نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
patronage: پشتیبانی سرپرستی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have time on one's hands: بیکار بودن وقت آزاد داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have time on one's hands: بیکار بودن وقت آزاد داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
creek: نهر
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
arousal: انگیختگی و تحریک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mind wandering: گیج کننده سرگردان
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pain threshold: آستانه درد
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pain threshold: آستانه درد
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give away: بخشیدن اهدا کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
glaring: برای نگاه میتونیم بگیم نگاه برافروخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
off limits: ممنوعه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
perceived: در نظر گرفته شده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cognitive development: رشد شناختی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cognitive development: رشد شناختی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
passenger vehicles: وسایل نقلیه مسافربری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کشور مبدا: Source country
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
social stability: ثبات اجتماعی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
social approval: محبوبیت و مقبولیت اجتماعی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
social conflicts: کشمکش های اجتماعی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
social contract: توافقات و قرارداد های اجتماعی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
social education: آموزش مسائل اجتماعی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
social gap: شکاف اجتماعی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
behavioural problems: مشکلات رفتاری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
behavioral problem: مشکل رفتاری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
online fraud: کلاهبرداری آنلاین
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unorthodox requests: درخواست های نامتعارف و نامعقول
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be to blame for something: مقصر بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
retrieve: پس گرفتن دوباره بدست آوردن بازیاب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sporting events: رویداد های ورزشی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sporting events: رویداد های ورزشی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
target audience: مخاطبین مورد نظر و هدف
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
supporting role: نقش مکمل Leading role نقش اول
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fast track: میانبر
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
foreshadow: حکایت داشتن خبر دادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
homeowner: صاحبخانه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
homeowner: صاحبخانه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
بازه زمانی: Period Timescale Timeframe Space of ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
come cheap: ارزونه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall out of use: کاربرد نداشتن از دور خارج شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trave writing: سفرنامه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sweetish: شیرین
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
baby talk: صدای بچه گونه درآوردن و حرف زدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
repertoire: خزانه اندوخته مجموعه آثار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
romantic relationship: رابطه عاشقانه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
romantic relationship: رابطه عاشقانه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep someone in the dark: کسی را در بی خبری گذاشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
excel: در کاری عملکرد عالی داشتن بهتر و ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
change course: تغییر مسیر دادن تغییر رویه دادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
propulsion: نیروی محرکه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
liaise: نقش رابط را ایفا کردن همکاری کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
one rotten apple spoils the barrel: یه بز گر، کله رو گر میکنه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sweat blood: سخت کار کردن جان کندن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay rise: افزایش حقوق
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pay rise: افزایش حقوق
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
incur a punishment: سزاوار تنبیه شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tell fortunes: پیشگویی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tell to one's face: مستقیم حرف زدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tell the time: ساعت رو خوندن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put your foot in it: نادانسته و یهویی چیزی بگی که باعث ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put your hand in your pocket: to give money to charity ( = organi ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hand in your notice: استعفای رسمی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bend the rules: دور زدن قانون
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit the headlines: خبرساز شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
forced migration: مهاجرت تحمیلی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
prompt payment: پرداخت به موقع
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drop a hint: غیرمستقیم حالی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pace up and down: مدام رفتن و برگشتن یه مسیر
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blot out: محو کردن پاک کردن فراموش کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
old school: سنتی . با تفکر قدیمی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
source of evil: منبع شر و خباثت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
places of interest: مکان دیدنی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
administer: تجویز و خوراندن دارو اجراکردن مثلا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
get messed up: کثیف و بهم ریخته شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to more extent: تا حد بیشتری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to the same extent: به همان میزان
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
early bird: سحرخیز
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
miscellaneous: متفاوت گوناگون متنوع
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
state of flow: Be overwhelmed by something
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drift: به آرامی حرکت کردن در آب یا هوا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
material goods: کالاهای مادی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
material goods: کالاهای مادی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pop culture: نظر موسی کاملا جامع بود👍
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leave somebody cold: جذاب نبودن و کسل کننده بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
push papers: انجام دادن کارهای کسل کننده و بی اه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
push papers: انجام دادن کارهای کسل کننده و بی اه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vulgar: رکیک مبتذل Crude
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stroll: پرسه زدن قدم زدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
doom and gloom: یاس و ناامیدی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tourist trap: جاهایی مثل فروشگاه ها و رستون ها که ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stand a chance: شانس چیزی را داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
white noise: صداهای آرامش بخشی مثل صدای با ون
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
white noise: صداهای آرامش بخشی مثل صدای با ون
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a sense of agency: Have a sense of control on your des ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
working trip: Business trip
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
walk on air: Be over the moon
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
morph: Morph into تغییر شکل دادن خودت رو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ironic: جالب طعنه آمیز
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ironic language: زبان طعنه آمیز
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
purge: پاکسازی کردن حذف کردن بیرون کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
to start with: Firstly
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to start with: Firstly
