پیشنهادهای محمود اقبالی (٤,٤٤٦)
( طایة ) طایة. [ ی َ ] ( ع اِ ) بام. ( منتهی الارب ) . سطح. ( اقرب الموارد ) . || خشک کردنگاه خرما. ( منتهی الارب ) . آنجا که خرما گرد کنند. ( مهذب ا ...
قلاع. [ ق ِ ] ( ع اِ ) ج ِ قلعة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . رجوع به قلعة شود. || ج ِ قَلْع. ( ناظم الاطباء ) . || ج ِ قِلْع. ( منتهی الارب ) ...
در پاسخ به جدیری که یکی از حساب های فردی به اسم سعید سرور که حساب پایین قرار می دهم دوستان ببینند این جا ادعایی مطرح شده مبنی بر اینکه واژه ی فارسی ...
بررسی واژه �جلبک� و اجزای آن: واژه �جلبک� مرکب است از دو بخش �جل� �بک�. ۱. ریشه �جل� ( Jal ) در فارسی باستان و پهلوی و حتی سانسکریت، �جال� به م ...
هویت. [ هَُ وی ی َ ] ( ع اِ ) هُویّة. رجوع به هُویّة شود. هویة. [ هََ وی ی َ ] ( ع ص ) چاه دورتک. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) . ج ، ...
اقامت. [ اِ م َ ] ( ع مص ) ضیافت شخصی که از جای واردشود و با لفظ فرستادن استعمال نمایند. ( آنندراج ) . - اقامت فرستادن : شب از مهتاب بالش باج میداد ...
مفضلیات. [ م ُ ف َض ْ ض َ لی یا ] ( اِخ ) نام اشعار مختاره مفضل بن محمد الضبی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . و رجوع به مفضل بن محمدبن یعلی و معجم ا ...
مفضل. [ م ِ ض َ ] ( ع ص ) مرد بسیارفضل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) : روز عید فطر بدان حضرت پیوست ، جوان فاضل ...
( مفضلة ) مفضلة. [ م ِ ض َ ل َ ] ( ع اِ ) جامه بادروزه بی آستین که زنان به وقت خدمت و کار پوشند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . مِفضَ ...
منکرات. [ م ُ ک َ ] ( ع ص ، اِ ) چیزهای نامطبوع و نامشروع و ناراست و ناحق. ( ناظم الاطباء ) . ج ِ مُنکَر: از ایذاء مردمان و دوستی دنیا و جادویی و دیگ ...
منکر. [ م ُ ک َ ] ( ع ص ) ناروا. ( دهار ) . بد و قبیح و ناشایسته و شگفت و امر قبیح که هر که بیند انکار کند و نامشروع به معنی ناشایسته شده. ( آنندراج ...
( الواقعة ) الواقعة. [ اَل ْ ق ِ ع َ ] ( اِخ ) نام سوره ای است از قرآن کریم ، در مکه نازل شده و 96 آیه دارد. و رجوع به واقعة شود. منبع. لغت نامه ده ...
( بذلة ) بذلة. [ ب ِ ل َ ] ( ع اِ ) جامه بادروزه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( مهذب الاسماء ) . لباسی که هرروزه پوشند. ( از اقرب ال ...
( آناناس ) آناناس. ( فرانسوی ، اِ ) نام درختی با میوه ای بهمان نام. گیاهی از دسته آناناسها نزدیک به تیر. نرگسیها از راست. تک لپه ییها . اصل این گیاه ...
( ثلاثة ) ثلاثة. [ ث َ ث َ ] ( ع عدد، ص ، اِ ) ( مذکر ) سه مرد. ( مجمل اللغة ) ثلاث. || ثلاثه متناسبه ؛ عددی را گویند که نسبت اولش به دومش مانند نسبت ...
اهرام. [ اِ ] ( ع مص ) پیر و کلان سال گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) . سخت پیر کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) . پیر کردن. || ضعی ...
