باخت
/bAxt/
مترادف باخت: باختن ، شکست
متضاد باخت: برد، پیروزی
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
در مقابل برد زیان
فرهنگ عمید
۲. (اسم ) مالی که در قمار از دست می دهند.
گویش مازنی
جدول کلمات
مترادف ها
گمراهی، ضلالت، عدم، فقدان، خسارت، زیان، ضرر، خدشه، خسران، مرگ، اتلاف، باخت، خسار
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
باخت =شکست، کسر، ضرر، زیان، خسران،
خصارت . مغلوب.
و در این عصر و زمان حال بواقع میتوان از اشخاص بی شخصیت و. . . . . . . که حتی نمیتوان حیوان نامید، چرا که جفا میشود به حیوان . میتوان این شیاطین را بمصداق یک شکست خورده، بازنده و باخت داده تمام عیار نام برد و یاد کرد و نام این حرامیان همچون شمر و یزید و یار و آل و تبارشان از ملعون شدگان ثبط و ضبط تاریخ خواهد شد. و آن باختگان نیستند جزء ؛
... [مشاهده متن کامل]
[ ترامپِ مرتیکه کله زنگ زده و نتان یابو ]
خصارت . مغلوب.
و در این عصر و زمان حال بواقع میتوان از اشخاص بی شخصیت و. . . . . . . که حتی نمیتوان حیوان نامید، چرا که جفا میشود به حیوان . میتوان این شیاطین را بمصداق یک شکست خورده، بازنده و باخت داده تمام عیار نام برد و یاد کرد و نام این حرامیان همچون شمر و یزید و یار و آل و تبارشان از ملعون شدگان ثبط و ضبط تاریخ خواهد شد. و آن باختگان نیستند جزء ؛
... [مشاهده متن کامل]
[ ترامپِ مرتیکه کله زنگ زده و نتان یابو ]
باخت با بخت هم ریشه میباشد و بخت نیز با پخت و پختن
در پختن جنب و جوش و بیشتر سرخ شدن مدنگر بوده ؛ چیزی که در بخت و شانس بدان اشاره میشود سرخی و فعالیت داشتن است ؛ سرخی را در گذشته سور میدانستند ؛ چیزی که در بزم و جشن ها دیده شده ؛ همچنین به سمت مغرب و سرزمینی که در آن قرار داشت سوریا یا سوریه میگفتند که نشان از سرخی و غروب ( سرخی خورشید ) داشته
... [مشاهده متن کامل]
پس برای سور ( سرخی / غروب / فعالیت و . . . ) را میتوانیم بینگاریم
در پخت که از پختن آمده و بخت نیز از آن بخش فعالیت را به بخت اشاره زدند و بخش غروب و افول را به باختن یعنی غروب کردن ؛ از اینرو به مغرب باختر یعنی افول کرده گفتند ؛ جایی که خورشید سرخ میشود و به پختن میرسد. باختن اشاره به افول کردن دارد و به کسی ک افول و افت کرده باشد باخته گفته میشود؛
واران آن خاور میشود یعنی خور آور یا خواب آور = جایی که خورشید ( دارنده نور ) از مشرق بالا می آید = فروغ = افروخته = اپر ( upper ) روختن = بالا آمدن = افراشتن
اگر خاور را خواور بنویسیم آنگاه با دگر و به به خوابور را خواهیم داشیم یعنی کسی یا چیزی که در خواب بوده ؛ کنایه از خوابیدن خورشید داشته پس خوار = خواب ور بوده که به ریخت خاور نوشته شده و باختر = بخت تر = یعنی سرخ تر بوده = غروب
در پختن جنب و جوش و بیشتر سرخ شدن مدنگر بوده ؛ چیزی که در بخت و شانس بدان اشاره میشود سرخی و فعالیت داشتن است ؛ سرخی را در گذشته سور میدانستند ؛ چیزی که در بزم و جشن ها دیده شده ؛ همچنین به سمت مغرب و سرزمینی که در آن قرار داشت سوریا یا سوریه میگفتند که نشان از سرخی و غروب ( سرخی خورشید ) داشته
... [مشاهده متن کامل]
پس برای سور ( سرخی / غروب / فعالیت و . . . ) را میتوانیم بینگاریم
در پخت که از پختن آمده و بخت نیز از آن بخش فعالیت را به بخت اشاره زدند و بخش غروب و افول را به باختن یعنی غروب کردن ؛ از اینرو به مغرب باختر یعنی افول کرده گفتند ؛ جایی که خورشید سرخ میشود و به پختن میرسد. باختن اشاره به افول کردن دارد و به کسی ک افول و افت کرده باشد باخته گفته میشود؛
واران آن خاور میشود یعنی خور آور یا خواب آور = جایی که خورشید ( دارنده نور ) از مشرق بالا می آید = فروغ = افروخته = اپر ( upper ) روختن = بالا آمدن = افراشتن
اگر خاور را خواور بنویسیم آنگاه با دگر و به به خوابور را خواهیم داشیم یعنی کسی یا چیزی که در خواب بوده ؛ کنایه از خوابیدن خورشید داشته پس خوار = خواب ور بوده که به ریخت خاور نوشته شده و باختر = بخت تر = یعنی سرخ تر بوده = غروب
باخت: [عامیانه، اصطلاح] آنچه باخته باشند، زیان.
باختن یعنی شکست خوردن
باخت هم یعنی شکست
Loser هم میشه بازنده