تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مگر عربی نوشتاری پ دارد که فارسی پیرایه را از عربی گرفته باشد؟! هر کودکی می داند پیرایه از پیراستن است! که خود ریشه در آراستن به معنی مرتب سازی دارد!

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیرا برگرفته از عبارت از اید/این رای در پارسی میانه است و در ترکی بجز ازبکی که تحت تاثیر تاجیکی بوده کاربردی ندارد.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داغ از داخ در فارسی میانه می آید. مصدر آن داختن بوده که با گرفتن پیشوند وی/گ به شکل ویداختن/گداختن به معنی ذوب شدن هم به کار رفته.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مردم این روستای کوهستانی در تفت یزد و دیگر مردم استان این روستا را "خوراشه" می نامند که شباهت جالبی به واژگان فارسی میانه دارد. ( خوره در فارسی میانه ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مردم این روستای کوهستانی در تفت یزد و دیگر مردم استان این روستا را "خوراشه" می نامند که شباهت جالبی به واژگان فارسی میانه دارد. ( خوره در فارسی میانه ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انوشیروان یا انوشه روان ( فارسی میانه: انوشگ رُوان به معنی کسی که روان جاویدان و نامیرا دارد ) این واژه در فارسی میانه بیشتر نه اسم بلکه یک لقب بوده ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انوشیروان یا انوشه روان ( فارسی میانه: انوشگ رُوان به معنی کسی که روان جاویدان و نامیرا دارد ) این واژه در فارسی میانه بیشتر نه اسم بلکه یک لقب بوده ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انوشیروان یا انوشه روان ( فارسی میانه: انوشگ رُوان به معنی کسی که روان جاویدان و نامیرا دارد ) این واژه در فارسی میانه بیشتر نه اسم بلکه یک لقب بوده ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهر حافظ و سعدی و باغ های دلگشا و قلب فرهنگی فارس و و از کانون های فرهنگی مهم ایران زمین. با افول شهر استخر ( که اصطخر هم نوشته اند ) که مرکز کوره ا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چوب بازی رقصی ایرانی است که توسط طیف گسترده ای از ایرانیان از سیستان تا خراسان شمالی و از بوشهر تا لرستان انجام می شود. در بخش سیستانی - خراسانی نشی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

کرمان در فارسی باستان به شکل کارمانیا ثبت شده که نام یکی از شهربانی های هخامنشی بوده که نام خود را از یکی از قبایل پارسی به همین نام گرفته است. در گ ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طرز بامزه ای جایی دیدم کسی فکر میکرد سلحشور از سلاح و شور به معنی شستن! ساخته شده در حالی که این "شور" از شوریدن میاید سلحشور کسی است که سلاحش را ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ای از فارسی قدیم به معنی "مسلح" و "سلاح دار" زین در زبان اوستایی به معنی سلاح بوده

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بَیوسیدن امید داشتن، انتظار داشتن، چشم داشتن بَیوسیدن یا بَیوستن تلفظ آن است.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بَیوسیدن امید داشتن، انتظار داشتن، چشم داشتن بَیوسیدن یا بَیوستن تلفظ آن است.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

فقط ایرانی ها هستند که فکر می کنند ما انگلیسی ها هنوز ابرقدرتیم! - شوخی رایج میان دیپلمات های بریتانیایی، به نقل از جک استراو وزیر امور خارجه پیشین ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

ریشه شناسی عامیانه و اغلب بامزه همیشه تفریح مردمان بوده و هست و زین پس هم خواهد بود ولی چیزی که بشریت انتظار آن را نداشت این بود که روزی ریشه یابی ها ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ان شکل دیگری از هم و دیش از دیسیدن به معنی شکل دادن است. اندیشیدن در مجموع یعنی چیزی را در درون خود شکل دادن. هر مینو ( فکر ) ای اندیشه نیست اندیشه ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آقای سرور اگر آگاهی ندارید فرهنگ خودش بن فعل است و از مصدر فرهیختن میاید می فرهیختم/می فرهنگم همین الانش ما به آدمی که فرهنگ داره یا تحصیل کرده میگی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

دریدن و درودن یک مصدر هستند با بن مضارع های به ترتیب دَر و درو و هردو تقریبا معنی بریدن و پاره کردن می دهند. "درو کردن" "درودگری ( نجاری ) " هم با د ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی میانه: vi - ravishn در فارسی نو: گرایش/گِرَوِش

