پیشنهاد‌های محمدرضا حیدری (١١٥)

بازدید
٢١
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شَوَند ( پارسی ) : دَلیل ( اَرَبی ) ، reason ( انگلیسی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دروغیدن: دروغ گفتن از آن جایی که دروغ گفتن یکی از کارواژه های پربسامدِ پارسی است، می شاید دروغ را کارواژه کنیم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی یا چیزی که دارایِ مکتب باشد. پارسی برابرش: اَندیشگاه مند اَندیشگاه: مکتب مند: پسوندِ دارایی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مکتب: اَندیشگاه ( اگر به معنای مجموعه ی باورها باشد ) ؛ آموزشگاه ( اگر به معنای جایِ آموزیدن و آموزاندن باشد )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گُوالِش سِتاک نام ( اسمِ مصدر ) یی پارسی به چم ( معنای ) رشد گری است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کُلی: بَسا؛ هَمادین بسته به کاربرد آن یکی از این دو واژه را می توان به کار برد. اگر در این کاربرد باشد: �کلی کالا خریدم�، بسا به کار می رود. اگر در ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بَسا پارسی برابرِ کُلی است. برای خیلی هم می توان آن را به کار گرفت. از آن جایی که بسیار واژه ای بلند است و شاید کسی بخواهد برابری پارسی و کوتاه تر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از میان بردن پارسی برابرِ از بین بردن است. از بین بردن به پارسیِ سره می شود از میان بردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

no way

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به هیچ روی: no way

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستفاد: کاربرده ( به کاربرده ) جز این درست و نیازین نیست.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد من: درونتوانه ( درون توانه ) توان به همراهیِ پسوندِ ـه که نام ساز است. توانه: مایه ی توانمندی. بخشِ درون نیز به خوبی ریشه ی این توانه را رو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استعداد به هیچ روی نمی شود توانایی! استعداد: talent توانایی: ability خواهشمندم تا زمانی که برابرِ پارسیِ درخور را نیافته ایم، همان واژه ی بیگانه را ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فان ( fun ) = خوش جز این بی هوده و نانیازین است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شخصیت: کَسِگی شخص: کَس پیشنهاد می کنم همین را به کار بگیریم. زیرا در انگلیسی و اربی هر دو از person یا شخص که به یک چم ( معنا ) هستند بهره گرفته اند ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عیار: سَنجه جز این بی هوده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ژرف شوید، عمیق شوید

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ژرف بشو، عمیق بشو

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می توان افزون بر trend، واژه ی aura را هم گِرایه برابرنهاد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

زاوری کردن به چم ( معنای ) خدمت کردن است. اگرچه پیشنهادم این است که گفته شود زاوریدن. نمونه: قاسم سلیمانی به دور از سوگیری ها و تهمت های واردشده، س ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت اند از: چنین اند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ذکر: یادکَرد تذکر: یادگَری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شرط گذاری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

فغانسیک فغانس آوایش خود گویشوران آن از کشور فرانسه، و ـیک پسوند گزارواژه ( صفت ) ساز در پارسیِ میانه بوده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشترک: همنباز، هم انباز جز این نادرست یا نانیازین است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پذیر: قبول

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نلشتیم در لری به چم ( معنای ) نذاشتیم است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیاغاز: آغاز کن ( تو ) . بی آغاز: چیزی که آغاز ندارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اَهَم به چم ( معنای ) مهم تر به پارسی مِهتَر می شود. چمِ مِه را بنگرید. تر نیز پسوند برترساز است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ظهور: پِیدایِش جز این نادرست یا نانیازین است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بغ رنج برابرِ پارسیِ مشکل است. بهترین واژه ای که برای جایگزینِ پارسیِ مشکل یافته ام بغ رنج است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفکر: اَندیشِش ( thinking ) جز این نادرست یا نانیازین است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام واژه به معنای چیزی یا کسی که نمی لرزد. پادچم ( مخالف، antonym ) آن لرزان است. نمونه: دست ها و پاهایش نالرزان بود. آن لرزانیِ پیش تر را دیگر نمی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زی شیوه زی: پیشوند به معنای زندگی ( زی در آبادیس را بنگرید ) سبک، استایل: شیوه ( method یا style )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هیرمَند: غنی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واقع: راست ( real ) واقعی: راستین ( real ) واقعیت: راستی ( reality ) گرامیان گویا هیچ کس نمی دونه پدیداری به معنای واقع بودن نیست. هر واقعی پدیدا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

خیم برابر پارسی خلق است. اخلاق: خیمِگان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبار: دُژسالار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دژسالاری کیایش برساخته و دساتیری است و نیز در هم سنجیِ با دژسالاری، فهم پذیری کم تری دارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاره ایک

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

I guess: گمان می کنم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوته ویدیو تا وختی که برای ویدیو چیزی خوب بیابیم همین کوته ویدیو بهترین واژه هست. توژ هم نمی شه گفت چون توژ می شه film نه video. نماهنگ نمی شه کلی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک نام واژه که از واژه و ستاک آفریدن گرفته شده است. مناسب برای جانشینیِ برای نمونه مخلوقه. واژه ای که اگرچه نداریم چنین چیزی. ولی مخلوق را اگر آفریده ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ذهن آفرینه: آن چیزهایی که ساخته ی ذهن هستند و ریشه و بنیادِ آن ها در ذهن و نه جهانِ بیرونی ریخت یافته است. به عبارتی: تأملاتِ ایده آلیستی. می توان ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سِدا ( به معنای صدا ) = sound

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اندیشه گری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برابرِ پارسیِ عاشقتم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیشوندی به چم ( معنای ) ضد در اَرَبی و anti در انگلیسی است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

چادر زدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زی به معنای زندگی را در جایگاه پیشوند به کار می بریم. لایف استایل: زی شیوه