پیشنهادهای محمود اقبالی (٣,٩٦٠)
قطعی. [ ق ُ عی ی ] ( ص نسبی ) نسبت است به ابوقطعة، و آن حیی است. ( منتهی الارب ) . قطعی. [ ق ُ طَ عی ی ] ( ص نسبی ) نسبت است به قطیعة، و آن بطنی است ...
قطع. [ ق َ ] ( ع مص ) بریدن و جدا کردن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) . گویند: قطعه قطعاً و مَقْطَعاً و تِقِطّاعاً. || گذشتن : قطع النهر قطعاً و ق ...
طبخ. [ طَ ] ( ع مص ) پختن اِشتواء باشد یا اقتداراً. ( خواه به بریان کردن و خواه در دیگ پختن ) . یقال : هذه ُ خبزةٌ جیدةالطبخ. و کذا آجُرة. ( منتهی ال ...
تسجیل. [ ت َ ] ( ع مص ) سجل کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . || سجل نوشتن. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ...
مسجل. [ م ُ ج ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از اِسجال. رجوع به اِسجال شود. مسجل. [ م ُ ج َ ] ( ع ص ) مباح از هر چیز. ( منتهی الارب ) . بذل شده و مباح برای ه ...
مشتق. [ م ُ ت َق ق ] ( ع ص ) لفظی که از لفظ دیگر گرفته شده وفارسیان به تخفیف هم آرند. ( از غیاث ) ( آنندراج ) . کلمه گرفته شده از کلمه دیگر. بیرون آم ...
استنباط. [ اِ تِم ْ ] ( ع مص ) به آب رسیدن چاه کن. آب برآوردن. ( منتهی الارب ) . بیرون آوردن آب. ( تاج المصادر بیهقی ) . الاستنباط، استخراج الماء من ...
( آمور ) آمور. ( اِخ ) نام رودی بزرگ ، فاصل سیبریا و منچوری ، و آن را ساخالین نیز نامند. امور. [ اُ ] ( ع اِ ) ج ِ امر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطب ...
جماهیر. [ ج َ ] ( ع اِ ) ج ِ جمهور. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . رجوع به جمهور شود. منبع. لغت نامه دهخدا
روایی. [ رَ ] ( حامص ) رواج. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( غیاث اللغات ) . رونق داشتن. ( برهان قاطع ) . رونق و خوبی داد و ستد و خرید و فروخت. روا ...
روایح. [ رَ ی ِ ] ( ع اِ ) صورتی است از روائح بمعنی بویهای خوش یا ناخوش : روایح کرمت با ستیزه رویی طبع خواص نیشکر آرد مزاج کسنی را. انوری. و در این ...
روایت. [ رِ ی َ ] ( ع مص ) نقل سخن و یا خبر از کسی. ( ناظم الاطباء ) . نقل کردن سخن. ( غیاث اللغات ) . واگویه کردن سخن کسی را. روایة. رجوع به روایة ش ...
موافقت. [ م ُ ف َ / ف ِ ق َ ] ( از ع ، اِمص ) موافقة. ضد مخالفت. ( ناظم الاطباء ) . موافقه. سازواری. سازگاری. تناسب. ملایمت. همسازی. وفاق. توافق. موا ...
موافق. [ م ُ ف ِ ] ( ع ص ) سازوار. ( از منتهی الارب ) ( از متن اللغة ) . سازوار و مطابق و هم آهنگ. ( از یادداشت مؤلف ) ( ناظم الاطباء ) . سازگار. سا ...
مذ. [ م ُ ] ( ) به معنی صاحب و خداوند باشد و مرکب می آید همچو اسفندارمذ. ( برهان قاطع ) . اشتباه است ، چه اسفندارمذ مرکب است از: اسفند = اسپند ارمذ = ...
مذلت. [ م َ ذَل ْ ل َ ] ( از ع اِمص ) ذل. ذلالت. ذلة. خوار شدن. ( غیاث اللغات ) . مذلة. رجوع به مذلة شود. || ( اِمص ) خواری. ذلت. ذل. هوان. مقابل عزت ...
