پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٤,٤٤٦)

بازدید
٣,٦٤١
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ضمن. [ ض ِ ] ( ع اِ ) ضمن الکتاب ؛ طی آن است. گویند: کان ذلک فی ضمنه ؛ ای طیّه. ( منتهی الارب ) . شکن و نورد کتاب و جز آن. ( منتخب اللغات ) . اندرون. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه چارق. [ رُ ] ( ترکی ، اِ ) چارغ. نوعی از پاافزار. ( آنندراج ) . نوعی از کفش صحرائیان. ( غیاث ) . چاروق. پوزار. پای افزار. پاپوش. چاموش. شم. پالی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شفت. [ ش َ / ش ِ ] ( ص ) خم و کج و ناراست و ناهموار. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ) . چیز کج و ناهموار. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) . || مرد نادان و ابل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شفیع. [ ش َ ] ( ع ص ، اِ ) خواهشگر که برای دیگری شفاعت خواهد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . - شفیعالامم ؛ از ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شفلح. [ ش َ ف َل ْ ل َ ] ( ع ص ) شرم زن که ستبرلب فراخ فروهشته باشد. || زن فراخ شرمی که لبهای شرمش ستبر بود. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شفلع. [ ش َ ف َل ْ ل َ ] ( ع ص ) بمعنی شعلع. درازبالای از مردم و جز آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . و رجوع به شعلع و شعنلع شود. منبع . لغت ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

والدعا. [وَدْ دُ ] ( از ع ، شبه جمله ) کلمه ای که در وقت رفتن و خداحافظی کردن استعمال می نمایند. ( ناظم الاطباء ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( شفلقة ) شفلقة. [ ش َف َل ْ ل َ ق َ ] ( ع اِ ) نوعی از بازی که از پس کسی دست بر سرین آن زده وی را بر زمین زنند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( والدة ) والدة. [ ل ِ دَ ] ( ع ص ، اِ ) مادر. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( مهذب الاسماء ) . ج ، والدات. ام. ما ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

والدین. [ ل ِ دَ ] ( ع اِ ) صیغه تثنیه ، در حالت نصبی و جری. پدر و مادر. ( ناظم الاطباء ) . ابوین. ابوان. والدان. باب و مام. اب و ام. بابا و ماما : د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

والد. [ ل ِ ] ( ع ص ، اِ ) پدر. ( فرهنگ نظام ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( مهذب الاسماء ) ( المنجد ) . بابا. اب. باب : آن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عقیمة ) عقیمة. [ ع َم َ ] ( ع ص ) مؤنث عقیم. رجوع به عقیم شود. || رحم عقیمة؛ زهدان که قبول آبستن نکند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . عقیم. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

( نابغة ) نابغة. [ ب ِ غ َ ] ( ع ص ) مرد بزرگ شأن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . مرد بزرگ مرتبه. ( ناظم الاطباء ) . مرد عظیم الشان. ( المنجد ) ( معج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

این نوع متن ها معمولاً ترکیبی از برداشت های غیرعلمی و بازی با شباهت سطحی کلمات هستند. اجازه بدهید مرحله به مرحله و با منابع معتبر زبان شناسی بررسی کن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این نوع متن ها معمولاً ترکیبی از برداشت های غیرعلمی و بازی با شباهت سطحی کلمات هستند. اجازه بدهید مرحله به مرحله و با منابع معتبر زبان شناسی بررسی کن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

این نوع متن ها معمولاً ترکیبی از برداشت های غیرعلمی و بازی با شباهت سطحی کلمات هستند. اجازه بدهید مرحله به مرحله و با منابع معتبر زبان شناسی بررسی کن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این نوع متن ها معمولاً ترکیبی از برداشت های غیرعلمی و بازی با شباهت سطحی کلمات هستند. اجازه بدهید مرحله به مرحله و با منابع معتبر زبان شناسی بررسی کن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واژه های عربی ترکی کنند واژه های فارسی همین طور سانسکریت هندی همین طور انگلیسی و فرانسوی همین طور من نمی دانم دیگه چه بگویم دوستان اگر نظر دارند جواب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ادعای شما را دقیق بررسی می کنم تا ببینیم ریشه ی واقعی واژه �قطار� چیست و این که آیا ریشه ی ترکی دارد یا نه. - - - ۱. بررسی در منابع معتبر فارسی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

