پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٤,٤٤٦)

بازدید
٣,٦٠٧
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
-٢

بر اساس منابع معتبر زبان شناسی و لغت نامه های کهن، ادعای مطرح شده مبنی بر ترکی بودن ریشه واژه �خنجر� نادرست است. این ادعا فاقد پشتوانه علمی بوده و با ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
-٧

ادعای مطرح شده مبنی بر ترکی بودن �دشنه� و فارسی نبودن آن، از نظر علمی ریشه شناختی ( اتیمولوژی ) کاملاً نادرست است. شواهد معتبر زبان شناسی نشان می دهد ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
-١

بر اساس منابع معتبر دانشگاهی، ادعای مطرح شده درباره ریشه کلمه "عروق" نادرست است و بر پایه اشتباه گرفتن دو واژه کاملاً متفاوت شکل گرفته است. در ادام ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
-٧

تیراژ. ( فرانسوی ، اِ ) عده کتاب یا روزنامه ای که در یک بار به طبع رسد: تیراژ روزنامه ٔ. . . بیست هزار است. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) . منبع. لغت ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مؤکل. [ م ُءْ ک َ ] ( ع ص ) خوراک داده شده و مرزوق. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . || بخت مند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . مؤکل. [ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موکت. [ م ُ ک ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) نوعی فرش کرک دار و پشمی یا از الیافی پشم گونه. موکت. [ م ُ وَک ْ ک ِ ] ( ع ص ) موکب. خرمای به پختگی نزدیک شده. بس ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( مُ ) [ انگ . ] ( اِ. ) دستگاه تلفن قابل حمل بدون سیمی که با استفاده از امواج رادیویی ، ارتباط تلفنی بین دو نقطه را برقرار سازد، تلفن همراه . منبع ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
-١

بررسی این ادعاها نشان می دهد که ارتباط ریشه شناختی پیشنهادی بین �گیال� ( گاومیش هندی ) و �گالش� ( دامدار البرز ) از نظر علمی قابل قبول نیست و فاقد پش ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حونس. [ ح َ وَن ْ ن َ ] ( ع اِ ) آنکه کسی بر وی ستم کردن نتواند و اگر جایی استاده باشدکسی او را جنبانیدن و از جای دور کردن نتواند. ( منتهی الارب ) ( ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( حوافة ) حوافة. [ ح ُ ف َ ] ( ع اِ ) برگ اسپست که باقی مانده باشد در زمین بعد برداشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . منبع ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حواب. [ ح َوْ وا ] ( ع ص ) ج ِ حاب ، تیری که گرد نشانه افتد. ( ناظم الاطباء ) . حوأب. [ ح َ ءَ ] ( ع اِ ) وادی فراخ. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حوافر. [ ح َ ف ِ ] ( ع اِ ) ج ِ حافر. سم های ستوران. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) . سم های اسبان و این جمع حافر است که بمعنی سم اسب و خر باشد. ( ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حوالت. [ ح َ ل َ ] ( از ع ، اِ ) حوالة. سپردن. و با لفظ کردن مستعمل. ( آنندراج ) منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
-١

حواشی. [ ح َ ] ( ع اِ ) ج ِ حاشیة. کرانه و اهل و جز آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) . حاشیت : اطراف و حواشی آن بنصرت دین حق. . . مؤ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حوال. [ ح ِ ] ( ع اِ ) حائل میان دو چیز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . هر چیز که میان دو چیز حایل و حاجز گردد. || ( مص ) محاولة، ( ناظم الاطباء ) ( ا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حوادث. [ ح َ دِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ حادثه. ( منتهی الارب ) . پیش آمدها. سختیها و بلاهای زمانه. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . بلا وحادثه و ماجرا و عار ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حوادی. [ ح َ ] ( ع اِ ) پایها زیرا که تابع دستهااند. ( منتهی الارب ) . پایهای چارپایان. ( از ناظم الاطباء ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حواس. [ ح َ ] ( از ع ، اِ ) حَواس . ج ِ حاسة : منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حوت. [ ح َ ] ( ع مص ) حَوَتان. گرد چیزی برگشتن مرغ و وحشی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) . حوت. ( ع اِ ) ماهی. ( منتهی الارب ) . ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حور. [ح َ ] ( ع اِ ) نقصان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . کمی. قلت. مقابل کور: اعوذ باﷲ من الحور بعد الکور. || ماتحت پیچ دستار. ( منتهی الارب ) ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه حو. [ ح َوو ] ( ع اِ ) ظاهر و آشکار. ( منتهی الارب ) . بیّن. ( اقرب الموارد ) : لا یعرف الحو من اللو؛ نشناسد ظاهر را از خفی. ( منتهی الارب ) ( ا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
-٤

این ادعا که "آدم" یک کلمه ترکی و به معنای "پدرم" است، از نظر علمی زبان شناسی ریشه ای ندارد و با شواهد تاریخی و متون کهن در تضاد است. بی شمار سند تاری ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

