پیشنهادهای محمود اقبالی (٣,٩٦٠)
اسکی. [ اَ ] ( ترکی ، ص ) قدیم. || کهنه. مندرس : آن پسر پاره دوز شب همه شب تا بروز بانگ کند چون خروز اسکی بابوش کیمده وار. مولوی. اسکی. [ اِ ] ( فر ...
مقرب. [ م ُ ق َرْ رَ ] ( ع ص ) نزدیک شده. ( ناظم الاطباء ) . نزدیک داشته. نزدیک کرده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . || اجازه به نزدیکی داده شده. آن ...
اقلام. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ قَلَم. ( ناظم الاطباء ) : ضرورت است که روزی بسوزد این اوراق که تاب آتش سعدی نیاورد اقلام. سعدی. منبع. لغت نامه دهخدا
( محاکمة ) محاکمة. [ م ُ ک َم َ ] ( ع مص ) با کسی بحکم شدن. ( زوزنی ) . بردن کسی راپیش حاکم به خصومت. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) . و رجوع به مح ...
اعانه. [ اِ ن َ ] ( ع مص ) کمک : اگر اعانه شما نبود من مغلوب می شدم. ( فرهنگ نظام ) . مساعدت. عون. معونه. ( کازیمنسکی ) . یاری کردن. ( تاج المصادر بی ...
( مثانة ) مثانة. [ م َ ن َ ] ( ع اِ ) آبدان که جای بول و کمیز باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . جای کمیز اندر شکم. ( دهار ) . کمیزدان. آبدان. ( زمخ ...
سعایت. [ س ِ ی َ ] ( ع مص ) سعایة : طرفه آنکه افاضل و مردمان هنرمند از سعایت و سطبر ایشان در رنجند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 415 ) . ابوالحسن بن سیمجور ...
لاشعور. [ ش ُ ] ( ع ص مرکب ) ( از: لا شعور ) به معنی بی شعور منبع. لغت نامه دهخدا
حوایج. [ ح َ ی ِ ] ( ع اِ ) توابل. دیگ افزارها. || ج ِ حاجة و این خلاف قیاس است. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) . ج ِ حاجة. مأخوذ از تازی ، کار ...
منشاء. [ م َ ش َءْ ] ( ع اِ ) محل نشأت و گویند: مولدی و منشی فی بنی فلان. ( از اقرب الموارد ) . زیستنگاه. جایی که مردم بدانجا نشو و نما کنند. ( یادد ...
لابد. [ ب ُدد ] ( ع ق مرکب ) ( از: �لا� �بُد� ) به معنی چاره نیست. علاج نیست. ( زمخشری ) . لامحاله. ناچار. ( حاشیه لغت نامه اسدی نخجوانی ) . لاعلاج. ...
متروک. [ م َ ] ( ع ص ) گذاشته شده. ( آنندراج ) . واگذاشته شده. ( ناظم الاطباء ) . ترک شده. رهاشده : می بینم که کارهای زمانه میل به ادبار دارد. . . و ...
دانس. ( فرانسوی ، اِ ) رقص. دست افشانی و پای کوبی مرد و زن. وشت. ترقص. دستبند. زقن. حنجله. بحرکت درآوردن بدن بموزونی ، هم آهنگ با نوایی یا سازی. من ...
( ضجة ) ضجة. [ ض َج ْ ج َ ] ( ع اِ ) بانگ و فریاد مردم. ( منتهی الارب ) . بانگ. فریاد. ناله. غوغا. شیون. خروش. فغان. ضج . ضجیج. منبع. لغت نامه دهخدا
ضریب. [ ض َ ] ( ع ص ، اِ ) مانند. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) . مثل. ( منتهی الارب ) . نظیر : ضریر ما له فی العلوم نظیر و طبیب ما له فی الازمنة ...
دیاگرام. ( فرانسوی ، اِ ) برای نمایش قسمتهای مختلف گلها در روی حلقه های مختلف اشکال اختصاری رسم میشود که آنها را دیاگرام نامیده اند. ( گیاه شناسی گل ...
