پیشنهادهای محمدرضا حیدری (١١٥)
زخمه در اصل به معنای ضربه بوده است. زخماندن: ضربه زدن به زخمیندن نیز بنگرید.
زخمه در اصل به معنای ضربه بوده است. زخمیدن: ضربه زدن به زخماندن نیز بنگرید.
۱. فعل دستوری به معنای بررسی کن. که مرکب گوییِ بی هوده را زدوده. ۲. کسی که کارش بررسی گری است. بهتر است در این معنا گفت بررسنده.
برابر پارسی و برابرنهاده ی ضربه ی اربی است.
مخاطبان: سخنگیران هم و بس. جز این به واژه ی دیگه ای نیاز نیست. نیز بنگرید به درآیه ی مخاطب در آبادیس.
سخنگیران همین و بس. نیز بنگرید به درآیه ی مخاطب در آبادیس.
مخاطب: سخنگیر همین و بس.
نصب کردن: برگماشتن هم برای برنامه های رایانیک، هم نصب کردن کسان برای جاه ها ( مقام ها ) درخور است! نصب کردن برنامه: برگماشتن برنامه
رده ایک بهترین برابر است. رده: class یا کِلَس رده ایک: چیزی که دارای رده است! و این درواقع به معنای این است که دارای رده ی �خوب� و �والایی� است. ب ...
به معنای class: رَده هرچیزی جز این نادرست است.
به معنای کِلَس یا class در طبقه بندی: رَده رسته و دیگر واژه ها درست نیستند.
بوس گَری
کارلازم، نیازمندِ به کار، چیزی/کسی که نیازمند کاری است
همه جا باید گفت تراکنش. اشتباه هست که جایی یه چیز دیگه گفت! واژه ی تراکنش باید همه جا معنای این واژه رو بگیره چون دقیقاً به همون معناست.
فصل فصل بازنمودن