قبض. [ ق َ ] ( ع مص ) به پنجه گرفتن : قبضه قبضاً؛ به پنجه گرفت آن را. قبض علیه بیده ؛ بدست گرفت او را و بند کرد. ( منتهی الارب ) . || دست کشیدن و باز ...
مطرح. [ م َ رَ ] ( ع اِ ) جای انداختن چیزی. ج ، مطارح. ( غیاث ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) . جای و مقام و محل و جای نهادن چیزی وجای طرح. ( ناظم الا ...
مجبور. [ م َ ] ( ع ص ) به زور بر کاری داشته شده. ( غیاث ) ( آنندراج ) . آن که به ستم و قهر وی رابر کاری دارند و آن که به کراهت کاری کند. ( ناظم الاطب ...
خانم مسکنی عزیز سلام پیش از هر چیز، از صمیم قلب برای شما آرزوی سلامتی و بهبودی کامل دارم. کار ارزشمندتان در بستر بیماری – تلاشی برای معنا کردن واژگا ...
سلام خانم مسکنی عزیز بنده باید واقعیت را بگویم روک می گویم - - - 🔻 ۱. ادعای اختراع تار توسط ابن سینا ادعای نادرست و بدون سند است. ساز تار ...
این حساب مال سال قبلا یک دفعه فعال شد چه کسی پشت حساب استاد هزار چهره آبادیس شاهین مرادی یا سعید سرور قول: بنده. برده. مملوک. اسیر. غلام. کنیز. خادم ...
در جواب آقای یاشار نیازی بنده با منابع حرف زدم نه فرضیه یا گمان زنی آقا در جواب شما در پاسخ به این ادعاها که به ظاهر در رد ریشه ترکی برخی واژگان مطر ...
فرضیه ی شما درباره ی تطور واژه ی �نوش� از ترکی �ایچ� ( i� ) خلاقانه است و تلاشی ارزشمند برای پیوند دادن زبان شناسی تاریخی ترکی و فارسی. حالا بیایید ب ...
پرسش شما دربارهٔ این است که آیا �فارس ها� در گذشته موسیقی و لباس مخصوص خود را نداشته اند. پاسخ کوتاه این است: خیر، فارس ها همچون دیگر اقوام ایران زم ...
تشریف. [ ت َ ] ( ع مص ) بزرگوار کردن. بزرگ قدر گردانیدن. ( از اقرب الموارد ) . بزرگداشت. بزرگ داشتن. بزرگوار داشتن. حرمت داشتن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ...
حوض. [ ح َ ] ( ع اِ ) آبدان. برکه. ( منتهی الارب ) . جایی که برای آب در زمین سازند. آبگیر. ( یواقیت العلوم ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . ج ، ح ...
( خزانة ) خزانة. [ خ ِ ن َ ] ( ع اِ ) گنجینه تهی. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ) . ج ، خَزائن. || منبع و ...
فحش. [ ف ُ ] ( ع مص ) از حد درگذشتن در بدی. || درگذشتن از حد در جواب و ستم کردن در آن. ( منتهی الارب ) . دشنام. سقط. ناسزا. با دادن یا شنیدن صرف شود. ...
نحیف. [ ن َ ] ( ع ص ) لاغر. نزار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( غیاث اللغات ) . خول. ( ناظم الاطباء ) . مرد عاجز. ( آنندراج ) ( غیاث ...
قاتی. ( از ترکی ، ص ) از قاتمک و قاتمق. مخلوط. درهم. قاطی. منبع. لغت نامه دهخدا
خلاف مترادف خلاف: ضد، عکس، مباین، نقیض، مخالف، مغایر، ناسازگار، ناساز ، تخطی، تخلف، سرپیچی، جرم، گناه، ناروا، ناحق ، خطا، لغزش ، دروغ، نادرست ناراست ...
