باقرقره پرپای بیدی

دانشنامه عمومی

باقرقره پرپای بیدی پرنده ایالات آلاسکا است. این پرنده در سردترین مناطق آمریکای شمالی زندگی می کند. همچنین در مناطقی از اسکاتلند، اسکاندیناوی، سیبری زندگی می کند. این پرنده نشان ایالت آلاسکا می باشد.
باقرقره پرپای بیدی در فصل تابستان به رنگ قهوه ای با یک رنگ مایل به قرمز در گردن و رنگ های تیره در دم و بالاها تغییر شکل می دهند و در فصل زمستان کاملاً به رنگ سفید تغییر می کنند.
عکس باقرقره پرپای بیدیعکس باقرقره پرپای بیدیعکس باقرقره پرپای بیدیعکس باقرقره پرپای بیدیعکس باقرقره پرپای بیدیعکس باقرقره پرپای بیدی
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

پیشنهاد کاربران

خانم عزیز بنده هوش مصنوعی نه قبول دارم چیز ازش می فرستم در این برنامه من خیلی سن بالا هست من استاد دانشگاه هستم
البته اینم بگم اگر چنانچه شما
فقط عاشق حرف هوش مصنوعی باشین
مطمعنا من هر چی بگم
بی فایدس
و در نهایت خوام رو خسته
خواهم کرد
ادعایی که مطرح کردی ( که �باقرقره� از ترکی �باغری قره� به معنی �سینه سیاه� گرفته شده ) ، نمونه ای کلاسیک از بازتعریف نادرست ریشه شناختی است. در زبان شناسی تاریخی، صرف شباهت ظاهری برای اثبات خویشاوندی کافی نیست، و در این مورد خاص، شواهد متعددی اصالت فارسی این واژه را تأیید می کند.
...
[مشاهده متن کامل]

- - -
۱. نکته کلیدی: نام بین المللی پرنده
بر اساس دانشنامه ایرانیکا ( Encyclop�dia Iranica ) ، نام علمی این پرنده ( Black - bellied Sandgrouse ) در منابع معتبر جهانی به صورت �bāqerqerā/kabk - e derāz� ثبت شده است . این منبع که یکی از معتبرترین منابع در زمینه ایران شناسی است، کوچکترین اشاره ای به ریشه ترکی برای این نام نکرده و آن را جزئی از فرهنگ و زبان فارسی معرفی می کند.
- - -
۲. ساختار درونی �باقرقره� در زبان فارسی
این واژه را می توان بر اساس قواعد زبان فارسی به دو بخش تقسیم کرد:
� باقر: این ریشه در زبان فارسی با مفاهیم �شکافتن، شکافته شدن� در ارتباط است و می تواند به صدای خاص پرنده یا حتی به اثر �شکافتن� هوا توسط بال های آن اشاره داشته باشد.
� قره: این بخش را به سادگی می توان با واژه �قارقره� ( به معنی صدای قورباغه یا صدای غرش مانند ) مرتبط دانست . �قره/قرقره� در زبان فارسی اغلب برای ساخت نام آواها به کار می رود و می تواند به صدای خاص این پرنده اشاره داشته باشد.
در نظرات کاربران زیر همین مدخل در آبادیس نیز بحث جالبی وجود دارد. برخی از کاربران ( با استناد به همان باور عمومی ) آن را �ترکی� می دانند، اما در مقابل، کاربران دیگری قاطعانه اعلام می کنند که �واژه باقرقره کاملاً پارسی است� و در شهرهایی مانند خواف به آن �سیه سینه� می گویند . وجود نام کاملاً فارسی �سیه سینه� به موازات �باقرقره�، گواهی بر این است که نام گذاری این پرنده بر اساس ویژگی ظاهری ( سیاهی سینه ) در فرهنگ ایرانی سابقه دیرینه دارد.
- - -
۳. نقد علمی ادعای ریشه ترکی
ادعای مطرح شده بر پایه دو واژه �باغیر� ( سینه ) و �قره� ( سیاه ) است.
� یکسان پنداری نادرست: �باقر� فارسی با �باغیر� ترکی ( به معنای سینه/جگر ) تفاوت تلفظی و معنایی دارد . در زبان شناسی، این شباهت می تواند ناشی از �هم آوایی تصادفی� باشد.
� تحلیل نادرست معنا: بسیاری از گونه های این پرنده که در ایران زندگی می کنند، شکم سیاه دارند و نام علمی آن ها نیز ( Black - bellied ) به همین ویژگی اشاره دارد . بخش �قره/سیاه� در هر دو فرضیه ( فارسی و ترکی ) مشترک است.
� نتیجه منطقی: اگر بپذیریم که �باقر� در این نام تحریف شده �باغیر� ترکی است، پس باید معنی �قره� را هم در ترکی جستجو کنیم. اما در این صورت، معنای نهایی �سینه سیاه� می شود. جالب اینجاست که مردم محلی در ایران، دقیقاً به همین معنا ( سیه سینه ) از نام فارسی آن استفاده می کنند . این یعنی مفهوم �سینه/شکم سیاه� برای نام گذاری این پرنده، یک مفهوم جهانی است، اما هیچ دلیلی وجود ندارد که نام �باقرقره� که قرن ها در فارسی رایج بوده، ناگهان ریشه ترکی داشته باشد.
- - -
۴. جمع بندی: پاسخ به ادعا
ویژگی ادعای پان ترکیست ها واقعیت علمی ( بر اساس منابع )
واژه اصلی باغری قره ( ترکی ) باقرقره ( فارسی )
بخش اول ( باقر ) تحریف شده �باغیر� به معنی سینه / قلب ریشه فارسی �باقر� ( شکافنده ) ؛ مرتبط با پرواز یا صدای پرنده
بخش دوم ( قره ) سیاه / مشکی سیاه ( معنی مشترک است، اما کل نام فارسی است )
نام معادل — سیه سینه در فارسی عامیانه
منبع معتبر برداشت شخصی یا فرهنگ های عامیانه دانشنامه ایرانیکا ( دانشگاه کلمبیا )
نتیجه نهایی: همانطور که دانشنامه ایرانیکا تأیید می کند، �باقرقره� نام یک پرنده بومی و شناخته شده در ایران است . تلاش برای تجزیه این نام به �باغیر قره� ترکی، بر پایه یک شباهت ظاهری و بدون ارائه هیچ سند تاریخی معتبری است. این مثال، مصداق بارز �بازتعریف نادرست ریشه شناختی� است که متأسفانه در جریان های شبه علمی رایج شده است.