تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

سلیم معقول: اندیشیدنی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم منطق مادی: خرد سنجی مادی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم منطق صوری: خرد سنجی شکلی، سنجشگر شکلی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم ذهن: اندیشه، خرد، هوش یا اندیشه گاه. * خرد: بیشتر برای نیروی شناخت و داوری بکار می رود. * هوش: به هنگام دریافتن داده ها و آموزش ها ی گوناگون ب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم می سراید: می خاند، می گوید.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم سراید: خاند، گوید، که معمولن برای شعر خاندن یا شعر گفتن شاعران استفده می شود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم سراید: خاندن، البته برای شعر خاندن کاربرد دارد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

سلیم می سراید: می خاند و معمولن برای شاعری که شعرهایش را می خاند بکار می برند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم جالب: خوشایند، دیدنی، دلکش، دلنشین، شگفت انگیز، شنیدنی، گیرنده.

پیشنهاد
٠

سلیم اوضاع و احوال: روزگار، گذراندن روزگار

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم مشورت: گمانه زنی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم وفاداری: پیمان داری، سرسپردگی، با هم بودن تا پایان راه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم لمس: دست زدن، دست کشیدن، گرفتن، مالیدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم تفحص: پژوهیدن و کاوش در کارهای علمی، پژوهش.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم ذایقه: که ذائقه هم می نویسند یعنی چشنده، بیشتر برای حس چشایی بکار می رود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم شاهدان: گواهی دهندگان، گواهان

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم اشکال: پیچیدگی ها

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم طالبان: خاهندگان، خاستارن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم ضروری: فوری

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم فهم: پی بردن، شناخت، فرا گیری.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم حس مشترک: آگاهی همگانی، دریافت همگانی، شناخت همگانی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم منقوشه: نگاریده، نگار شده، نگاره دار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم محسوسه: واژه ای اربی که در فارسی برابر با دریافت شدنی ست. قابل درک، قابل حس کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم مرتسمه: بازتاب یافته

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم غضبی: خشمی، خشمگیری

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم غضبی: خشمگینی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم منهیه: یکی از نیروهای هشتگانه بدن ست که جنین را تا هنگام نوزادی در رشد و نمو یاری می کند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم وارث: جانشین، سفارش شده ویژه، مانده بران

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم ارث بر: مانده بر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم ارث: مانده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم غزل: چکامه های آهنگین

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم ذات الصفائح یا ذات الصفایح: صفحه گردان آسمانی ابزاری که ستاره شناسان قدیم برای پیرامون های گوناگون آسمانی بکار می بردند. این ابزار نسخه ای چند ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم ذات الحلق: مدار نگار، ابزاری کره ای شکل که ستاره شناسان از آن برای نشان دادن و گردش آسمان بکار می بردند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم ربع المجیب: زاویه سنج خورشیدی، از ابزارهایی که ستاره شناسان در قدیم اندازه گیری ارتفاع خورشید یا ستارگان از کرانه ها به کار می بردندو

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم اصطرلاب: ستاره سنج که این ابزار را ستاره شناسان برای اندازه گیری جایگاه ستارگان و خورشید در گذشته بکار می بردند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم زیج: زیگ، جدول هایی که ستاره شناسان برای شناسایی چگونگی و جنبش ستارگان و سیارگان، راه شیری و کهکشانها می کشند و در نسخه ای گرد آوری می کنند. پر ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم رصدخانه: جایگاه دیده بانی و بررسی آسمان و ستارگان، جایگاه سنجش آسمان، ستارگان و سیارگان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم لطیف: خوش پیکر

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم ممثله: نیروی دگرگون کننده خوراک به تخمک یا همان اسپرم.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم منضجه: نیروی نرم کننده خوراک پیش از گوارش در شکم.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم فضولات: پس مانده های خوراکی درون شکم.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم نیروی اجرایی: نیروی انجام دهنده

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سالیم مَدو و هَدو: آرامش نیروهای درونی بدن پس از تلاش و کشش.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم هَدو: آرامش، آرامش در بدن که پس از جنب و جوش بدست می آید.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم مَدو:کشش، نیروی کششی خوراک به درون معده

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم نَدو: آرامش، ایستایی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم بر عکس: نا همسو

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم قوت: انگیزش درونی، نیرو، نیرو گرفتن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم خَفَت: خاب، خاب آلود، سستی. خِفّت: زبونی، ننگ، رسوایی خِفت: یقه گرفتن کسی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیم مزیق: واژه ای در فارسی کهن و بر گرفته از اربی ست به معنای گرفتاری، تنگنای سخت مانند: بواسطه این نابینایی و مزیق جهل برهد یعنی به میانجی این نا ب ...