مذهبی. [ م َ هََ ] ( ص نسبی ) متدین. متشرع. مؤمن به مذهب. معتقد به شریعت و مذهبی که دارد. پای پند دستورها و آداب مذهب. متعصب در مذهب و عقیدت خویش. ر ...
مذاهب. [ م َ هَِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَذْهَب. رجوع به مذهب شود : در این که گفتم معما و تأویل نیست به هیچ مذهب از مذاهب که استعمال رخصت می کند. ( تاریخ بی ...
مذال. [ م ِ ] ( ع مص ) مَذَل. مذالة. ( متن اللغة ) . رجوع به مَذَل شود. || مَذل. مَذَل. ( متن اللغة ) . رجوع به مَذَل شود. مذال. [ م ُ ] ( ع ص ) دام ...
مذاب. [ م َ ] ( ع ص ) ( از �ذ و ب � ) گداخته. آب شده. مایعگشته. ( ناظم الاطباء ) . رجوع به مُذاب شود. مذاب. [ م ُ ] ( ع ص ) ( از �ذوب � ) گداخته. ( ...
مذاق. [ م َ ] ( ع اِ ) چشیدن گاه. محل قوت ذائقه که کام و زبان است. ( غیاث اللغات ) . ذائقه. کام دهان. آلت حس ذائقه : ابای شعر مرا نیز چاشنی مطلب که د ...
مذاکرت. [ م ُ ک َ / ک ِ رَ ] ( از ع اِمص ) مذاکره. ( ناظم الاطباء ) . مذاکرة. رجوع به مذاکره شود. مذاکرة. [ م ُ ک َ رَ ] ( ع مص ) گفتگو و مکالمه کرد ...
مذاکرات. [ م ُ ک َ / ک ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مذاکره ، به معنی گفتگوها. رجوع به مذاکره شود : من بنده را بر مجالست و دیدار و مذاکرات و گفتار ایشان الفی تازه ...
موعود. [ م َ ] ( ع ص ) وعده کرده شده. ( غیاث ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) . وعده کرده شده و وعده داده و از پیش خبر داده شده. || تقدیرشده. ( ناظم ال ...
موعود. [ م َ ] ( ع ص ) وعده کرده شده. ( غیاث ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) . وعده کرده شده و وعده داده و از پیش خبر داده شده. || تقدیرشده. ( ناظم ال ...
تأنیق. [ ت َءْ ] ( ع مص ) در شگفت آوردن. ( منتهی الارب ) ) ( ناظم الاطباء ) . منبع. لغت نامه دهخدا
تأنیب. [ ت َءْ ] ( ع مص ) سرزنش کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . ملامت کردن. ( تاج المصادر بیهقی ...
تأنیف. [ ت َءْ ] ( ع مص ) کناره چیزی تیز کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از تاج العروس ) ( آنندراج ) . تیز کردن پیکان را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطب ...
فایده. [ ی ِ دَ / دِ ] ( از ع ، اِ ) فائدة. سود. بهره. نتیجه : این قصه هرچند دراز است در او فایده هاست. ( تاریخ بیهقی ) . گرچه موش از آسیا بسیار دار ...
مصرف. [م َ رِ ] ( ع اِ ) محل بازگشت. ( ناظم الاطباء ) . جای بازگشت. ( منتهی الارب ) . معدل. ( یادداشت مؤلف ) . || جای گریز. ( ترجمان القرآن جرجانی ص ...
استعمال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بکار داشتن. کارکرد جستن. ( منتهی الارب ) . بر کار داشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) . بگماشتن : قال اُبَی لعمربن الخطاب : ما ...
ادعایی که مطرح شده نمونه ای از جعل زبانی بدون پشتوانه ی علمی یا تاریخی است، و در ادامه با بررسی ریشه شناسی ( اتیمولوژی ) دقیق، با استناد به منابع معت ...
ادعاها که درباره ریشه و معنی واژگان فارسی و ترکی به شکل غیرعلمی و جعلی مطرح می شود، متأسفانه بسیار رایج است و باید با استناد به منابع معتبر زبان شناس ...