پاسخ علمی و مستند به ادعاهای جعلی درباره ریشه واژه ی هلو ( holū ) و استفاده های عامیانه/عربی آن بدهیم. اجازه بدهید قدم به قدم و با منابع معتبر بررسی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واژه �لم� در زبان فارسی وجود دارد و در منابع معتبر مانند لغت نامه دهخدا، فرهنگ معین و فرهنگ عمید ثبت شده است. این واژه در فارسی معانی متعددی دارد که ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١٦

واژه ی �قاب� در زبان فارسی از ریشه های ایرانی است و با واژه های اوستایی �کهرپ� و �کرپتَ� ارتباط دارد. در زبان های ایرانی، دگرگونی آوایی ( ر/ل ) رایج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پسوند �لمه� در زبان فارسی به عنوان یک پسوند ترکیبی در ساخت واژه هایی مانند �قابلمه� به کار می رود. این پسوند در زبان های ایرانی دیگر نیز وجود دارد، ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٦

واژهٔ �قابلمه� در زبان فارسی به معنای ظرفی برای پخت وپز است. برخی منابع آن را ترکی می دانند، در حالی که پژوهش های زبان شناسی نشان می دهند که این واژه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با توجه به منابع تاریخی و زبان شناسی، واژه ی �یغ� که در لغت نامه دهخدا به آن اشاره شده است، در اصل مخفف �یوغ� است. بیایید قدم به قدم بررسی کنیم: - ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بر اساس منابعی که اشاره کرده اید و بررسی تاریخی واژگان فارسی و اوستایی، می توان تحلیل دقیقی از ریشه ی واژه های یغ / یوغ / یقه ارائه کرد. اجازه بدهید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه �یغلوی� و ریشه و معنای آن با استناد به منابع معتبر. با توجه به اطلاعات دهخدا و دیگر منابع تاریخی: - - - 1. تعریف واژه ی �یغلوی� در لغت نام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با توجه به منابع تاریخی و زبان شناسی، واژه ی �یغ� که در لغت نامه دهخدا به آن اشاره شده است، در اصل مخفف �یوغ� است. بیایید قدم به قدم بررسی کنیم: - ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی قُپّه / قُپه ( و صورت های مشابه مثل کُپه، کُبّه، قُباب، کپیدن… ) در منابع معتبر چه ریشه ای دارد. من بر اساس منابع زبان شناسی معتبر ( نه فقط فر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

ادعاهای بدون منبعه که باید یکی یکی بررسی و با منابع معتبر پاسخ داده بشه. من چند بخش این نوشته رو باز می کنم: - - - ۱. ریشه ی واژه �آشکار� 🔹 اد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی خوبه که این بحث ها رو با استناد به منابع معتبر علمی بررسی کنیم تا جلوی جعل و تحریف روشن بشه. من مورد به مورد به این ادعاها پاسخ می دم: - - - ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خیلی خوبه که این بحث ها رو با استناد به منابع معتبر علمی بررسی کنیم تا جلوی جعل و تحریف روشن بشه. من مورد به مورد به این ادعاها پاسخ می دم: - - - ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٥

خیلی خوبه که این بحث ها رو با استناد به منابع معتبر علمی بررسی کنیم تا جلوی جعل و تحریف روشن بشه. من مورد به مورد به این ادعاها پاسخ می دم: - - - ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بریم مرحله به مرحله این ادعا رو بررسی کنیم تا روشن بشه چقدر پایه علمی یا تحریف شده است. - - - 1. بررسی واژه �جوانه� در منابع معتبر زبان فارسی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعاها مرحله به مرحله بررسی کنیم و با منابع معتبر پاسخ بدهیم: - - - ۱. ریشه واژه �دیلماج / دیلماچی� در ترکی در تمام منابع معتبر زبان شناسی ترکی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

