پیشنهاد‌های مظاهر بابائی سیاهکلرودی (٢١٣)

بازدید
١,١٤١
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩

تا حدی از نظر دستوری قید هست.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

امتناع کردن چیزی یا کاری را ول کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

خاموش شدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

جیش دارم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

جیش دارم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

به معنی “حس قوی عاشقانه بین دو نفر” باشه. یعنی وقتی شما مثلا به زیدتون! میگین I don’t have any chemistry with you anymore یعنی “من دیگه هیچ حسی نسب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

برای یک مدت قابل توجهی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

به شدت ، خیلی زیاد، به طور بد، بد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩

ناخوشایند، زشت، ضایع، معذب، خجالت زده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

بر حسب اتفاق، تصادفا، اتفاقی ، تصادفی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

داستان های اخلاقی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

با خود داشتن - به همراه داشتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

develop wing بال در آوردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢١

ناهماهنگ

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

رزرو کردن میز پذیرایی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

شکایت نامه ، شکواییه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

نزدیک ترین همسایه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٨

هر جور شده، هر جور ممکنه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

hatred is the opposite of love

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

رسیدن به - بالغ بر ( idiom )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

پی در پی، پیوسته

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

به عقب پرت کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

از

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

خیزان

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢١

باعث شدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

حواس پرتی - پریشان خاطری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

رخ دادن - روی دادن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

موجب بروز چیزی شدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

مثل آب خوردن - سهل و آسان

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

دوباره سالم و سر پا بودن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

ماهی ای که به عنوان طعمه برای برای شکار ماهی های بزرگ استفاده می شود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

یسره

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

عیناً

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

حالابهت نشون میدم

پیشنهاد
٦

دیگه نبینم ازاین غلطهابکنی!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

خوب بنال ببینم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

گازشوبگیر - تندتر برو

پیشنهاد
٥

بین خودمان باشد / بین من و تو پایه ی تخت بمونه/ به هیچکی نگو

پیشنهاد
٥

جلوی ضرر رو از هر جا بگیری منفعته

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

روزنامه دیواری مدرسه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

می تونم روت حساب کنم؟

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٨

لغو کردن ، کنسل کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

ابدا ، به هیچ وجه ، به هیچ طریق ( وسیله )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

اشتباها

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

زمینی

پیشنهاد
٢

به محض اینکه نفسم سر جاش بیاد بهت می گم

پیشنهاد
٢

شاهان کم التفات به حال گدا کنند

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

به طور مفصل صحبت کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

dirty informal to behave in a very unfair and dishonest way, especially in a competition or game

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

to or in the centre or main business area of a town or city