده ماه خونی پدیده ای است تقریبا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
moral obligation: تعهد اخلاقی وظیفه اخلاقی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
biological relatives: اقوام زیستی مثلا میمون و انسان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
commonsense assumption: فرضیه معقول
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
commonsense assumption: فرضیه معقول
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
multiple user system: سیستم های چند کاربره
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sanction: تحریم ضمانت اجرایی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دلیل محکم: Firm grounds
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pickings: طعمه آسان پول مفت شکار آسان و بدو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
work to rule: کم کاری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
venture an opinion: جسارتا اظهار عقیده کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adulting: زندگی بزرگسالان. رفتارها و سیستم ز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in want: نیازمند چیزی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an answer: جواب دادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take an interest in: علاقمند شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
borderless: بدون مرز
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in broad terms: در کل
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
persona: شخصیت نقاب جلوه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
breakneck work: کار کمرشکن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take pride of place: از جایگاه ویژه ای برخوردار بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
by way of: به عنوان
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
prate: یاوه گویی کردن وراجی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
grammarian: متخصص دستور زبان
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
overwinter: زمستان را در محلی سر کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at most: نهایتا متضاد at least
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take something for granted: چیزی را مسلم دانستن قدر چیزی را ند ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
new year’s resolution: تصمیماتی که مردم معمولا با شروع سال ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rotten: گندیده و فاسد One rotten apple spo ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take toll: زبان داشتن عوارض داشتن اثر منفی گ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take its toll: تاثیر مخرب داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grid: شبکه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
supple: نرم و انعطاف پذیر Limber Flexible
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
assort: طبقه بندی کردن مناسب بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
assort: طبقه بندی کردن مناسب بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
flit: تند رفتن نقل مکان کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
generalisation: Make generalisation یعنی تعمیم داد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stand aloof: کناره گیری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold aloof: کناره گیری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
due course: به موقع
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in due course: به وقتش سر موعد
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get experience: تجربه کسب کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
organism: جاندار اندامگان
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wave speed: سرعت موج
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crossover: گذر کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cross off: خط زدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
launch pad: سکوی پرتاب
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cool as a cucumber: خونسرد و آرام بودن در استرس و مشکلا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
going concern: تجارت سودآور کسب و کار موفق
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catchall: فراگیر و جامع All around
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lose consciousness: از هوش رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
public television: شبکه داخلی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
first and foremost: اولین و مهم ترین
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be supposed to: باید قرار است
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
move forward: به جلو بردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
so too: همینطور
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اینده شغلی: Job prospects
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
اینده شغلی: Job prospects
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a step ahead: یک قدم به جلو برداشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a step behind: قدمی به عقب برداشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bounty: ۱ ) مژدگانی و جایزه ای که برای کشتن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overshadow: از اهمیت چیزی کم کردن سایه افکندن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's fair to say: منصفانه ست که بگیم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pursuit of happiness: the act of trying to achieve happin ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pursuit of happiness: the act of trying to achieve happin ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
finisher: کسی که کاری رو تا آخر پیش می بره T ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dress to kill: خیلی خوشتیپ لباس پوشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dress to the nines: تیپ خفن زدن . خیلی شیک پوشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dress to the nines: تیپ خفن زدن . خیلی شیک پوشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dress to the teeth: خیلی شیک پوشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dress to the teeth: خیلی شیک پوشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
natural world: طبیعت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
believe it or not: باور کنی یا نه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
betterment: اصلاح ترقی بهبود
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
betterment: اصلاح ترقی بهبود
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
push the boundaries: مرزهارا جابجا کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the question of: در باب موضوع
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
state intervention: مداخله دولت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make evident: آشکار کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ever present: همیشگی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by custom: طبق عرف
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
by custom: طبق عرف
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
juggle: تردستی و شعبده بازی کردن. انجام هم ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at any given time: در هر بازه زمانی مشخص شده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tap into: نهایت استفاده را کردن تلنگر زدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give way to: جای خود را به چیزی دادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make space: ایجاد فضا برای ساخت چیزی یا پیشرفت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dual carriageway: جاده دو بانده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut short: کوتاه کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