ادعای مطرح شده درباره ی واژه ی �چاقو� پاسخ داده می شود و تحریف و نادرستی ریشه یابی جعلی آن با تکیه بر منابع معتبر زبان شناسی بررسی می گردد. - - - ...
3. ساختار واژه ی �چاقو� با واژه های ترکی ناسازگار است ادعای �بیچ قو = بیچاقو� از لحاظ ساخت واژه غلط است چون: در ترکی، برای مشتق سازی اسم از فعل، پس ...
سیلاب. [ س َ / س ِ ] ( اِ مرکب ) سیل. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) . توجبه. لاخیز. جریان روانی تند و سریع آب. ( ناظم الاطباء ) : رهایی خواهی از سیلاب ...
ادعاهایی نیاز به دقت زبان شناختی و بررسی تاریخی با استناد به منابع علمی دارد. ادعای بالا ترکیبی از جعل، سفسطه و ناآگاهی از اصول زبان شناسی تاریخی است ...
ادعایی که مطرح شده، یک نمونه از جعل ریشه شناسی و تحریف تاریخی زبان هاست که با هیچ منبع علمی زبان شناسی پذیرفته شده ای همخوانی ندارد. در این جا، با اس ...
ادعایی که مطرح کرده اید، نمونه ای روشن از تحریف زبان شناسی تاریخی است و از لحاظ علمی، با واقعیت های تطبیقی زبان شناسی هندواروپایی و ترکی سازگار نیست. ...
نمونه ای از مغالطه های رایج در فضای مجازی درباره ی �ترکی بودنِ� واژگان فارسی است که با استدلال های ضعیف، بدون روش علمی زبان شناسی، و صرفاً با بازی با ...
واژه ی اترک ( که امروزه به صورت نام رودخانه ای در شمال شرق ایران به کار می رود ) واژه ای بسیار مهم از لحاظ تاریخی، جغرافیایی و زبانی است. در این پاسخ ...
پاسخ این ادعای نادرست را می دهم - - - ❌ ادعا: > �گر ایدون� ترکی است و به معنای �می دیدی� است. - - - ✅ پاسخ علمی و مستند: عبارت �گر اید ...
ادعایی یک نمونه ی کلاسیک از تحریفات زبانی و هویتی است که بدون سند علمی و با نیت جعل تاریخی و زبان شناسی مطرح می شود. در ادامه، هم به شکل علمی با مناب ...
ادعاهای نادرست را بررسی و نقد کنیم. در این بررسی از منابع علمی زبان شناسی، واژه نامه های تخصصی، متون کلاسیک و پژوهش های تطبیقی بهره می گیریم. - - ...
اتراب. [ اَ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ ترب. همزادان. همسالان. اَسنان. هم سنان. هم عمران. || همسران. اَمثال. اقران. دوستان : با طراوت جوانی و مقتبل شباب در اق ...
اتراق. [ اُ ت ُ / اُ ] ( ترکی ، اِ ) توقف چندروزه در سفری بجائی. - اتراق کردن ؛ نشستن در منزلی چند روزی. موقتاً در منزلی اقامت گزیدن. منبع. لغت ن ...
بیلان. ( فرانسوی ، اِ ) در اصطلاح بانکی به معنای ترازنامه است. ( از یادداشت مؤلف ) ( از لغات فرهنگستان ) . توازن. ( یادداشت مؤلف ) . موازنه دخل و خ ...
ادور. [ اَ وُ ] ( ع اِ ) اَدْؤُر. ج ِ دار. ادور. [ اَ وَ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از دور. ادور. [ اَ ] ( اِخ ) شطی بفرانسه که از تورمالِه ، کانتن ک ...
لیالی. [ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ لیل. او هو جمع لیلاة و هی اصل اللیل. ( منتهی الارب ) . شبها : تا به چشم شه نماید خوب روی روزگار از لیالی بر رخ ایام زلف و ...
ایام. ( ع مص ) دود کردن زنبورخانه را تا عسل چینند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . دود کردن زنبورخانه را تا انگبین چینند. ( ناظم الاطباء ) . اَوَم. ( م ...