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
roadway: جاده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
roadway: جاده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
twist someone's arm: نظر کسی رو عوض کردن متقاعد کردن کس ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
falter: تردید پیدا کردن لکنت زبان پیدا کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dead on one's feet: خسته و کوفته بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
amputate: قطع عضو به دلایل پزشکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
amputate: قطع عضو به دلایل پزشکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pant: نفس نفس زدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
contemplate: عمیقأ اندیشیدن و تامل کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
excellence: برتری مرغوبیت تعالی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lighthouse: فانوس دریایی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pervasive: فراگیر نافذ گسترده Pervasive sme ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a piece of cake: مثل آب خوردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a mess of: گند زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eye tracking: نوعی از تحقیقات
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take into consideration: مورد توجه قرار دادن Take into acco ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
come to no harm: صدمه ندید
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
come to no good: عاقبتی نداشت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
professional etiquette: آداب و رسوم حرفه ای و مربوط به شغل
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be to: قرار بودن What is to come چیزی که ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
consulting services: خدمات مشاوره
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
consulting services: خدمات مشاوره
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bedsitter: اتاق اجاره ای
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cone off: با مخروط های نارنجی رنگ اعلام خطر، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gasworks: کارخانه گاز
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gasworks: کارخانه گاز
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leisure time: Spare time Free time Idle hours
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leisure activity: سرگرمی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
venerable: قابل احترام
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make through: از پس چیزی برآمدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
see through: به حقیقت پی بردن به ماهیت حقیقی چی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
identify with: همزاد پنداری کردن همدردی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
halfway around the world: در آن سر دنیا
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
halfway around the world: در آن سر دنیا
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
by my side: کنارم I need you by my side
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
show off: افاده ای پزپزو
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vegetate: علافی کردن وقت تلف کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unpick: Scrutinize موشکافی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clamour: تقاضا کردن چیزی به همراه هیاهو و سر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chronic condition: شرایط سختی که طولانی شده و امکان به ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
shopping problem: معتاد به خرید
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unmet: برآورده نشده Unmet needs نیازهای ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make something a breeze: to be extremely easy new smartphone ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
within walking distance: خیلی نزدیک در حدی که میشه پیاده رفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
worn and torn: پاره پوره
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تمام رخ: Full faced
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
consign: ارسال کالا برای فروش . کسی رو در م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
good citizenship: شهروند خوبی برای جامعه بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at the mercy of: تحت تاثیر در معرض Yet humanity ha ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
proxy: جایگزین نایب
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
land clearing: نابود کردن جنگل ها و اراضی با بریدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put into action: عملی کردن اجرا کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spotlight: کانون توجه مثلا Let's put the spo ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
configure: پیکر بندی کردن چیدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
parentage: Root اصل و نسب ، ریشه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get right: Get things right کارهارو درست انجام ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
take form: شکلی به خود گرفتن مثال It can take ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take form: شکلی به خود گرفتن مثال It can take ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
exert leadership: رهبری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
exert oneself: تمام تلاش خود را کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
exert oneself: تمام تلاش خود را کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
exert oneself to the utmost: تلاش کردن تا حد اعلا
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
consist in: ربط داشتن به
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hard wired: صفت ، عادت یا هرچیزی که نهادینه ست ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nuance: ریزه کاری های ظریف
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it doesn't matter: مهم نیست
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
derogatory: Pejorative توهین آمیز
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
perpetuate: جاودانه کردن خصوصا یک بیعت نادرست و ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
soft shoulder: شانه خاکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hard shoulder: Soft shoulder شانه خاکی جاده است ام ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
subject to: در معرض چیزی بودن مثل be exposed t ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
age group: گروه سنی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
paediatrics: پزشک اطفال
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
struggler: بچه هایی که توی مدرسه ضعیفن و مشکل ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in check: تحت کنترل
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
blow one's own trumpet: همچنین Blow your own horn خودستای ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a contribution: کمک مالی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a bargain: معامله شیرین کردن خرید خوبی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cold turkey: ترک یک عادت به صورت ناگهانی و یکهو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rebound: برگشتن به وضع اولیه مثلا تلاش کنی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
process oriented: فرآیند گرا در مقابل هدف گرا
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
aliment: Aliment یعنی غذا با غذا دادن Ailme ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fashion statement: جلب توجه کردن Make fashion stateme ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hallmark: نشانه بارز مشخصه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
backward looking: کسی که نگاهش به گذشته ست و مدام در ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
senescent: پیر سالخورده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
entomology: حشره شناسی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strand: به معنای رشته هست . همچنین ساحل و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
faulty statistics: آمار غلط
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
faulty reasoning: استدلال غلط
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keeping cattle: دامداری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sleek: براق مثلا Sleek black hair موی ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sleek: براق مثلا Sleek black hair موی ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
acquisition: مالکیت حصول اکتساب
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stunt: بدلکاری کردن شیرین کاری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dissonance: تناقض ناهماهنگی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
elicit: استخراج و استنباط کردن بیرون کشیدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
forthcoming: پیش رو آتی مثلا انتخابات پیش رو ی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wander: بی هدف گشتن ول گشتن
١ سال پیش