تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایرَختَن= iraxtan ـ 1ـ سرزنش ـ نکوهش ـ ملامت کردن 2ـ ناسزا گفتن 3ـ جنگیدن، مبارزه ـ مناقشه ـ مشاجره ـ دعواکردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمنایی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایژایی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایوگَتیْه= ivgatih حمله ـ هجوم ـ تجاوز ـ تازش ـ دست درازی شیطانی یا اهریمنی ( ریشه پهلوی )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه پهلوی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایوگَتیْه= ivgatih حمله ـ هجوم ـ تجاوز ـ تازش ـ دست درازی شیطانی یا اهریمنی ( ریشه پهلوی )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایوگوهْریْه= ivguhrih وحدت وجود، وحدت ذات

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

ایوگوهْریْه= ivguhrih وحدت وجود، وحدت ذات ( پهلوی )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایوموگ= ivmuk کسی که یک لنگه کفش به پا دارد

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایوموک= ivmuk کسی که یک لنگه کفش به پا دارد

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایوَن= ivan تنه، ساقه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایوینَگ= ivinag ـ 1ـ آداب، آیین، رسم، عرف، روش، اسلوب، شکل، فرم، صورت 2ـ آئینه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

ایوینَگ= ivinag ـ 1ـ آداب، آیین، رسم، عرف، روش، اسلوب، شکل، فرم، صورت 2ـ آئینه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایوینَگ= ivinag ـ 1ـ آداب، آیین، رسم، عرف، روش، اسلوب، شکل، فرم، صورت 2ـ آئینه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایوینَگ= ivinag ـ 1ـ آداب، آیین، رسم، عرف، روش، اسلوب، شکل، فرم، صورت 2ـ آئینه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایوینَگ= ivinag ـ 1ـ آداب، آیین، رسم، عرف، روش، اسلوب، شکل، فرم، صورت 2ـ آئینه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم چم با :ایهرپَت= ihrpat ( اوستایی: اَئِثْرَپَئیتی ) هیربُد، استاد، معلم، امام، مرجع

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

هم چم با :ایهرپَت= ihrpat ( اوستایی: اَئِثْرَپَئیتی ) هیربُد، استاد، معلم، امام، مرجع

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایهرپَت= ihrpat ( اوستایی: اَئِثْرَپَئیتی ) هیربُد، استاد، معلم، امام، مرجع

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایویْه= ivih یگانگی، اتحاد، اتفاق، وحدت ( واژه پهلوی )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایویْه= ivih یگانگی، اتحاد، اتفاق، وحدت ( واژه پهلوی )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایویْه= ivih یگانگی، اتحاد، اتفاق، وحدت ( واژه پهلوی )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایویْه= ivih یگانگی، اتحاد، اتفاق، وحدت ( واژه پهلوی )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دگر دیس این واژه در پارسی :اَیینَفتَن به چم لمس کردنو یا دست زدن تلفظ:ayinaftan

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برابر پارسی این واژه:اَیینَفتَن به چم لمس کردن و یا دست زدن - تلفظ - ayinaftan

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه پهلوی - به چم لمس کردن و یا دست زدن - تلفظ - ayinaftan

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برابر های کلمه :پیاف - ماریک - واژه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در پهلوی آبیلَگ= ( �bilag )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گویش خراسانی : ایات

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از خا ( خود ) کِردَ ( کردن ) در گویش خراسانی به چم کسب اعطلاعات و یا پرس و جو درباره چیزی ست

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وَر سَر اومِدَ ( امدن ) در گویش خراسانی به چم ( به نظر رسیدن ) است

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شَتَل در گویش خراسانی به جامه گل گلی و گشاد و بلند که فرد را بی ریخت جلوه میدهند گفته میشود

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چم دیگر این واژه در پارسی میانه اُشتُردن است .

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گویش خراسانی : باشته وِ

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فعل پارسی میانه : فهمیدن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فعل پارسی میانه :فرمانروایی کردن یا توانستن - واژه شاه از این فعل می اید

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

برادر سعید شما سعی دارید چه را نشان بدی ؟ 1 - دنبال ریشه واژه اشکاری ؟ما این واژه رو سال ها پیش از این که ترک زبانان بخواند اروخون رو بنویسند داشتیم ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

برادر سرور واژه اشکار سال ها پیش از این که زبان ترکی در ایران حضور داشته باشه یه کار میرفت ریشه یابی شما مبتنی بر برداشت های شخصیه و نه با نگاه به زب ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش خراسانی :دِ بار کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش خراسانی به ان جشت میگویند و به کسی که این صفت را دارد جشتوک

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش خراسانی معنی زشت میدهد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

چه عجب ! گویا برادر سعید جز مغلطه و توهین و حرف بی سند منبع جست و جو هم بلد اند ! بیاید از هوش مصنوعی بپرسیم : ### ۱. در فارسی میانه ( پهلوی ) ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

در کارنامه اردشیر پاپکان سطر اول به همین دیس و خوانش ظاهر شده است . کارنامه اردشیر پاپکان ( پارسی میانه ) از سنگ نبشته ارخون ( ترکی باستان ) کهن تر ا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

پاسخی به برادر رضایی گرچه خود به خوبی میدانم که توضیح به کسی که بر این باور ست که واژه ی پیرا عربی ست ( عربی پ ندارد و ایشان که نتوانستند این واژه ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایدون در کارنامگی اردتخشیر ی پاپکان و نیز دیگر نبیگ های پاسی میانه در چم این چنین است

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژگان پهلوی در پارسی میانه برای واژه وضعیت چند چم و برابر هست که عبارتند از : 1 - اهمیخت : وضعیت - حالت - شرایط اهمیخت کشور ( وضعیت کشور ) ریشه : ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

در پارسی میانه چند چم برای واژه تاریخ به کار میرفته که بسته به وضعیت متفاوت بوده : 1 - زمانیگ: در پیوند به زمان یا گاه شماری برای نمونه زمانیگ شاهان ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همتای پارسی :یَژدیک واژنامه پهلوی دکتر بهرام فره وشی