پیشنهادهای مظاهر بابائی سیاهکلرودی (٢١٣)
تا حدی از نظر دستوری قید هست.
امتناع کردن چیزی یا کاری را ول کردن
خاموش شدن
جیش دارم
جیش دارم
به معنی “حس قوی عاشقانه بین دو نفر” باشه. یعنی وقتی شما مثلا به زیدتون! میگین I don’t have any chemistry with you anymore یعنی “من دیگه هیچ حسی نسب ...
برای یک مدت قابل توجهی
به شدت ، خیلی زیاد، به طور بد، بد
ناخوشایند، زشت، ضایع، معذب، خجالت زده
بر حسب اتفاق، تصادفا، اتفاقی ، تصادفی
داستان های اخلاقی
با خود داشتن - به همراه داشتن
develop wing بال در آوردن
ناهماهنگ
رزرو کردن میز پذیرایی
شکایت نامه ، شکواییه
نزدیک ترین همسایه
هر جور شده، هر جور ممکنه
hatred is the opposite of love
رسیدن به - بالغ بر ( idiom )
پی در پی، پیوسته
به عقب پرت کردن
از
خیزان
باعث شدن
حواس پرتی - پریشان خاطری
رخ دادن - روی دادن
موجب بروز چیزی شدن
مثل آب خوردن - سهل و آسان
دوباره سالم و سر پا بودن
ماهی ای که به عنوان طعمه برای برای شکار ماهی های بزرگ استفاده می شود.
یسره
عیناً
حالابهت نشون میدم
دیگه نبینم ازاین غلطهابکنی!
خوب بنال ببینم
گازشوبگیر - تندتر برو
بین خودمان باشد / بین من و تو پایه ی تخت بمونه/ به هیچکی نگو
جلوی ضرر رو از هر جا بگیری منفعته
روزنامه دیواری مدرسه
می تونم روت حساب کنم؟
لغو کردن ، کنسل کردن
ابدا ، به هیچ وجه ، به هیچ طریق ( وسیله )
اشتباها
زمینی
به محض اینکه نفسم سر جاش بیاد بهت می گم
شاهان کم التفات به حال گدا کنند
به طور مفصل صحبت کردن
dirty informal to behave in a very unfair and dishonest way, especially in a competition or game
to or in the centre or main business area of a town or city