نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
too little too late: نوش دارو بعد مرگ سهراب معناشو کاور ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a fool and his money are soon parted: کسی که احمقانه پولاشو خراب میکنه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a light purse is a heavy curse: بی پولی مصیبته
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back on your feet: دوباره سرپا شدن بعد یه دوره ورشکستگ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beyond your means: فراتر از بودجه یا توان خرج کردن و ع ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rainy days: روز های بارانی روزهای سختی و مشکلا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rainy days: روز های بارانی روزهای سختی و مشکلا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
step outside your comfort zone: از حاشیه امن خود خارج شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
move up the ranks: Get promotion
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a sweet tooth: علاقمند به شیرینی جات بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
highly prized: گرانبها
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hold true: Be the case . صدق کردن. درست بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
yonder: Beyond Further آنسو آنطرف
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
benefitical: مفید Helpful Useful
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
office experience: تجربه بودن در یک موقعیت شغلی اداری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get extended: طولانی شدن . تمدید شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dress smartly: آراسته و رسمی لباس پوشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get stressed: مضطرب شدن . اضطراب گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get stressed: مضطرب شدن . اضطراب گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
family run hotel: هتل خانوادگی. یعنی یک بیزینس خانوا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
executive guarantee: ضمانت اجرایی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
colour bar: محدودیت نژادی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be studded with: مملو از چیزی بودن . Abounds with. ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
speeding ticket: برگه جریمه سرعت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
personal stuff: کارهای شخصی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
personal best: بهترین رکورد و عملکرد هر فرد
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hurdle: مانع مشکل سد
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
paperwork: تشریفات اداری کاغذ بازی های اداری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
employment prospects: آینده شغلی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
supplement: تکمیل کردن مکمل
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
digital native: Digital native generation نسلی که ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
substitute index: شاخص جایگزین
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
downsize: تعدیل نیرو کردن کوچک کردن یک کمپان ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
preponderance: Majority
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
verdant: Lush green
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vibrant: سرزنده و پرانرژی بانشاط
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cardboard: مقوا
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
appeal: Appeal جذابیت Appeal to someone ج ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
compatible: سازگار تفاهم دار
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sort out: مرتب کردن و ترو تمیز کردن. نظم داد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
civic center: مرکز شهر قلب شهر
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in person: Face to Face One on one
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clampdown: سخت گیری کردن تخت فشار گذاشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pent up anger: خشم سرکوب شده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clingy: وابسته از نظر عاطفی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
oversight: سهل انگاری کوتاهی و غفلت . سرپرست ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pawn: آلت دست بازیچه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
polished manner: رفتار مودبانه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
contentment: Satisfaction
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
opportunity shop: بازارچه خیریه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
convenience store: خواروبار فروشی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cost of living: هزینه زندگی Expenditures
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hands on: Hands on training آموزش عملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
educational stage: سطح تحصیلات
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
level of education: سطح تحصیلات
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feature movie: فیلم های سینمایی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spin out of control: از کنترل خارج شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spin out of control: از کنترل خارج شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
creedless: بی دین بی عقیده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
help is at hand: کمک در دسترس و امکان پذیر است . غر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disguise: تغییر چهره دادن لاپوشانی کردن پنها ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as free as a bird: آزاد و رها بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
formula: فرمول شیرخشک
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
inhere: ذاتا موجود بودن وجود داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get into a fight: دعوا درست شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come into being: پا به عرصه وجود گذاشتن به وجود آمد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
come into money: پولدار شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
speak in broken: دست و پا شکسته حرف زدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ruleless: بی قانون
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
within reason: در حد معقول
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in driving seat: در موضع قدرت بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
plantation: مزرعه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take the initiative: ابتکار عمل را در دست گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bean is never wet in their mouth: دهنش لقه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you pay your money and you take your choice: هر چقدر پول بدی همونقدر آش میخوری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an object of derision: مایه تمسخر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
say that: برفرض که
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
head in the right direction: در مسیر مناسب و پیشرفت حرکت کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enlist the help of somebody: از کمک کسی بهره گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bend to backwards: تمام تلاش خود را کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bend over backwards: تمام تلاش خود را کردن به آب و آتش ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dispense: توزیع کردن معاف کردن . صرفنظر کردن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an object of: مایه An object of derision مایه تم ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
converted: بازسازی شده ( ساختمان )
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pomp and ceremony: Pomp and show یعنی با کبکبه و دبدب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
health care worker: کادر درمان
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
health care provider: فراهم کننده خدمات بهداشتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thereof: مربوط به آن وابسته به آن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
education levels: سطح تحصیلات
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سطح تحصیلات: Level of education
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dip voice: صدای کلفت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get up to speed: در جریان آخرین اطلاعات به روز قرار ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
suspenseful: پر از هیجان و بلاتکلیفی دور از انتظ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unfulfilled expectations: انتظارات برآورده و محقق نشده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get round: دور زدن چیزی. متقاعد کردن کسی . پ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rapid industrialization: با سرعت صنعتی شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring something into effect: چیزی را عملی کردن به اجرا درآوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a glare: چشم غره رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a rolling stone gathers no moss: کسی که مدام از شاخه ای به شاخه دیگه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take someone along: با خود آوردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as a matter of course: طبق روال همیشه . خود به خوپ