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

پاسخ به کرآیاپیر زبان لری با نظر به گفته خودتان بیشتر یک گروه زبانی است نه یک زبان واحد با چندین گویش. فارسی چهار گویش اصلی دارد ۱. غربی ۲. تاجیکی - ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تابه واژه ای فارسی از مصدر تفتن یا تابیدن یا تافتن است به معنی گرما یا نور دادن این واژه با تب به معنی افزایش دمای بدن و تفت دادن به معنی گرما دادن ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به علی اکبر فارسی نو و لری و گویش های منطقه پارس همگی فرزندان پارسی میانه هستند و همگی ارزشمند و زیبا هستند اقوام ایرانی برادر و اعضای یک پیکر ه ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

Video در واقع یک فعل فرانسوی است به معنی "دیدم"! از ریشه vid در زبان لاتین میاید که با "دید" و "بین" در فارسی هم ارز است. اگر قرار است برابری برای ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نامه ای به هم میهنان دلسوز از هرقوم و به هرزبانی من به عنوان یک فارسی زبان می گویم که از فعالیت برخی همزبانانم در فضای مجازی بر علیه دیگر اقوام ایران ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٤

ارژنگ از ارژ ( همان ارج و ارز و ارزش ) و اَنگ ( نشانه ) ساخته شده نه از ار و جنگ! ترکی هم نیست

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنی ارزان را به ما بد آموخته اند! ارزان به معنی کم قیمت و بی مقدار نیست! بلکه به معنی آن است که قیمت کالا بیارزد یعنی کالا و بهایش باهم متناسب باشند ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زرتشتیان خود را بهدین و آیین خود را بهدینی می دانند به معنی دین بهتر و بالاتر در ادبیات باستانی مزدَیَسنا یا مزداپرست و توسط مسلمانان گاهی زرتشتی و گ ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مردم شهر نایین به زبان ویژه خود به نام زبان نایینی سخن می گویند یا بهتر است بگوییم می گفتند که در گروه زبان های ایرانی شمال غربی بود و از این نظر بیش ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

مردم شهر نایین به زبان ویژه خود به نام زبان نایینی سخن می گویند یا بهتر است بگوییم می گفتند که در گروه زبان های ایرانی شمال غربی بود و از این نظر بیش ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اهرای یا اهلاو یا ارتا یا اردا یا ارد که در زبان های قدیم ایران به معنی راستی و درستی به کار رفته اند برابر های فارسی واژه قدیس هستند. برای نمونه در ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"پریدن" کاری است که هواپیما میکند نه خرگوش! در فارسی امروزی پریدن را در معنای جهیدن/جَستن به کار می برند که درست نیست درستش این است که پریدن="پرواز ک ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چوبین همان زوبین یا ژوپین در شاهنامه است به معنی نیزه سپهدار توران برآراست جنگ گرفتند کوپال و زوبین بچنگ ( فردوسی )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

انبوب یا بوب واژه ای فارسی به معنی فرش است. شاه دیگر روز بزم آراست خوب تختها بنهاد و برگسترد بوب ( رودکی سمرقندی ) البته در زبان های فرنگستانی معنی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انبوب یا بوب واژه ای فارسی به معنی فرش است. شاه دیگر روز بزم آراست خوب تختها بنهاد و برگسترد بوب ( رودکی سمرقندی ) البته در زبان های فرنگستانی معنی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انبوب یا بوب واژه ای فارسی به معنی فرش است. شاه دیگر روز بزم آراست خوب تختها بنهاد و برگسترد بوب ( رودکی سمرقندی ) البته در زبان های فرنگستانی معنی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انبوب یا بوب واژه ای فارسی به معنی فرش است. شاه دیگر روز بزم آراست خوب تختها بنهاد و برگسترد بوب ( رودکی سمرقندی ) البته در زبان های فرنگستانی معنی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

دادار با تلفظ داتار در فارسی میانه به کار رفته و به معنی بخشنده و دادگستر است. کارنامه اردشیر بابکان با این عبارت شروع می شود Pad nam i datar ohrmaz ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

فلسفه واژه ای یونانی از فیلو به معنی دوست داشتن و سوفیا به معنی دانش ساخته شده. در فارسی فرزانه یا فرزان یا فرزام در برخی متون به معنی فیلسوف و فرزا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در نوشته های کهن فارسی تنگیدن یا تنجیدن به معنی تنگ شدن یا "انقباض" و واتنگیدن یا واتنجیدن به معنی "انبساط" به کار رفته است.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کُنا همساختار با جویا دانا شنوا بینا چشا توانا برابر فارسی واژه عربی "فاعل"