پیشنهادهای محمود اقبالی (٤,٢٤١)
نظر هوش مصنوعی هوش مصنوعی مثل یه محقق بی خلاقیت نیست، ولی داده هاش از قبل اومده، و گاهی اوقات نمی تونه خلاقیت یا شهود زبانی یک انسان رو داشته باشه. ...
خدا ببینید کار به کجا رسیده پشت سر یک انسان شریف چطور حرف می زنند انسان شریفی که خیلی وقت رفت بیش شما خدایا خیلی دوست تمام - - - ✅ نکات درست در ص ...
ادعای اینکه واژه �گنبد� ( در فارسی ) یا �گونبذ� ریشه ای ترکی دارد و از دو جزء �گون� ( خورشید ) و �بذ� ( مثل، شبیه ) ساخته شده، در منابع معتبر زبان شن ...
درباره واژه ی �سرمه� از منظر ریشه شناسی ( اتیمولوژی ) بسیار جالب است، و چون اختلاف نظرهایی میان منابع وجود دارد، بیایید بررسی دقیقی از هر دو دیدگاه ( ...
درباره ی واژه ی �آجیل� و ریشه ی آن، توضیحاتی که دادید جالب هستند، اما بیایید بر اساس منابع زبان شناسی و فرهنگ های معتبر فارسی بررسی کنیم: - - - ...
حرف های پرفسور زرتشت ستوده استاد دانشگاه لندن ایران شناس، زرتشتشناش، ترک شناس ، زبان شناس، اوستا شناس، فرهنگ شناس، فلسفه و تاریخدان از اینستاگرام خ ...
اتمام. [ اِ ] ( ع مص ) انجام دادن. به پایان رسانیدن. پرداختن. اکمال. تمام کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) . فرجامانیدن : واﷲ الموفق لاتمام ما ف ...
رطوبت. [ رُ ب َ ] ( ع اِمص ، اِ ) تر شدن. مرطوب گشتن. ( فرهنگ فارسی معین ) ( یادداشت مؤلف ) . تری. بلل. نم. مقابل یبوست. مقابل خشکی. ( یادداشت مؤلف ...
محول. [ م ُح ْ وِ ] ( ع ص ) نعت است از اِحْوال. - صبی محول ؛ کودک یک ساله. - ناقة محول ؛ ماده شتری که پس از کره ماده ، نر زاید و بالعکس. مُحَوِّل ...
منفور. [ م َ ] ( ع ص ) مغلوب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . || دورگردیده. ( آنندراج ) . || ترسیده. ( آنندراج ) . ...
منور. [ م ُ ن َوْوَ ] ( ع ص ) روشن. ( آنندراج ) . روشن و تابدار و درخشان. روشن شده و روشن کرده شده. ( ناظم الاطباء ) . باروشنی. بانور. فروغمند. ( یاد ...
مسبب. [ م ُ س َب ْ ب ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر تسبیب. رجوع به تسبیب شود. || سبب سازنده. ( آنندراج ) . سبب پدیدآرنده. مؤثر. علت : گفتم که بی مسبب ...
تمول. [ ت َ م َوْ وُ ] ( ع مص ) مالدار شدن. ( زوزنی ) . مال داشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) . بسیارمال شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب ا ...
تکدر. [ ت َ ک َدْ دُ ] ( ع مص ) تیره شدن آب و عیش و جز آن. ( تاج المصادر بیهقی ) . تیره عیش شدن. ( زوزنی ) . تیره شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ...
مبحث. [ م َ ح َ ] ( ع اِ ) به معنی بحث است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . بحث. جستجو. جستار. ج ، مباحث. ( فرهنگ فارسی معین ) . بحث و کاوش و تفتیش. ( ...
محسوس. [ م َ ] ( ع ص ) به حس دریافته شده. آنچه به حواس ظاهر دریافته و ادراک شود. مقابل معقول. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) . مقابل معقول یعنی آنچه به قوای ...
دخل. [ دَ ] ( ع اِ ) درآمد. ( دهار ) ( مهذب الاسماء ) . آمد. ( یادداشت مؤلف ) . چیزی که حاصل شود از محاصل زمین و جز آن. ضد خرج. یقال : تری الفتیان ک ...