این متن سراسر تحقیرآمیز و غیرعلمی است و ریشه در نوعی نگاه قوم ستیزانه دارد. برای پاسخ به چنین ادعاها باید هم مستند تاریخی آورد و هم نشان داد که جعل و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( محدرجة ) محدرجة. [ م ُ ح َرَ ج َ ] ( ع اِ ) تازیانه ها. سیاط. ( اقرب الموارد ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محدر. [ م ُ دِ ] ( ع ص ) اندام که از زخم چوب آماس کند. ( آنندراج ) . || آنکه ریشه جامه اندرون کرده دوزد آن را. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . || کسی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محدرج. [ م ُ ح َ رَ ] ( ع ص ) نعت مفعولی ، املس. ( اقرب الموارد ) . املس. تافته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . املس و مهره کرده. ( ناظم الاطباء ) . | ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محد. [ م ُ ح ِدد ] ( ع ص ) نعت فاعلی از احداد. زن که پس از مرگ شوی آرایش را رها کند. ( از اقرب الموارد ) . زنی که جامه سوک پوشد به جهت عدت. ( آنندراج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محدد. [ م ُ ح َ د دَ ] ( ع ص ) تحدید گردیده شده. ( ناظم الاطباء ) . || تیز کرده شده و تیز نوک دار: محدد الرأس ؛ نوک تیز. محدد. [ م ُ ح َدْ دِ ] ( ع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( محددة ) محددة. [ م ُ ح َدْ دَ دَ ] ( ع ص ) مؤنث محدد [ م ُ ح َ د دَ ]. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( محدودة ) محدودة. [ م َ دَ ] ( ع ص ) مؤنث محدود. رجوع به محدود شود. محدوده. [ م َ دَ ] ( ع ص ) محدودة. حد پیدا کرده. داری حد. منبع. لغت نامه دهخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محدب. [ م ُ دِ ] ( ع ص ) گوژپشت گرداننده. ( آنندراج ) . || که شایق و راغب کند. ( ناظم الاطباء ) . || مهربان کننده کسی را. ( آنندراج ) . محدب. [ م ُ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محدث. [ م ُ ح َدْ دِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از تحدیث. سخن گوینده. ( از منتهی الارب ) . حدیث کننده : اگر این شکر ببینند محدثان شیرین همه دستها بخایند چو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حایز. [ ی ِ ] ( ع ص ) حائز. نعت فاعلی از حیازت. گردآورنده. جامع. - حایز شرائط ؛ واجد شرایط. جامع شرایط لازم. و رجوع به حائز شود. منبع. لغت نامه د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

معنا. [ م َ ] ( ع اِ ) مراد از کلام و مقصود و اراده. ( ناظم الاطباء ) . و رجوع به معنی شود. ( معناً ) معناً. [ م َ نَن ْ ] ( ع ق ) از حیث معنی. از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ضراوت. [ ض َ وَ ] ( ع مص ) ضَری. ضَراءة. آزمند و حریص گردیدن. ( منتهی الارب ) . سخت حریص شدن. ( زوزنی ) : ضراوت سفها در افساد حال و اتلاف مال رعیت زی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ضراح. [ ض ِ ] ( اِخ ) موضعی است ، و در اخبار نام آن آمده است. ( معجم البلدان ) . ضراح. [ ض ِ ] ( ع مص ) لگد زدن. ( منتهی الارب ) . ضراح. [ ض َ ح ِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ضراط. [ ض ُ ] ( ع اِ ) تیز. ( منتهی الارب ) ( منتخب اللغات ) . آواز تیز. ( منتهی الارب ) . ضِرطه. ضرط. ریحی که به آواز از اسفل شکم برآید. ( غیاث ) ( ...