تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

کُچه در گویش یزدی به معنی چانه است، همچنین به طور استعاری معنی دهان هم میدهد. ادم کُچه پاره یعنی ادم بددهان یا دهان لق در لری هم گویا کاربردیست و کَچ ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

نَک در گویش یزد به معنی دهان است. نَکت ببند یا در نکت بذار یعنی سکوت را رعایت فرمایید! در خراسان هم این واژه رایج است.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

سخن، گویه، گفته، واژه، گپ ( فارسی خراسان، زبان لری و. . . ) گف ( فارسی یزد )

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

در خراسان برای جست و جو از پال پال کردن بهره می برند. این "پال" از مصدر پالیدن است به معنی جستن و گشتن چو دید آن برو چهره دلپذیر ز پستان مادر بپالید ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

در یزدی راچینه و در کرمان و خراسان رازینه یا رزینه است

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

امروزه هیچکس گئومات را نمی شناسد با اگرم بشناسد نامش زیر سایه بردیاست و از نظر تاریخ اینقدر بی اهمیت و خرد است که بیشتر با نام بردیای دروغین شناخته ا ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

اوه اوه راستی تو گفتی زبان دری جایگزین زبان ضعیف پهلوی در ایران شد. بعد الان نوشتی اشکانیان اهل پارت بودند و ترک بودند. خب پارت همون پَهلو هه😂 زبو ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

اشکانیان منسوب به فردی به نام اَرَشک که اهل خراسان ( نه ترکمنستان! ) بود هستند. اگر هیچ نوشته ای از ایشان باقی نمانده بود ( که باقی مانده ) هم از نا ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

عجب! گاماتای دادگستر با خود را "به دروغ بردیا جا زدن" شاه شده ولی کشور را از دست "هخامنشیان ستمگر" نجات داد. خب اگر هخامنشی ستمگر بود گاماتای قاآن چ ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

به یاشار د اخه. . . کل ابادیس مزخرفاتت درباره لران و فارسی زبانان خوندن ( حالا یکی نی بگه تو توی تبریز نشستی دیگه چیکارت به لره که هزار کیلومتر اونو ...

پیشنهاد
٠

زبان افغانستان اوهوم دور از شما عده ای نیز به تاریخ ایغورستان و مغولستان رحم نمی کنند و زبان آنها را میدزدند، آن را ترکی جا می زنند و خود را میراث دا ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی میانه پسوند اِش در جویش رویش زایش کنش به ریخت اِشن بوده. کنشن جویشن رَوِشن گِرَوشن و. . . شین و نون ساکن هستند.

پیشنهاد
٠

متمم من چاکر هم میهنان ترک هم هستم و جانم فدایشان پیام های پایین خطاب به یک متوهم نژادپرست بود که لازم بود ادب شود

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نژاد به ریخت باستانی ni - zata از پیشوند نِ که جهتمندی را میرساند و زادن ساخته شده. در برهان قاطع این واژه به ریخت نِزاد هم آمده که همریشگی این واژه ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زیباترین نام زیباترین واژه بهترین بهترین

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد

یکی از مضخرف ترین و بیهوده ترین گفتمان هایی که تا امروز بدست بشر ساخته شده. از نظر زیست شناسی نژاد برای انسان معنا ندارد، گوناگونی انسان بسیار کمتر ...

پیشنهاد
٠

در ضمن سغد در تاجیکستان و ازبکستان است نه افغانستان افغانستان یعنی بلخ و هرات و بدخشان ( که خراسانی هستند ) و پشتونستان و سیستان که جنوب آن هستند. ز ...

پیشنهاد
٠

انگلیسی ۷۰درصد فرانسوی و لاتین است ولی کسی نمی گوید مصنوعی و ساخت فرانسوی هاست. فارسی ۴۰درصد وام واژه عربی و کمتر از ۳۰۰وام واژه ترکی دارد پانترک ها ...

پیشنهاد
٠

زبان های ترکی سیبری و قپچاقی متاثر از مغولی و سپس روسی بوده و کمابیش هستند . زبان های اغوز و قارلق هم بسیار نشانه دار از فارسی و عربی هستند. سرود م ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