مطلب. [ م َ ل َ ] ( ع اِ ) ج ، مطالب. بازجست. مقصد. مسئله ازعلم. ( از اقرب الموارد ) . جای طلب. ( غیاث ) ( آنندراج ) . مقصد. مراد. مقصود. منظور. جستا ...
( آساس ) آساس. ( ع اِ ) ج ِ اَسَس. بنیادها. اساس. [ اَ ] ( ع اِ ) پی. پایه. بنیاد. ( منتهی الارب ) . ( مهذب الاسماء ) . شالده. بُن. پیکره. شالوده. ب ...
توهم. [ ت َ وَهَْ هَُ ] ( ع مص ) گمان بردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . در وهم انداختن و گ ...
فنون. [ ف ُ ] ( ع اِ ) ج ِ فن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . شیوه ها. روش ها. || آداب و اصول : نگار خویش را گفتم نگارا نیم من در فنون عشق جاهل. ...
دائر. [ءِ ] ( ع ص ) گِردگَرد. گردنده. گردان. گردش کننده. ( آنندراج ) . || صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد: نزد اهل هیئت قوسی از مدار روزانه ستاره را نا ...
نعل. [ ن َ ] ( ع اِ ) پساهنگ و بشک و آهنی که برکف سم ستور میخ کنند تا سوده نگردد. ( ناظم الاطباء ) . آنچه بدان سم ستور را از سودگی نگاه دارند. ( منته ...
مجموع. [ م َ ] ( ع ص ) گرد آورده از هر جای. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . جمع شده و گرد آمده و گرد آورده و فراهم آمده. ( ناظم الاطباء ) : اِن فی ذلک ...
نسیان. [ ن ِس ْ ] ( ع اِمص ) فراموشی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( دهار ) ( غیاث اللغات ) . فرامشت کاری. ( ذخیره خوارزمشاهی ) . وهل. ( منتهی الارب ) ...
معدلت. [ م َ دِ ل َ / م َ دَ ل َ ] ( ع اِ ) عدل و داد. ( غیاث ) . داد و دادرسی و عدالت. ( ناظم الاطباء ) : و آنچه به حکم معدلت و راستی واجب آمدی. . . ...
نمو. [ ن َم ْوْ ] ( ع مص ) اسناد دادن و برداشتن حدیث را به سوی کسی. ( از ناظم الاطباء ) . نَمْی. ( متن اللغة ) . رجوع به نَمْی شود. || نسبت دادن کسی ...
ازل. [ اَ ] ( ع مص ) بازداشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) . بازداشتن کسی را. ( منتهی الارب ) . حبس. || کوتاه کردن رسن اسب و گذاشتن آنرا: ازل الفرس. ( از م ...
مکرمه. [م َ رُ م َ ] ( ع اِمص ، اِ ) مکرمة. مکرمت : به وقت مکرمه بحر کفش چو موج زدی حباب وار بدی هفت گنبد خضرا. خاقانی ( چ عبدالرسولی ص 10 ) . و رج ...
درباره ی واژه ی �قاچ� ( در کردی به معنی پا ) و ریشه شناسی آن بسیار جالب است. بیایید به طور دقیق تر از دیدگاه زبان شناسی و منابع معتبر این موضوع را بر ...
در مورد اینکه �کلمه رنج از کلمه ترکی اینجیر ساخته شده�، باید با دقت و نگاه زبان شناختی بررسی کنیم. در ادامه، این ادعا را از جنبه های ریشه شناسی، زبان ...
کلمات �بنده�، �منده� و �بن� از زبان ترکی هستند یا فارسی، نیاز به بررسی ریشه شناسی ( اتیمولوژیکی ) دقیق دارد. بیایید هر کدام از این واژه ها را جداگانه ...
- - - 📌 ریشه واژه ی �گنج� در فارسی 1. شکل تاریخی واژه در فارسی میانه و باستان در فارسی میانه ( پهلوی ) : واژه ی �ganj� به معنای گنجینه، خزانه، د ...
