پیشنهادهای فاطمه تاجیک (٢٨)
ریشه داشتن در
متعلق به جایی یا چیزی در گذشته
نوسانات
مرتبط دانستن
در جایگاه صفت به معنای ( زندگی شده ، گذشته ) outlived life - chapter یعنی فصل گذشته زندگی
باز تعبیر
جهش
وضعیتی
مفهوم دوباره دادن
اندیشه
در آمیخته شدن
راحت
فریبنده
To sit with به معنای وقت گذراندن با چیزی یا کسی
سر در آوردن از جایی
To rush head down یعنی با عجله هجوم بردن به سمت موضوعی در دل موضوعی رفتن E. G: To rush head down through the ambiguity and get it over به دل ابهامات ...
بی طرفی
ایجاد شده
ظاهر شدن
سرگذشت
در پایان کتاب به معنای : یادآوری
زمانی که صحبت راجع به میراث فرهنگی یک هنرمندمیباشد به معنای : آثار به جا مانده از او E. G:The legacy he left آثاری که او از خود به جا ماند.
تقدیم به یاد و خاطره. . .
. . . Dedicated to تقدیم به. . .
Making sense of something یعنی دستیابی به معنای چیزی یا درک معنای چیزی E. G: making sense of life's changes درک معنای تغییرات زندگی