نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
all fours: On all fours چهار دست و پا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
normal work hours: ساعات کاری عادی و نرمال
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unsocial work hours: ساعات کاری که نرمال نیستن و بقیه ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go along with: موافق بودن موافقت کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trading: تجارت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disillusioned: سرخورده مایوس
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have a guilty conscience: وجدان ناراحتی داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take to: عادت کردن از کسی یا چیزی خوش اومدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on someone: به حساب کسی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
old hand at something: کارکشته و وارد بودن در کاری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after effects: اثرات متعاقب
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
after effects: اثرات متعاقب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bombardment: بمباران
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bombardment: بمباران
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drift apart: Grow apart کم کم از همه فاصله گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have a soft spot for somebody: نسبت به کسی مهر و محبت داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
have a soft spot for somebody: نسبت به کسی مهر و محبت داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get broken: شکستن خراب شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
serious looking: جدی موقر
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gunrunner: دلال اسلحه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
winding sheet: کفن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go senile: فرتوت شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mother child bond: محبت مادر فرزندی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a go: امتحان کردن چیزی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give stitches: بخیه زدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sketch: طرح کلی یا طرح زدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
outlandish: عجیب و غریب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
onerous duties: وظایف دشوار.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lose favor: Lose favour with someone حمایت کسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
find favour with someone: حمایت کسی را جلب کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn a blind eye to something: عمدا نادیده گرفتن چشم پوشی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in the distance: دور دست اما در میدان دید دور اما ق ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
how come: چطور ممکنه چرا
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rings a bell: به نظر آشناست
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
jalopy: ابوقراضه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
action replay: ویدیو چک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to live in peace and brotherhood: زندگی کردن در صلح و برادری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a change of heart: تغییر عقیده دادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spending money: پول تو جیبی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stardom quality: قابلیت ستاره شدن معروف شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the root of the problem: منشأ مشکل
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
waves of disappointment: امواج ناامیدی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep the ideas flowing: خلاقیت را حفظ کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep a conversation flowing: مکالمه را ادامه دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fiery tempered: تندخو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spark outrage: خشم کسی را برانگیختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get off to a rocky start: شروع سختی داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plant seeds of hope: بذر امید کاشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seeds of jealousy: بذر حسادت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go vegan: گیاهخوار شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wise decision: تصمیم عاقلانه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tough decision: تصمیم سخت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trust one: به حس درونی خود اعتماد کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strongly disapprove: شدیداً مخالف بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
counter someone: جواب انتقاد کسی را دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
frown of disapproval: اخم نارضایتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
frown of disapproval: اخم نارضایتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
outstanding performance: عملکرد یا اجرای عالی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
speak highly of: از کسی یا چیزی تعریف کردن به خوبی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
win someone: تاییدو موافقت کسی را جلب کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hate someone with passion: شدیداً از کسی بیزار بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
develop a strong aversion: از چیزی شدیداً بیزار شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blind hatred: نفرت کورکورانه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take an instant dislike: در نگاه اول از چیزی بد آمدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
great love: عشق بزرگ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clearly state: به وضوح بیان کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
substantiate a claim: ادعایی را اثبات کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leaked document: سند فاش شده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep off the grass: روی چمن ها نرید
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look after number one: اول خود را در نظر گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
aggregate: مجموع
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cognizant: باخبر مطلع آگاه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get the best value of something: بهترین استفاده را از چیزی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trust one intuition: به حس درونی خود توجه و اعتماد کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
openly accuse: آشکارا متهم کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep to something: پایبند بودن به چیزی در مسیری ماندن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take major strides: گام های اساسی برداشتن اقدامات جدی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take exception: آزرده شدن برخوردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sesame: کنجد
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sesame: کنجد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a vile smell: بوی بد بوی گند
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back to the salt mines: بعد از تعطیلات به مدرسه یا سرکار بر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
establish a good rapport: رابطه خوبی ایجاد کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
all talk: آدمی که همش حرف میزنه و اهل عمل نیس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over the worst: رو به بهبود بودن در حال ریکاوری بود ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
make a visit: ویزیت کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an analogy: قیاس کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sociality: اجتماعی بودن ( اسم )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reproductive organs: اندام های تناسلی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nestle: لمیدن در جای امن قرار داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nestling: جوجه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
come across: سه معنی داره ۱ ) اتفاقی به چیزی بر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
railway carriage: واگن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
potable water: آب آشامیدنی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put a hex on someone: کسی را طلسم کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put a spell on someone: کسی را طلسم کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be under a spell: طلسم بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stepping stone: سکوی پرتاب پله ترقی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scapegoat: قربانی کسی که تقصیر رو میندازن گرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