اول: بررسی واژه �آغاز� و ریشه ی آن شما فرمودید که واژه �آغاز� برگرفته از ترکیِ �آغز� ( دهان ) هست. اجازه بدید به این موضوع دقیق تر نگاه کنیم: آغاز ...
برای بررسی دقیق واژه ی �کمچه� و ریشه های احتمالی آن در زبان های مختلف ( فارسی، ترکی، اوستایی و غیره ) ، ابتدا واژه را از منظر زبان شناسی تاریخی، مناب ...
پاسخ به ادعاهایی از این دست نیازمند دقت، تکیه بر منابع معتبر تاریخی، و تفکیک بین جریان های فکری و نحله های سیاسی است. اجازه بدهید این موضوعات را به ص ...
پاسخ به ادعاهایی از این دست نیازمند دقت، تکیه بر منابع معتبر تاریخی، و تفکیک بین جریان های فکری و نحله های سیاسی است. اجازه بدهید این موضوعات را به ص ...
پاسخ به ادعاهایی از این دست نیازمند دقت، تکیه بر منابع معتبر تاریخی، و تفکیک بین جریان های فکری و نحله های سیاسی است. اجازه بدهید این موضوعات را به ص ...
پاسخ به ادعاهایی از این دست نیازمند دقت، تکیه بر منابع معتبر تاریخی، و تفکیک بین جریان های فکری و نحله های سیاسی است. اجازه بدهید این موضوعات را به ص ...
بخش اول: نقش بریتانیا در به قدرت رساندن رضاشاه پهلوی ✅ واقعیت های تاریخی ( بر اساس منابع معتبر ) : • کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ با همکاری عوامل داخلی ( از ...
( احاطة ) احاطة. [ اِ طَ ] ( ع مص ) اِحاطت. گرد چیزی درآمدن. ( تاج المصادر ) . گرد چیزی برآمدن. ( زوزنی ) . گرد چیزی گرفتن. فروگرفتن. تأثف. فرازگرفت ...
تعمیر. [ ت َ ] ( ع مص ) زندگانی دادن. ( زوزنی ) ( دهار ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( آنندراج ) . زندگانی دراز دادن. ( منتهی الارب ) ( ناظم ...
نزهت. [ ن ُ هََ ] ( ع اِمص ) نُزْهة. خوشحالی. ( غیاث اللغات از خیابان ) ( ناظم الاطباء ) . سُرور. ( ناظم الاطباء ) . دوری از ناخوشی و غمگینی. ( یاددا ...
اکثر. [ اَ ث َ ] ( ع ن تف ) بیشتر. ( ناظم الاطباء ) . بسیارتر. ( آنندراج ) . نعت تفضیلی از کثرت. فزون تر. بیشتر. اغلب. بیش. زیادتر. غالب. مقابل اقل. ...
ضبط. [ ض َ ] ( ع مص ) صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: در لغت بمعنی قطع است. ودر اصطلاح رساندن سخن بگوش شنونده است کما هو حقه ، یعنی بهمان نحو که سخن ...
تعطف. [ ت َ ع َطْ طُ ] ( ع ص ) مهربانی کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( دهار ) ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) . مهربانی نمودن. ( منتهی الارب ) ( ...
عدالت. [ ع َ / ع ِ ل َ ] ( ع مص ) عدالة. دادگری کردن. عدالت کردن. جرجانی گوید: عدالت در لغت استقامت باشد و در شریعت عبارت از استقامت بر طریق حق است ب ...
ترحم. [ ت َ رَح ْ ح ُ ] ( ع مص ) بخشودن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) . ببخشودن. ( زوزنی ) . بخشودن و مهربان شدن ، و با لفظ کردن و آمدن و فرستادن ب ...
ساطع. [ طِ ] ( ع ص ) بلندشونده و برآینده. ( از منتهی الارب ) بلند شده چون بوی مشک. ( المنجد ) . || بلند. ( غیاث از منتخب ) ( آنندراج ) . افراخته شده ...
( رثاثة ) رثاثة. [ رَ ث َ ] ( ع مص ) کهنه شدن جامه. ( مصادراللغة زوزنی ) . کهنه و فرسوده شدن. ( از اقرب الموارد ) . کهنه شدن رسن و جز آن. ( تاج المصا ...