« مراد از نزول قرآن تحصیل سیرت خوب است نه ترتیل سورت مکتوب » الف) استفاده عملی ب) رعایت اعتدال ج) خوب به خاطر سپردن د) ترجیح تفسیر بر ترجمه
«یار بدان شریک معصیت است و مستوجوبت عقوبت » الف) پرهیز از کمک به انسان های ناشایست ب) بازدانستن بدان از ناشایست ج) دوری از شرک و گناه د) ترس از بدفرجامی
« حالی از آن خطه قلم برگرفت. رسم بد و راه ستم برگرفت » الف) به حساب رسیدگی کرد ن. ب) عفو کردن و بخشیدن ج) افزودن ظلم و ستم د) مالیات گرفتن
الف) نیرنگ ب) نفاق ج) مدیحه د) مداهنه
الف)بزن که قوت بازوی سلطنت داری. که دست همت مردانت یاری. ب) بی مگس هرگز نماند عنکبوت. روز را روزی رسان پر میدهد. ج) روزی نگر که طوطی جانت سوی لبت. بر بوی پسته آمد و بر شکر اوفتاد. د) قانع به خیالی ز تو بودیم چو حافظ. یا رب چه گدا همت و بیگانه نهادیم.
« که گفت در رخ زیبا نظر خطا باشد. خطا بود که نبینند روی زیبا را » الف) پیر دردی کش ما گر چه ندارد زر و زور. خوش عطا بخش و خطا پوش خدایی دارد ب) ای که گفتی نه صواب است نظر بر روی خوبان. از صواب اهل نظر باز شناسد خطا را ج) ما چو نشانه ی پای به گل در بمانده ایم. خصم ان حریف نیست که تیرش به خطا رود د) خطای بنده نگیری که مهتر ان ملکوت. شنیده اند نصیحت از کهرتان خدم.
« گفتم بگیرمش مگرم درد اشتیاق. ساکن شود بدیدم و مشتاق تر شدم » الف) چهار ب) پنج ج) شش د) هفت
« فیض روح القدس ار بار مدد فرماید دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد » الف) تلاش عاشق ب) شفاعت جبرئیل ج) تعالی روح د) عنایت معشوق
الف) نیکم نظر افتاد بر آن منظر مطبوع .کاول نظرم هر چه وجود از نظر افتاد ب) در سوخته پنهان نتوان داشتن آتش . ما هیچ نگفتیم و حکایت به در افتاد ج) با هر که خبر گفتم از اوصاف جمالش . مشتاق چنان شد که چو من بی خبر افتاد د) صاحب نظران این نفس گرم چو آتش . دانند که در خرمن من بیشتر افتاد
که عاشق وقت باشد که از عشق چنان غصه و درد بیند مه وصال باشد نه غم هجران خورد . همه خود را به عشق داده باشد. الف) در شهر دلم بدان گراید صنما . کو قصه عشق سراید صنما ب) کارم اندر عشق مشکل می شود . خان و مانم در سر دل می شود ج) چو از تو به جز عشق نجویم به جهان . هجران و وصال تو مرا شد یکسان د) مسکین دل من ضعیف و عشق تو قوی ست . بیچاره ضعیف کش قوی باید زیست