throw one: از قدرت نفوذ و توان خود استفاده کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be one: آزاد و مستقل بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
declare war: اعلام جنگ کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
declare war: اعلام جنگ کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stockpiling weapons: انبار کردن تسهیلات
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deploy troops: استقرار نیروها
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
launch an attack: حمله کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
launch an offensive: حمله نظامی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
launch an offensive: حمله نظامی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
horrors of war: تبعات وحشتناک جنگ
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
horrors of war: تبعات وحشتناک جنگ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
civilian casualties: تلفات غیرنظامی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
civilian casualties: تلفات غیرنظامی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
restore peace: برگرداندن صلح
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fragile peace: صلح ناپایدار
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fragile peace: صلح ناپایدار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring stability: ثبات آوردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take it from me: اینو از من داشته باش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put your mind to it: حواس خودتو جمع کن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nothing of the kind: اینطور نبودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
troubled marriage: ازدواج پرتشویش
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
happily married: خوشبخت صفت برای افرادی که ازدواج م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
repulse: دفع کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you had me at hello: از همون اول دلمو بردی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
how dare you: چطور جرات میکنی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
speak your mind: حرف دلتو بزن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lovey dovey weather: هوای دونفره
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lovey dovey weather: هوای دونفره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pop the trunk: صندوق رو بزن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pop the trunk: صندوق رو بزن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dandruff shampoo: شامپو ضد شوره
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
from the bottom of my heart: از صمیم قلبم
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
kick out: اخراج کردن با تیپا بیرون انداختن Ge ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a guess: حدس زدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a guess: حدس زدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
award winning: صفت برای فیلم یا موزیک یا هرچیزی که ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on the point of doing something: About to نزدیک بودن به انجام کاری ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
newcomer: تازه وارد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
above board: صادق روراست
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
above board: صادق روراست
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
change one: نظر خود را عوض کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stringed instruments: سازهای زهی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wind instruments: سازهای بادی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
change hands: دست به دست شدن از کسی به مالک بعدی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on one: در راه بودن . I'm on my way توراه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
facial expressions: حالت های چهره
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
facial expressions: حالت های چهره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a draw: The match ended in a draw بازی مسا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i bit him to frighten you: به در گفتم دیوار بشنوه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
can of worms: موضوع دردسرساز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a ready wit: حاضرجواب
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
watch your mouth: حرف دهنتو بفهم
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rule of thumb: حساب سرانگشتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make contribution: مساعدت کردن همکاری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make contribution: مساعدت کردن همکاری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
be your own hero: قهرمان زندگی خودت باش
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be your own man: مستقل بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
worth ones salt: لیاقت درآمد رو داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fix up: ترتیب کاری را دادن تعمیر کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a look round: به اطراف نگاهی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get back to: بعد از مدتی جواب نامه یا تلفن کسی ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one: حواس خود را جمع چیزی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean up one: رفتار خود را بهتر کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kee one: به همه صداها توجه کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work out all the bugs: تمام مشکلات را حل کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
insolvent: ورشکسته بی پول
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
invoke: متوسل شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
look the other way: خودتو به اون راه زدن عمدا نادیده گ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
purse one: بستن لبها
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hijack: معنی kasra کاملا جامع وصحیح بود
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
shake one: ایمان کسی را متزلزل کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shake with something: از چیزی لرزیدن مثلا ترس یا سرما Sh ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do any good: موثر بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bookworm: Avid reader کسی که بسیار علاقه به ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hearth: کنار شومینه یا بخاری کانون گرم خان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hearth and home: کانون خانواده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hearth and home: کانون خانواده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in an instant: فوری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
featherbrain: حواس پرت احمق گیج
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tycoon: کله گنده غول یه آدم موفق و معروف
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to apply a salve: مرهم مالیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the eye: Glare چشم غره I got the eye from m ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
all day long: کل روز
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get up to: انجام دادن کاری که بار منفی در نظر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be bound for someplace: عازم جایی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit a bump: با دست انداز برخورد کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put something in practice: چیزی را عملی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pain in the neck: موی دماغ بودن روی اعصاب بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have the best of two worlds: منفعت هر دو حالت را داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as a rule of thumb: با یه حساب سرانگشتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back on one: دوباره سر پا شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back on track: برگشتن به مسیر نرمال
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
back on track: برگشتن به مسیر نرمال
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get back on track: به مسیر نرمال و عادی و درست برگشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
social exclusion: محرومیت اجتماعی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
social exclusion: محرومیت اجتماعی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
low wage earners: کم درآمد ها
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
high income earners: افراد پردرآمد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
effective government: دولت کارآمد
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
furtherance: پیشبرد پیشرفت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
police: در جایگاه فعل به معنای پاییدن مراقب ...
١ سال پیش