پیشنهاد‌های داوود ملکشاهی (٣٣)

بازدید
١٤
تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

احتمالا همان حدث زدن تازی باشد.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

فلان به معنی شخص مجهول است و بهمان به معنی شیء مجهول و اند و انند و اندی به معنی شمار مجهول. واژگان را به درستی و در جای خود استفاده کنیم!

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

نمودن و نمونش جایگزینی زیبا و درخور برای اشاره است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه �گران� گاه در نوشتگان کهن به چم جدّی بکار رفته که یادآور واژه لاتین grave به چم سنگین و جدّی در زبان های فرنگی است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سوا واژه ای پارسی است و از سواء تازی سواست!

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چرا واژگان یاری و یاری رسانی بجای این واژه تازی بکار نشده و نمی شوند؟

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دریغ است که هم آمیختگی معنای واژگان در پارسی امروزی آن را زبانی کم مایه و سست و بیمارگونه گردانیده است. کاستی و کاهلی روزافزون ما ایرانیان در شناخت و ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بدید من نوواژهٔ �روانگاه� جایگزین خوبی برای این واژهٔ تازی است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نادان کردن کسی را.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برابر پارسی نجوا و زمزمه دندیدن است.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژهٔ زیبای �اَستر� برابر دقیق این واژهٔ تازیست.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گپ همان گفت است.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رابط از ریشه ربط در تازی است که به پارسی �بست� می شود. از این بن واژه پارسی می توان برای هر یک از مشتقاتِ درآمدهٔ آن در زبانمان برابر نهاد. مربوط/مرت ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

راستینگی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به معنی سهم کسی در کاری یا چیزی است و معرب آن نقش است. ( واژه نقش بدین چم معرب از پارسی ست ولی به چمِ نگار تازیست. )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به گمان بنده ریشهٔ این واژه پهلوی و یا کمینه سریانی است. در پهلوی بجای واژهٔ �اوّل� و یا �نخست�، �فَردُم� بکار می شده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به معنی بازی هم هست.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برابر قُطر تازی باشد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نوید در واژه تنها به معنی خبر است و بکارگیری اش بجای مژده و بشارت، علی رغم نظر پیشینیان، درست نیست.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مرکب؛ هر جانوری که برآن سوار شوند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژهٔ کیبا از مصدر کیبیدن یا کیبش برابری شایان برای این واژهٔ تازیست.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انحراف به معنی از راستی به کژی زدن است و ما برای آن در پارسی واژه داریم و نیازی به واژه سازی نیست. کیبش و کیبیدن دارای همین معنی هست و در فرهنگ های ک ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همتایی بس شایان برای �انحراف� که واژه ای تازی است. ( کیبیدن: منحرف شدن؛ کیبا: منحرف )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

این واژه در فرهنگ اسدی و سروری برابر تهدید آمده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به نوشتِ فرهنگ های کهن ( از جمله سروری و اسدی ) ، واژهٔ �زلفین� برابر این واژهٔ تازی در زبان پارسی است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همتای پارسی این واژه در فرهنگ سروری تلاج ذکر شده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تَرْفَنْجْ برابر دقیق صعب العبور در زبان پارسی است. ( با استناد به فرهنگ سروری. )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عفریت یک نوعی اجنه در فولکلور عرب هست که به پلیدی و شرارت شناخته بوده و عفریته مؤمث آن است. عفریته از دیرباز در فارسی و زبان ها و گویش های مجاور به ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

زال برابر پارسی عجوز و عجوزه است و زالِ سام را از آن زال گفتندی که موی سپید داشت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناورد برابر �دوئل� یا جنگ بین دوتن در پارسی کهن هست و در شاهنامه فراوان بدین معنی بکار رفته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می تواند بجای �دوئل� یا جنگ بین دوتن بکار رود. ( با استناد به فرهنگ اسدی. )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهراز برابر معمار تازی است و مشتق از مِه ( رئیس یا بزرگ ) و راز ( رئیس بنّایان ) به معنی رئیس الرؤسای بنّایان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در برخی متون کهن بجای دارا یا دارابِ کیانی آمده.