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
well read: اهل مطالعه کتاب خوان
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
well read: اهل مطالعه کتاب خوان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick a fight: دعوا درست کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pick a fight: دعوا درست کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stab someone to the back: خیانت کردن از پشت خنجر زدن از پشت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make the rounds: سرکشی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
instil doubt into someone's mind: کسی را مردد کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cast doubt on: زیر سوال بردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw doubt on: زیر سوال بردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
put one's foot in one's mouth: حرف مفت زدن دهن خود رو بی موقع باز ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
figurative: تمثیلی و استعاری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take no notice: توجه نکردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make generalisation: Popularize تعمیم دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
out of desperation: از روی اضطرار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run up so many debts: کلی بدهی بالا آوردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
heyday: دوران طلایی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
small time: خرده پا آماتور بی اهمیت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
subsist: امرار معاش کردن زندگی گذراندن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
transfat: روغن های مضر
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
indulge in: مشغول شدن به کاری که برات مضره .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
art and crafts movement: جنبش هنر و پیشه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tourist center: مرکز گردشگری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's the chance to: این فرصتی ست برای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a given: یک حقیقتی که پذیرفته شده ست و نیازی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tailor: متناسب کردن سازگار کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what a pain: چه بد . چه دردسری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ghost town: شهر متروک
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catchy tune: آهنگ بیاد ماندنی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
acquisition: اکتساب فراگیری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
job application: فرم درخواست کار
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
job application: فرم درخواست کار
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
job order: سفارش کار . دستور کار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تک بانده: One way
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a selection: Make a choice
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
land someone to hot water: کسی رو تو دردسر و هچل انداختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go the whole nine yards: همه تلاش خود را کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be due to: قرار بر چیزی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep something alive: زنده نگه داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
get accustomed: عادت کردن Get used to
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
commercial audience: مخاطبان تجاری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
human development: رشد و توسعه و تکامل انسانی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
هیئت مدیره: Board Board of directors
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
breathe new life into: جان تازه ای بخشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
breathe new life into: جان تازه ای بخشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flat rate: نرخ ثابت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
by word of mouth: دهان به دهان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if time is on our side: اگر بخت یارمون باشه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
time is on our side: زمان کافی داریم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
luck is on our side: شانس با ماست
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drag someone into something: پای کسی رو وسط کشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
breathe down one's neck: پاپی شدن گیر دادن به کسی و کنترل ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
light food: غذای سبک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be destined for: محکوم به چیزی بودن . مقدر شده برای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
priority mail: پست پیشتاز
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
priority mail: پست پیشتاز
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
settle on: گرفتن تصمیم نهایی بعد از بررسی گزین ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hard won: سخت به دست آمده A hard won success
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
repeal a law: Officially end a law
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
inadvertent mistake: اشتباه سهوی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
make a nuisance of oneself: موی دماغ دیگران شدن موجب آزار و اذ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
host family: خانواده میزبان
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
operate at a gain: سود کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
move round: دور زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get rounds: سرکشی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
safety hazard: خطر ایمنی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
niggle: خرده گرفتن . انتقاد جزیی . درد جز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
financial circumstances: شرایط مالی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
economic circumstances: شرایط اقتصادی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
relevant work experience: تجربه کاری مرتبط
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disillusion: سرخوردگی. از توهم درآوردن. ناامید ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to such an extent: تا اندازه ای که تا حدی که
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out of hand: عجولانه و بی فکر فوری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ask for a lady's hand: درخواست ازدواج دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a mean streak: تمایل به بدی داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in place: برقرار. In place of=بجای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
external member: عضو خارجی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flip a coin: شیر یا خط انداختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heal the rifts: کینه هارا کنار گذاشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
down the road: مثلا We will reunion down the road ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
not to be outdone: برای عقب نماندن از قافله
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sizable following: هواداران زیاد
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
intellectual challenge: چالش های ذهنی و فکری هم می تونه معن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fact and figures: حقایق و آمار و ارقام
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fact and figures: حقایق و آمار و ارقام
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
off colour: بیمار . ناخوش به شوخی های ناجور هم ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
off colour: بیمار . ناخوش به شوخی های ناجور هم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
start the car: روشن کردن ماشین
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bury one's head in the sand: مثل کبک سر در برف فرو بردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chameleon: آفتاب پرست آدم حزب باد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
change colour like a chameleon: مثل آفتاب پرست رنگ عوض کردن . حزب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
visiting student: دانشجوی میهمان
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
off campus: خارج از دانشگاه . Off campus housi ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
soil conditioner: مواد اصلاحی و تقویتی خاک
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
soil conditioner: مواد اصلاحی و تقویتی خاک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a trouble shared is a trouble halved: وقتی مشکلت رو با بقیه در میان بذاری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
news consumer: دنبال کننده اخبار . فرد علاقمند به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a sigh of relief: نفس راحتی کشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take a back seat: وقتی موضوعی در مقابل یک موضوع مهم ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
front facing camera: دوربین جلو
١ سال پیش