( محبوبة ) محبوبة. [ م َ ب َ ] ( اِخ ) نامی مدینه رسول اﷲ را. ( دمشقی ) . محبوبة. [ م َ ب َ ] ( ع ص ) تأنیث محبوب. ج ، محبوبات. ( یادداشت مرحوم دهخ ...
( آمن ) آمن. [ م ِ ] ( ع ص ) بزینهار. بازینهار. بی بیم. بی خوف. ایمن. استواردارنده بی بیمی. آمن. [ م َ ] ( ع ن تف ) استوارتر. امن. [ اَ ] ( ع مص ) ...
مرض. [ م َ رَ / م َ ] ( ع مص ) بیمار شدن و پراکنده و مضطرب خاطر گردیدن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) . بیمار شدن. ( دهار ) ( ترجمان القرآن جرجانی ) ...
موقت. [ م َ ق ِ ] ( ع اِ ) جایی که برای وقت دادن مقرر کرده باشند. ( ناظم الاطباء ) . میقات. ( منتهی الارب ) . || هنگامی که برای تعیین جای مقرر شده با ...
استصواب. [ اِ ت ِص ْ ] ( ع مص ) صواب خواستن. ( منتهی الارب ) . صواب جستن. || راست یافتن فعل کسی را. ( منتهی الارب ) . || صواب شمردن. ( منتهی الارب ) ...
استقرار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) ثبات. سکون. آرام گرفتن. ( غیاث ) ( تاج المصادر بیهقی ) . ثابت شدن. ( غیاث ) . قرار و ثبات ورزیدن به جائی. آرمیدن. ( منته ...
بیایید این ادعا را قدم به قدم بررسی کنیم و با منابع معتبر پاسخ بدهیم: - - - ادعای مورد بررسی: > �کوشش� کلمه ای ترکی است، از فعل کوشماق به معنی ...
هر چقدر پاک بکونی بازهم جواب تو رو خواهم داد بیایید این ادعای جعلی را با دقت و مستندات علمی بررسی کنیم. - - - ۱. ریشهٔ واقعی واژه �شیشه� در زب ...
این ادعا که واژه ی �خزینه� از ترکی و از واژه ی �قازان� ( به معنی دیگ ) آمده و بعد وارد عربی شده است، کاملاً نادرست است و می توان آن را از نظر زبان شن ...
درباره ی ریشه ی کلمه ی �مخزن� آوردید و من می توانم آن را با بررسی منابع معتبر لغوی و تاریخی تحلیل کنم. ادعا: > �مخزن� از قازان ( به معنی دیگ ) در ...
واژهٔ �هزبر� در زبان فارسی به معنای �شیر درنده�، �پهلوان� یا �دلیر� است و در متون کهن فارسی، به ویژه در آثار سعدی و شاهنامهٔ فردوسی، برای توصیف شخصیت ...
یک بررسی دقیق و مستند از ریشه ی واژه ی �هژبر� ارائه کنم و منابع معتبر هم در پایان ذکر کنم. - - - بررسی ریشه و تطور تاریخی واژه ی �هژبر� 1. اوس ...
بیایید این واژه را دقیق بررسی کنیم. شما می پرسید درباره ی واژه ی �نَخش� یا �نقش� و ریشه های آن در اوستایی، پهلوی و سانسکریت. برای تحلیل، بهتر است قدم ...
بیایید این واژه را دقیق بررسی کنیم. شما می پرسید درباره ی واژه ی �نَخش� یا �نقش� و ریشه های آن در اوستایی، پهلوی و سانسکریت. برای تحلیل، بهتر است قدم ...
ریشه ی واژه ی �نقش / نقشه� کاملاً منظم و مستند است و با منابع معتبر اوستایی، پهلوی و سانسکریت پشتیبانی می شود. اجازه بدهید قدم به قدم جمع بندی و تأکی ...
واژه ی �نقش� و مشتقات آن مانند �نقّاش� ریشه ای کهن دارند که در اوستایی، فارسی میانه ( پهلوی ) و سانسکریت قابل ردیابی است. این واژه با حفظ معنای �تصوی ...
برای بررسی ریشه شناسی واژه ی �نقطه� یا�نخته � در زبان های اوستایی، پهلوی و سانسکریت، منابع معتبر غیر از لغت نامه های دهخدا، معین و عمید عبارتند از: ...