( عهورة ) عهورة. [ع ُ رَ ] ( ع مص ) بمعنی عَهر است. رجوع به عهر شود. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( عهورة ) عهورة. [ع ُ رَ ] ( ع مص ) بمعنی عَهر است. رجوع به عهر شود. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عهو. [ ع ِهَْ وْ ] ( ع اِ ) خرکره. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . کره خر. ( ناظم الاطباء ) . جحش. ( اقرب الموارد ) . || ( ص ) شتر استوار و توانا شگرف ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عهون. [ ع ُ ] ( ع اِ ) ج ِ عِهن. رجوع به عهن شود. عهون. [ ع َ ] ( ع اِ ) نبات و گیاهی است نیکو و طیب. ( از اقرب الموارد ) منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عهود. [ ع ُ ] ( ع اِ ) ج ِ عَهد. زمانها و پیمانها و سوگندها. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) . رجوع به عهد شود : آنچه رسم است که اولیاء عهود را دهند از غ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( نعرة ) نعرة. [ ن َ رَ ] ( ع اِ ) آواز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . رجوع به نعره شود. || آواز خیشوم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نعنا. [ ن َ ] ( از ع ، اِ ) نوعی از پودنه باشد و اصل آن نعناع است در عربی و پارسیان �ع � آخر را حذف کرده نعنا می گویند . ( برهان قاطع ) . گیاهی معطر ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه نعمتی. [ ن ِ م َ ] ( ص نسبی ، اِ ) چیزهای نیک. || آسایش. || مال. || دوست. || نعل کفش. ( ناظم الاطباء ) . نعمتی. [ ن ِ م َ ] ( اِخ ) منسوب به شا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
-١

واژه نعم. [ ن َ ] ( ع مص ) برهنه پای آمدن. ( از ناظم الاطباء ) . || ( ق ) لغتی است در نَعَم. ( اقرب الموارد ) . نعم. [ ن َ م َ ] ( ع اِ ) نعم عین ؛ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نعمت. [ ن ِ م َ ] ( ع اِ ) مال. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) . ثروت. دسترس. ( غیاث اللغات ) . ثروت. دارایی. رجوع به نعمة شود : امروز به اقبال توای ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نعمان. [ ن ُ ] ( ع اِ ) خون. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . دم. ( متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) . به وی شقایق را منسوب کنند به جهت سرخی ، یا شق ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-١

حمید فرهاد یا سعید سرور یا بهنام رضایی عبدالرضا یا یاشار یا فرتاش دوست این فرد اَدمین آبادیس هست از دوست بکش بیرون یارو به سر از آبرو میشه خوراک بحث ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-٣

حمید فرهاد یا سعید سرور یا بهنام رضایی عبدالرضا یا یاشار یا فرتاش دوست این فرد اَدمین آبادیس هست از دوست بکش بیرون یارو به سر از آبرو میشه خوراک بحث ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-٢

حمید فرهاد یا سعید سرور یا بهنام رضایی عبدالرضا یا یاشار یا فرتاش دوست این فرد اَدمین آبادیس هست از دوست بکش بیرون یارو به سر از آبرو میشه خوراک بحث ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-٢

حمید فرهاد یا سعید سرور یا بهنام رضایی عبدالرضا یا یاشار یا فرتاش دوست این فرد اَدمین آبادیس هست از دوست بکش بیرون یارو به سر از آبرو میشه خوراک بحث ...

پیشنهاد
-١٩

ادعاهای مطرح شده درباره �بت پرست بودن کوروش� و جعلی بودن متن ها را به صورت مستند، آکادمیک و با ارجاع به منابع معتبر بررسی و سنجش می کنم. سعی کرده ام ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-١

( صفت ) مونث عربی . در قاموس کتاب مقدس این کلمه را بجای عربستان و سرزمین عرب آورده است و گوید شبه جزیره ایست که در قسمت جنوبی آسیا فیمابین دریای احم ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عربیت. [ ع َ رَ بی ی َ ] ( ع مص جعلی ، اِمص ) عرب بودن. متصف به صفات عرب بودن. || در اصطلاح علوم و ادبیات و زبان عرب گویند: عربیت فلان خوب است یعنی ب ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-١

عربی. [ ع َ رَ بی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به عرب. از عرب. عرب عربی ، ای بین العروبة و العروبیة. ( منتهی الارب ) . کسی که نسبت صحیح دارد درعرب هرچند که ب ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعراز. [ اِ ] ( ع مص ) تباه گردانیدن. ( منتهی الارب ) . فاسد گردانیدن و تباه کردن. ( ناظم الاطباء ) . تباه کردن. ( یادداشت مؤلف ) . فاسد ساختن : اَع ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعراش. [ اِ ] ( ع مص ) عریش ساختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . برپا کردن عریش. ( از اقرب الموارد ) . || مانع شدن گوسپند را از چرید ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعراء. [ اِ ] ( ع مص ) برهنه کردن و بازکردن جامه از کسی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . برهنه کردن و عریه دادن. ( تاج المصادر بیهقی ) . لباس از ک ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعراس. [ اِ ] ( ع مص ) مهمانی عروسی نمودن و سور کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . سور کردن. ( آنندراج ) . یقال : اعرس اعراساً؛ مهمانی عروسی نم ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعراص. [ اِ ] ( ع مص ) پراکنده و مضطرب گردیدن شتران. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . مضطرب شدن هر چیز. ( از اقرب الموارد ) . اعراص. [ ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعراج. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ عَرج ، بمعنی گله شتران بمقدار هشتاد عدد یا از هشتاد تا نود یا گله صدوپنجاه شتر و اندک بالای آن یا از پانصد تا یکهزار. ( آن ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیبوبت. [ غ َ ب َ ] ( ع مص ) رجوع به غیبوبة شود : تا ازوقت طلوع آفتاب براند بشتاب و سرعت بوقت غیبوبت و فروشدن آفتاب. ( تاریخ قم ص 49 ) . رجوع به غیبو ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

غیلم. [ غ َ ل َ ] ( ع اِ ) منبع آب در چاهها. ( از اقرب الموارد ) . بیرون آمدن جای آب در چاه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . || ( ص ) دختر نیکوروی بشهو ...