پیشنهادهای محمدرضا حیدری (١١٥)
کامپوزیت: آسیب درمانی
آذرگردباد پیشوند آذر را فرهنگستان نیز بسیار به کار می برد. پیشوند آتش است.
مَتَل به معنای داستان افسانه ای و کوتاه، نه میشه tale نه story نه . . . مَتَل: fable
برای منبع و source/سورس از واژه ی بنگاه بهره می بریم. از بنخان بهتره. ما یک پسوند مکان داریم اون هم ـگاه هست. دیگه به چیزی نیاز نداریم. برای بنگاه ...
دوستان من گشتم یک چیزی رو یافتم. برای هدایت فرهنگستان هازش و هاختن و هازیدن رو به رسمیت و درستی شناخته. پس نیاز به برابر دیگه برای پهپاد نیست! حس م ...
کنوانسیون/convention: آیین این برابر همه ی کاربردهایش را در بر می گیرد. ولی دیگر برابرهای پیشنهاده نه.
از واژه ی تَمَوُّل به معنای ثروتمندی. برابر پارسی: مایه دارانه
لانچر ( launcher ) راه اَنداز جز این درست نیست.
فِتادِ پسند: موردِ علاقه
تأخیر: دیرکرد تعویق: پس اُفت
پایندش: تضمین
تضمین: پایندش
معاون ( اَرَبیک ) = کاریار ( پارسیک ) = assistant ( اِنگلیک )
get ahead of oneself: عجول بازی درآوردن
فِراش به معنای زوجه یا wife است. تجدیدِ فِراش به معنای باززن گیری یا زن گیری دوباره است.
والاوَرج عالی: والا قدر: وَرج
مرعوب: تَرسانده جز این نادرسته و اضافی.
مُعانِد: سِتیزَنده
معاندت: سِتیز
مذاکره: هَمگویی
مذاکره کردن: همگفتن
داک ( پارسیک ) : تکیه گاه ( اربیک ) ، support ( انگلیک )
seafood: دریاخوراک از واژه های این جوری بهره بگیرید تا جا بییفتند.
prude: کسی که ادا اطوارِ پاستوریزه و سوسول و خانگی در برابرِ چیزهای جنسی داره. میشه گفت کسیدکه باحیابازی می کنه.
mermaid ( اِنگلیسی ) : دَریامَردم ( پارسی ) اگر پیشوند mer به چم معنای ) برکه ( lake ) باشد هم می توان گفت برکه مردم.
تَساچه ( پارسی ) : تمساح ( اَرَبی ) ، crocodile ( اِنگلیسی )
زنده دِلی ( پارسی ) : verve ( انگلیسی ) بهترین برابر برای این واژه ی انگلیسی همین است. همه ی چمان ( معانی ) و کاربردهایش را در بر می گیرد. ذوق و ...
زنده دِلی ( پارسی ) : verve ( انگلیسی )
محل مطالعه، سالن مطالعه، قرائت خانه پسوند ـگاه برای جاهای بزرگ هست. پس در حد یه اتاق باید باشه دست کم.
بهتر است به جای سامانه یا از راژمان بهره ببریم و یا همان سیستم یا نظام را بگوییم. زیرا سامانه از دیدِ ساختاری به درستی یِ راژمان نیست. در همینجا را ...
سیستماتیک ( systematic ) راژمَند بهترین برابر پارسی همین است. شیوه ی ساختِ هرواژه یی که با سامان پیش نهاده اند درست نیست. راژمان و سیستم را نیز بنگ ...
رَواگِرِفت ( پارسی ) : مُجَوِز ( اَرَبی ) ، permission ( انگلیسی ) این واژه بهترین برابر برای هم واژه ی انگلیسی و هم اربی ی بالا هست.
مجوز به پارسی: رَواگرفت بهتر از این واژه نیست.
انرژی ( energy ) به پارسی: وَرزه از وَرز ( ورزش و کار ) و پسوندِ نام سازِ ـه بهترین برابر پارسی همین است.
وَرزه واژه ی پیشنهادی ی پارسی برای واژه ی energy یا انرژی است. وَرز از ورزش و کار می آید، ـه نیز پسوندِ نام ساز است.
نودادگر بر پایه ی واژه ی برنهاده ی فرهنگستان برای خبر: نوداد
واژه ی آبسان برابرنهاده ی پارسی ی مایع در اَرَبی و liquid در انگلیسی است. بهترین برابرنهاده برای liquid است. زیرا واژه ی liquid در انگلیسی چند معنا ...
واژه ی آبگونه برابرنهاده ی پارسی ی مایع در اَرَبی و liquid در انگلیسی است. بهترین برابرنهاده برای liquid است. زیرا واژه ی liquid در انگلیسی چند معنا ...
دورنِمان: تلویزیون ( television یا TV ) بخش tele : دور بخش vision: نما آن ـن هم پسوندِ نام سازِ ابزارساز است. دورنِمان: ابزاری که از دور نمایش می د ...
دورنِمان: تلویزیون ( television یا TV ) بخش tele : دور بخش vision: نما آن ـن هم پسوندِ نام سازِ ابزارساز است. دورنِمان: ابزاری که از دور نمایش می د ...
don't remain
کاور ( cover ) : پوشَن برنهاده ی فرهنگستان هم هست. در آبادیس پوشن را بنگرید.
برای واژگانی که با باب مفاعله هستند، پیشوندِ پارسیِ همـ را می بهراییم. مفاعله: همکاری
عشق ورزیدن: اِشغیدَن ( همان عشقیدن ) به اِشغیدن بنگرید.
اِشغیدَن: عشق ورزیدن عشق واژه یی اَرَبی است؛ ولی اگر آن را با پارسی نویسش بخواهیم داشته باشیم، و از آن یک کارواژه هم بسازیم، آن گه اِشغیدَن می تواند ...
می تواند همان عشق باشد که به واتِگانِ پارسی نوشته شده اند.
گازیدنی: چیزی یا کسی که ارزش و شایستگی یِ گازگیری دارد.
می سُهی: حس می کنی سهیدن را بنگرید. پارسی است.
مَنگیدَن: قمار کردن، to gamble واژه ی منگ را بنگرید.
زی شیوه برابرنهاده واژه ی پیشنهادیِ من برای واژه ی انگلیسیِ lifestyle است. بهتر از این واژه را نمی توان گفت و ساخت برای این واژه ی بیگانه. لایف است ...