religious matters: مسایل دینی و مذهبی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
play havoc with: make a situation much more difficul ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
play havoc with: make a situation much more difficul ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sleep debt: Sleep deprivation کمبود خواب
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
صلاح دیدن: To find something expedient
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lost his teeth: افتادن دندان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lost a fortune: از دست دادن ثروت و پول
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose a sale: به فروش نرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lose an eye: نابینا شدن اریک چشم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose blood: خونریزی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose control of the car: کنترل اتومبیل رو از دست دادن از کنت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
natural consequence: پیامد طبیعی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
وایرال شدن: فراگیر شدن در فضای مجازی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
land transport: حمل و نقل جاده ای
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a day of it: تمام روز رو صرف یه کار تفریحی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a bike: دوچرخه سواری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at their best: در بهترین حالت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give in trust: امانتی دادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out of bounds: ممنوعه. Be out of bounds ممنوع است
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get low: Get low in something. یعنی از چیزی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a gap in the market: فرصتی برای ارایه محصول جدید به بازا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
experiment with: امتحان کردن چیزی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
straightway: فورا
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
straightforward: سرراست قابل فهم
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
man hours: نفر در ساعت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
adult age: سن بلوغ
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
underage: زیر سن قانونی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
underage: زیر سن قانونی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
firm friends: دوست صمیمی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
firm friends: دوست صمیمی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
firm faith: ایمان راسخ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep someone busy: کسی رو مشغول کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
coach trip: سفر با اتوبوس های بین شهری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
coach trip: سفر با اتوبوس های بین شهری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dressy occasion: مناسبت رسمی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
put sb down: کنار گذاشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
trekkie: طرفداران و دنبال کنندگان فیلم استار ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trekkie: طرفداران و دنبال کنندگان فیلم استار ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
as of: از فلان روز به بعد
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the like: و موارد مشابه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
textual: متنی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live a lie: در دروغ زندگی کردن . ناصادق بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
live a lie: در دروغ زندگی کردن . ناصادق بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spiral out of control: و همچنین spin out of control. یعنی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
spiral out of control: و همچنین spin out of control. یعنی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
board member: عضو هیأت مدیره
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
labour: معنی های زیادی داره . حزب کارگر. ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
encase: محصور کردن . پوشاندن کاور کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enlist the help of: از کمک کسی بهره بردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
groundbreaking: پیشگامانه نوین Groundbreaking cer ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
forte: نقطه قوت چیرگی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
state of the art: Latest Cutting edge
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play ignorant: خودتو به نتونستن بزنی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a charge: هزینه چیزی شدن هزینه چیزی را طلب کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
snooze button: دکمه ای که زنگ بیدار باش ساعت رو خا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stand the test of time: ارزش خود را در طول زمان حفظ کردن و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make something a habit: تبدیل به عادت کردن چیزی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
risk life and limb: خطر کردن ریسک کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pull a long face: قیافه آویزون به خودت گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tip of the iceberg: مشتی از خروار برای نمونه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
soak in the culture: غوطه ور شدن در یک فرهنگ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do more harm than good: ضررش از فایده اش بیشتره
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do more harm than good: ضررش از فایده اش بیشتره
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
good fences make good neighbors: مالت رو سفت بگیر همسایه تو دزد نکن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in place of: به جای
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in return for: در ازای
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thank goodness: شکرخدا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone's a leg up: کمک کردن به کسی برای پیشرفت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
نسوان: زنان
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be the case: درست بودن صدق کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
patterns of behaviour: الگوهای رفتاری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
patterns of behaviour: الگوهای رفتاری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
generational: نسلی بین نسل ها
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
generational divide: Generational gap شکاف بین نسل ها
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
new blood: نیروی کار تازه نفس
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get to know someone: کسی را شناختن آشنا شدن با کسی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bring something to an end: به پایان رساندن چیزی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring something to an end: به پایان رساندن چیزی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
since then: از اون موقع
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep something within budget: در حد بودجه خرج کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's what friends are for: دوستی به درد همین ها میخوره
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
that's what friends are for: دوستی به درد همین ها میخوره
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it's no good: بی فایده ست
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
endue: ارزانی داشتن به
١ سال پیش