عقب. [ ع َ ] ( ع مص ) پی پیچیدن بر کمان. ( از منتهی الارب ) . �عَقَب � و پی پیچیدن بر کمان و تیر و نیزه ، وآنها را در این صورت �معقوب � گویند. ( از ا ...
ابنیه. [ اَ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ بناء. ساخته ها. ساختمانها. بناها. || پایه ها. بنیان ها. اصل ها. قواعد: کتاب الأبنیة عن حقایق الادویه. || صیغه ها. صیغ ...
مفتش. [ م ُ ف َت ْ ت ِ ] ( ع ص ) جوینده. کاونده. ( از آنندراج ) . کسی که می جوید و می کاود و تفتیش می نماید. ( ناظم الاطباء ) . پژوهنده. ( یادداشت به ...
لازم. [ زِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از لزوم. واجب. ( زمخشری ) . فی الاستعمال به معنی الواجب. ( تعریفات ) . ناگزیر. دربایست. بایا. بایسته. ضرور. کردنی. فری ...
( جملة ) جملة. [ ج ُ ل َ ] ( ع اِ ) همگی چیزی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . همه. ج ، جُمَل. ( منتهی الارب ) . || تماماً. سراسر. ( فرهنگ فارسی م ...
بعضی. [ ب َ ] ( ضمیر مبهم ) چند و چندی. قدری و چندان. ( ناظم الاطباء ) . در لفظ بعضی یای تحتانی برای وحدت است و اگر وحدت منظور نباشد آوردن یاء درست ن ...
اطراف. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ طَرَف. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( ترجمان تهذیب عادل بن علی ص 67 ) . کنارها و گوشه ها. و فارسیان این را بجای مفرد ا ...
عکس فرهنگ واژه های اوستا شکل کهن واژه چ در جواب به شاهین اسم جدید مبارک استاد هزار چهره آقای سعید سرور حساب جدید مبارک باشه استاد هزار چهره البته ...
واژهٔ �ارتش� را از دید زبان شناسی تطبیقی بررسی می کنیم و به ادعاهایی چون ترک بودن آن یا برساختگی اش در دوره معاصر پاسخ می دهیم. منابع معتبر علمی و دا ...
واژه های �تیره�، �توره�، �تور�، و همچنین ریشه ی واژه �ترک / تورک� را بررسی کنیم و ببینیم آیا این واژه ها از نظر ریشه شناسی ( اتیمولوژی ) و زبان شناسی ...
من به خاطر حرفایی که زدم چون خوب دقت نکردم ولی خوب بعدش دقت کردم دیدم شما هستید بخشید شرمنده هستم.
با بررسی های انجام انگار چنین فردی به اسم مهرآشیان مسکنی وجود اگر چیزی گفتمبه شما عذرخواهی می کنم و شرمنده هستم ببخشید خانم گرامی
آیا ما شعر ی معاصر به اسم مصیب مهرآشیان مسکنی داریم نمی دام چرا آبادیس لینک نگذاشته دوباره می گذارم فقط این اسم مصیب مهرآشیان مسکنی در آبادیس هست.
شما گفتید استاد دوست گرامی نام مرادر گوگل سرج بزن خودم از بزرگترین شاعران معاصر هستم ویکی ما زدیم نبود استاد لینک رو قرار می دهم استاد ولی یک چیز دار ...
فرمایش شما ترکیبی است از نگرش های تاریخی، زبان شناختی، هویتی و همچنین نقد به تعصبات زبانی و قومی که در فضای ایران دیده می شود. برای پاسخ دقیق، علمی و ...
درباره ی ریشه شناسی واژگان �یورو�، �برو�، �رو�، �گنج� و مقایسه آنها با واژگان زبان ترکی بسیار مهم است و نیاز به بررسی دقیق زبان شناختی از دیدگاه تطبی ...
( محولة ) محولة. [ م ُ ح َوْ وَ ل َ ] ( ع ص ) تأنیث محول. بازگذارده شده. واگذارده. محوله. محوله. [ م ُ ح َوْ وَ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خمی ...