این ممد اس یه دروغگوی متوهمه تو ۱۰تا پیام اخیر فقط بدو پرداختم یه جا میگه لر کولی هه دوتا دیدگاه اونور تر گفته لر خودش کرده این دیگه واقعا عجیبه اون ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بزرگمهر وزیر سرشناس ساسانی ایشان حتی در نوشته های اسلامی هم به خوشنامی نامور بوده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی میانه کوره به معنی شهرستان و سطحی از بخش بندی کشوری بوده. مثلا سرزمین پارس در زمان ساسانی ۵کوره داشته ۱. اردشیر ۲. دارابگرد ۳. قباد ۴. شاپو ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی میانه جفت شدن میشده "آیوختن/آیوزیدن" که حالت گذرایش آیوزاندن میشود. این واژه به دو شکل جفت و یوغ به فارسی نو رسیده. شایسته است شکل مصدری آ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سَر و اوک سَر همان سر فارسی و اُک یا اوک همان اَک فارسی است. سَرَک در زبان کردی سروک به معنی رییس است که احتمالا گرته برداری از همان واژه رییس باشد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فرزان یا فرزانه دگرگون شده واژه فردان است به معنی خردمند، دانا، فیلسوف، در ادبیات فارسی هم به کار رفته هر کجا تیزفهم فرزانی است بنده کندفهم نادانی اس ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فر با فراوان پیوندی فرق داره، این فر به معنی "به پیش" "رو به جلو" و "فراتر از" است و خلاصه شده واژه فرا است. این پیشوند در بسیاری از واژه فارسی به ک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ممد اس بی سواد نادان توی پرانتز نوشته فارسی سورستان سورستان یا آسورستان یعنی سرزمین آشوری ها یا همون سوریه و عراق امروزی و فارسی سورستانی یا آسورانی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خیر معرب نیست. فارسی تا صدسال پیش حرف گ نداشته ( خط پارسی - عربی نخستین ۴صدای افزوده داشته، چ پ ژ و فای عجمی یا سه نقطه که صدای v ) دارد. استفاده از ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زازا یا دیملی گروهی از مردمان ایرانی تبار کُرد هستند که در حدود میانه های ترکیه زندگی میکنند. و ( بیش از ) دو میلیون تن جمعیت دارند. زبان ایشان با ک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ممد اس تو که یه جا دیگه نوشته بودی لر همون لوری هندیه کورد نژاده و بومیه حالا میگی لر و لک همشون کُردن؟ چه تناقضناک! چه خنده دار و مضحک! /"دروغگو ک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

چقدر عجیب است که جماعتی که ریختی و فرهنگی هیچ تفاوت ویژه ای باهم ندارند ( نداریم، خودمم جزوشون ) به هم انگ هندی میزنن. الله اکبر انصافن اینکه اقوام ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

روءیا واژه ای عربی به معنی خواب و خیال است. رویا واژه ای فارسی به معنی روینده و رشدکننده است. ( مانند دانا توانا روا گویا و. . . ) ز یک چشمه رویا ش ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کَش در فارسی گویش یزد به معنی سینه، بغل، دامان است. با lap در انگلیسی هم هم ارز است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد

مذهب واژه ای عربی از ریشه ذال/ها/لام است که با مصدر رفتن/رو در فارسی برابری معنایی دارد. این واژه بر وزن مَفعَل است که بر مکان و جایگاه دلالت دارد ما ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سنبه واژه ای فارسی به معنی سوراخ است که از مصدر سنبیدن ( سمبیدن ) یا سُفتن و پسوند نامساز ه ساخته شده. حد من نیست ثنایت گفتن گوهر شکر عطایت سُفتن ( ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سنبه واژه ای فارسی به معنی سوراخ است که از مصدر سنبیدن ( سمبیدن ) یا سُفتن و پسوند نامساز ه ساخته شده. حد من نیست ثنایت گفتن گوهر شکر عطایت سُفتن ( ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سنبه واژه ای فارسی به معنی سوراخ است که از مصدر سنبیدن ( سمبیدن ) یا سُفتن و پسوند نامساز ه ساخته شده. حد من نیست ثنایت گفتن گوهر شکر عطایت سُفتن ( ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سنبه واژه ای فارسی به معنی سوراخ است که از مصدر سنبیدن ( سمبیدن ) یا سُفتن و پسوند نامساز ه ساخته شده. حد من نیست ثنایت گفتن گوهر شکر عطایت سُفتن ( ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

منظومه ای درباره شاه بهرام ساسانی و هفت همسر او از نظامی گنجوی. ۵اثر شناخته شده نظامی خمسه یا پنج گنج نام دارند که از که شامل میشود: ۱. خسرو و شیرین ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نماد پاکی و بی گناهی و بعدها مظلومیت در داستان های ایرانی. سیاوش و قتل ناجوانمردانه اش به اندازه ای در نگرش باستانیان نمادین بود که عزاداری ویژه خود ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شناخته شده ترین افغانستانی تاریخ مولای بلخ است با ۶۳هزار بیت به فارسی ( ۲۰۰بیت عربی و کمتر از ۱۰بیت ترکی ) که مولوی بلخی با سینه سپرکرده میگوید پارس ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اگر بیلگولوش و حضرت عالی که هوادارش هستید رک میگفتید آذربایجان مستقل میخوایم اینقدر آماج خنده و زیرپرسش رفتن از نظر دانش تاریخ و زبان شناسی نمی رفتید ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یکی از بزرگترین کمدین هایی که تا امروز در تاریخ این کشور ظهور کرده است. هنر او این است که بدون اینکه خنده اش بگیرد تاریخ و ریشه شناسی میکند ( جوک می ...

پیشنهاد
٠

در گذشته به بخشی از خراسان که همان خراسان جنوبی امروزی باشد قهستان می گفتند که عربیده واژه "کوهستان" است.

پیشنهاد
٠

در گذشته به قسمتی از خراسان که همان خراسان جنوبی امروزی باشد قهستان می گفتند که عربیده کوهستان است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ما که گزارش نمیکنیم ولی ناموسن ترس از چی سکونت و شایعه و دایره هم ترکیه داری واژه عربی هم ترکی میکنی مرد مومن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نام محلی آن کفلامرز است و منسوب به یک بزرگزاده دودمان آل کاکویه که فرامرزنامی بوده، است .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

لَرد در گویش یزدی به معنی میدان و محوطه ( عمدتا به عنوان بارانداز و فروشگاه کالاها ) است. معنی بنیادین ان بیرون. . . بیرون از. . . است. در گویش کرم ...

پیشنهاد
٠

انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...