پیشنهادهای دژبان (٢٦٣)
آپَخشیتَن= �paxshitan نابود ـ خراب ـ منهدم ـ منفجر ـ ویران شدن ( ریشه پهلوی )
آپَخشیتَن= �paxshitan نابود ـ خراب ـ منهدم ـ منفجر ـ ویران شدن
آپَخش= �pash ـ 1ـ سرشار، پر، لبریز، آکنده، لبالب 2ـ دررو، کانال، مجرای آب ( ریشه پهلوی )
آپَخش= �pash ـ 1ـ سرشار، پر، لبریز، آکنده، لبالب 2ـ دررو، کانال، مجرای آب ( ریشه پهلوی )
آپَخش= �pash ـ 1ـ سرشار، پر، لبریز، آکنده، لبالب 2ـ دررو، کانال، مجرای آب ( ریشه پهلوی )
آپَخش= �pash ـ 1ـ سرشار، پر، لبریز، آکنده، لبالب 2ـ دررو، کانال، مجرای آب ( ریشه پهلوی )
آپَخش= �pash ـ 1ـ سرشار، پر، لبریز، آکنده، لبالب 2ـ دررو، کانال، مجرای آب ( ریشه پهلوی )
آپَخش= �pash ـ 1ـ سرشار، پر، لبریز، آکنده، لبالب 2ـ دررو، کانال، مجرای آب ( ریشه پهلوی )
آپ چیهران= �pchihr�n نام گروهی از ستارگان
آپُتکار= �potk�r ساکت، خاموش، بی حرف، کسی که چیزی نمی گوید ( ریشه پهلوی )
آپ تَچَن= �ptachan سیلاب ( ریشه پهلوی )
آپانیک= �p�nik آبی، مایع، سیال ( ریشه پهلوی )
آپانیک= �p�nik آبی، مایع، سیال ( ریشه پهلوی )
آپار= �p�r متوقف، ثابت ( ریشه پهلوی )
آپانیک= �p�nik آبی، مایع، سیال ( ریشه پهلوی )
آبکامَگ= �bk�mag آبکامه، سوپ یا آش غلیظ و ترش ( ریشه پهلوی )
آبزَن= �bzan حمام ( ریشه پهلوی )
آبدان= �bd�n ظرف ( ریشه پهلوی )
آبدان= �bd�n ظرف ( ریشه پهلوی )
اب چیهرَگ= �bchihrag ـ 1ـ لطیف، با طراوت، کسی که چهره ای چون آب دارد 2ـ آنچه ذاتش از آب ساخته شده است. ( ریشه پهلوی )
اب چیهرَگ= �bchihrag ـ 1ـ لطیف، با طراوت، کسی که چهره ای چون آب دارد 2ـ آنچه ذاتش از آب ساخته شده است. ( ریشه پهلوی )
اب چیهرَگ= �bchihrag ـ 1ـ لطیف، با طراوت، کسی که چهره ای چون آب دارد 2ـ آنچه ذاتش از آب ساخته شده است. ( ریشه پهلوی )
آب تَزان= �btaz�n آب رو، کانال، آبراه، جدول جوی ( ریشه پهلوی )
آئیتون= �itun تفکیک، جدایی، طلاق آئیتونَتَن= �itunatan آشیرداری کردن، جدا کردن گندم از کاه ( ریشه پهلوی )
�itun تفکیک، جدایی، طلاق ( ریشه پهلوی )
برابر های پارسی این واژه : نسک - نبیگ - کوراس
اَیوزیشْن= ayuzishn نزاع، اختلاف، کشمکش، درگیری، جدل ( ریشه پهلوی )
اَیوزیشْن= ayuzishn نزاع، اختلاف، کشمکش، درگیری، جدل ( ریشه پهلوی )
اَیوزیشْن= ayuzishn نزاع، اختلاف، کشمکش، درگیری، جدل ( ریشه پهلوی )
اَیوزیشْن= ayuzishn نزاع، اختلاف، کشمکش، درگیری، جدل ( ریشه پهلوی )
ایوسانیْه= ivs�nih یکسانی، تساوی، همانندی، شباهت، نظم، ترتیب ( ریشه پهلوی )
ایوسانیْه= ivs�nih یکسانی، تساوی، همانندی، شباهت، نظم، ترتیب ( ریشه پهلوی )
ایوسانیْه= ivs�nih یکسانی، تساوی، همانندی، شباهت، نظم، ترتیب ( ریشه پهلوی )
ایوسانیْه= ivs�nih یکسانی، تساوی، همانندی، شباهت، نظم، ترتیب ( ریشه پهلوی )
ایوَک تاک= ivak t�k یکتا، یگانه، تنها، واحد، منفرد ( ریشه پهلوی )
ایوَک تاک= ivak t�k یکتا، یگانه، تنها، واحد، منفرد ( ریشه پهلوی )
ایوَک تاک= ivak t�k یکتا، یگانه، تنها، واحد، منفرد ( ریشه پهلوی )
ایو کَرتَک= ivkartak واحد، یکپارچه، یکنواخت، متصل، به هم پیوسته ( ریشه پهلوی )
ایو کَرتَک= ivkartak واحد، یکپارچه، یکنواخت، متصل، به هم پیوسته
ایو کَرتَک= ivkartak واحد، یکپارچه، یکنواخت، متصل، به هم پیوسته ( ریشه پهلوی )
ایوَک زور= ivak zur به چم معادل ( ریشه پهلوی )
ایو کَرتَک= ivkartak واحد، یکپارچه، یکنواخت، متصل، به هم پیوسته
اَیوک شوست= ayuk shust فلز
اَیوک شوستیک= ayuk shustik فلزی
اَیوک شوستیک= ayuk shustik فلزی
اَیوک شوستین= ayuk shustin فلزی
ایرَختَن= iraxtan ـ 1ـ سرزنش ـ نکوهش ـ ملامت کردن 2ـ ناسزا گفتن 3ـ جنگیدن، مبارزه ـ مناقشه ـ مشاجره ـ دعواکردن
ایرَختَن= iraxtan ـ 1ـ سرزنش ـ نکوهش ـ ملامت کردن 2ـ ناسزا گفتن 3ـ جنگیدن، مبارزه ـ مناقشه ـ مشاجره ـ دعواکردن
ایرَختَن= iraxtan ـ 1ـ سرزنش ـ نکوهش ـ ملامت کردن 2ـ ناسزا گفتن 3ـ جنگیدن، مبارزه ـ مناقشه ـ مشاجره ـ دعواکردن
ایرَختَن= iraxtan ـ 1ـ سرزنش ـ نکوهش ـ ملامت کردن 2ـ ناسزا گفتن 3ـ جنگیدن، مبارزه ـ مناقشه ـ مشاجره ـ دعواکردن