برای بررسی ریشه شناسی واژه ی �نقطه� یا�نخته � در زبان های اوستایی، پهلوی و سانسکریت، منابع معتبر غیر از لغت نامه های دهخدا، معین و عمید عبارتند از: ...
من با استناد به منابع تاریخی و زبان شناسی معتبر، این موضوع رو باز می کنم تا روشن بشه کدام بخش حقیقت داره و کدام بخش تحریف و شایعه است: - - - ۱. ...
این ادعاها از نوع �اتیمولوژی عامیانه� ( folk etymology ) هست، یعنی افراد بدون آشنایی با زبان شناسی تاریخی، با بازی با شباهت های سطحی کلمات، یک داستان ...
در واقع یک شبه ریشه شناسی عامیانه ( folk etymology ) است که در فضای مجازی و برخی نوشته های غیرعلمی برای تحریف واژه های جغرافیایی و قومی استفاده می شو ...
یک جور واژه سازی و قیاس سطحیه که اصلاً پشتوانه ی زبان شناختی نداره. برای پاسخ دادن به این جور "جعلیات" باید هم به منابع زبان شناسی تاریخی مراجعه کنیم ...
یک جور واژه سازی و قیاس سطحیه که اصلاً پشتوانه ی زبان شناختی نداره. برای پاسخ دادن به این جور "جعلیات" باید هم به منابع زبان شناسی تاریخی مراجعه کنیم ...
یک جور واژه سازی و قیاس سطحیه که اصلاً پشتوانه ی زبان شناختی نداره. برای پاسخ دادن به این جور "جعلیات" باید هم به منابع زبان شناسی تاریخی مراجعه کنیم ...
یک جور واژه سازی و قیاس سطحیه که اصلاً پشتوانه ی زبان شناختی نداره. برای پاسخ دادن به این جور "جعلیات" باید هم به منابع زبان شناسی تاریخی مراجعه کنیم ...
یک جور واژه سازی و قیاس سطحیه که اصلاً پشتوانه ی زبان شناختی نداره. برای پاسخ دادن به این جور "جعلیات" باید هم به منابع زبان شناسی تاریخی مراجعه کنیم ...
یک جور واژه سازی و قیاس سطحیه که اصلاً پشتوانه ی زبان شناختی نداره. برای پاسخ دادن به این جور "جعلیات" باید هم به منابع زبان شناسی تاریخی مراجعه کنیم ...
طرح موضوع. ادعایی که آوردید درباره ی �ترکی بودن واژه ی چوب� یک نمونه ی آشکار از تحریفات زبانی است. اجازه بدهید مرحله به مرحله و با منابع معتبر بررسی ...
بیایید قدم به قدم و مستند با منابع علمی و معتبر به این ادعا پاسخ بدهیم و نشان دهیم که این ادعاها فاقد اعتبار علمی هستند. - - - ⚠️ ادعای جعلی: � ...
واژه ی اَسَن / 𐬀𐬯𐬆𐬥 ( asan ) در اوستایی، پهلوی و سنسکریت هم ریشه است و از ریشهٔ مشترک هندواروپایی می آید. - - - 🕊️ واژه ی اَسَن / 𐬀𐬯𐬆𐬥 ...
در مورد واژه ی تکاب و ریشه های آن در اوستایی، پهلوی و سانسکریت، نکات زیر قابل توجه است: - - - تحلیل ریشه شناسی واژه �تکاب� ۱. بخش اول: �تک� او ...
بیاییم دقیق بررسی کنیم 👇 واژه �تیم� این واژه در فارسی امروز بیشتر در معنای گروه، دسته، دسته بندی از افراد ( مثل تیم ورزشی ) به کار می رود. اما ریش ...
واژه ی �چوگان� ( چووبازی، بازی با توپ و چوب سوار بر اسب ) از نظر ریشه شناسی در متون اوستایی، پهلوی و سنسکریت قابل بررسی است: - - - ریشه شناسی وا ...
نمونه ی واضح �واژه سازی خیالی� و تلاش برای مصادره ی میراث زبانی است. بهترین پاسخ به چنین ادعاها، رجوع به منابع علمی زبان شناسی تاریخی است، نه بازی با ...