chemistry

/ˈkeməstri//ˈkemɪstri/

معنی: علم شیمی
معانی دیگر: شیمی، (عامیانه) ترکیب یا ساختمان یا ماهیت گروه یا فرد یا موقعیت، تاثیر عاطفی متقابل، جاذبه ی جنسی متقابل، خواص شیمیایی ماده ی به خصوصی، هر فرایندی که مانند علم شیمی مستلزم فرو کافت (analysis) و هم نهشت (synthesis) باشد
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: chemistries
(1) تعریف: the science that studies the structures, functions, transformations, and interactions of basic elements, as, for example, carbon, oxygen, hydrogen, and sodium, as well as complex substances that combine basic elements.

- Medical students are required to have an understanding of chemistry.
[ترجمه نیلو] دانشجویان پزشکی باید درکی از شیمی داشته باشند.
|
[ترجمه بهار] دانشجویان پزشکی به درک علم شیمی نیازمند هستند.
|
[ترجمه گوگل] دانشجویان پزشکی باید درک درستی از شیمی داشته باشند
[ترجمه ترگمان] به دانش آموزان پزشکی نیاز است که درک شیمی داشته باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: chemical properties and phenomena.

- We're studying the chemistry of proteins.
[ترجمه گوگل] ما در حال مطالعه شیمی پروتئین ها هستیم
[ترجمه ترگمان] ما شیمی پروتئین ها را مطالعه می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Advances are being made in our knowledge of brain chemistry.
[ترجمه گوگل] در دانش ما از شیمی مغز پیشرفت هایی حاصل شده است
[ترجمه ترگمان] پیشرفت ها در دانش ما از شیمی مغز شکل می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: the interaction between two or more people; rapport.

- They tried to work together, but the chemistry was all wrong.
[ترجمه گوگل] آنها سعی کردند با هم کار کنند، اما شیمی همه اشتباه بود
[ترجمه ترگمان] آن ها سعی کردند با هم کار کنند، اما شیمی در اشتباه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: any or all of the components of something.

- They understood the chemistry of a successful business.
[ترجمه گوگل] آنها شیمی یک تجارت موفق را درک کردند
[ترجمه ترگمان] آن ها شیمی یک کسب وکار موفق را درک کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. chemistry is a study that requires a lot of concentration
شیمی رشته ای است که مستلزم تمرکز فکری زیاد است.

2. a chemistry laboratory
آزمایشگاه شیمی

3. organic chemistry
شیمی آلی

4. the chemistry between the two was strong and after a while they got married
جاذبه ی آن دو نسبت به یکدیگر قوی بود و پس از چندی ازدواج کردند.

5. inorganic chemistry
شیمی ناآلی،شیمی کانی (یا معدنی)

6. his research in chemistry
پژوهش او در رشته ی شیمی

7. she minored in chemistry
رشته ی فرعی او شیمی بود.

8. the field of chemistry
رشته ی شیمی

9. there is bad chemistry between him and his co-workers
او با همکارانش میانه ی خوبی ندارد.

10. he bested his brother in chemistry
او در شیمی از برادرش بهتر بود.

11. he has a doctorate in chemistry
او دارای درجه ی دکتری در شیمی است.

12. a basic disturbance of the body's chemistry
اختلال اساسی در فعل و انفعالات بدن

13. the tasks that were set for chemistry students
تکالیفی که برای دانشجویان شیمی تعیین شده بود

14. he applied himself to the study of chemistry
او تمام تلاش خود را صرف مطالعه شیمی کرد.

15. her discoveries marked a new epoch in chemistry
کشفیات او آغاز دوران نوینی در علم شیمی بود.

16. petrochemistry is one of the branches of the science of chemistry
پتروشیمی یکی از شاخه های علم شیمی است.

17. The course will encompass physics, chemistry and biology.
[ترجمه گوگل]این دوره شامل فیزیک، شیمی و زیست شناسی خواهد بود
[ترجمه ترگمان]این دوره شامل فیزیک، شیمی و زیست شناسی خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. The professor took the students to the chemistry.
[ترجمه گوگل]استاد دانش آموزان را به شیمی برد
[ترجمه ترگمان]پروفسور دانش آموزان را به شیمی برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. I have lost my interest in chemistry.
[ترجمه گوگل]علاقه ام به شیمی را از دست داده ام
[ترجمه ترگمان]من علاقه خود را به شیمی از دست داده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. She studied chemistry and physics at college.
[ترجمه گوگل]او در کالج شیمی و فیزیک خواند
[ترجمه ترگمان]او شیمی و فیزیک را در کالج مطالعه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. I got an F in chemistry.
[ترجمه گوگل]من در شیمی F گرفتم
[ترجمه ترگمان]من در شیمی یک F گرفتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. The chief sciences are chemistry, physics and biology.
[ترجمه گوگل]علوم اصلی شیمی، فیزیک و زیست شناسی است
[ترجمه ترگمان]علوم اصلی شیمی، فیزیک و زیست شناسی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

23. When is your chemistry/French/algebra final?
[ترجمه گوگل]فینال شیمی/فرانسوی/جبر شما چه زمانی است؟
[ترجمه ترگمان]فصل نهایی شیمی \/ فرانسه \/ جبر تان چه زمانی است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

24. The teacher read out the result of our chemistry examination yesterday morning.
[ترجمه گوگل]معلم دیروز صبح نتیجه امتحان شیمی ما را خواند
[ترجمه ترگمان]معلم دیروز صبح نتیجه معاینه شیمی را خواند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

25. I reckon I screwed the chemistry exam up totally.
[ترجمه گوگل]فکر می کنم امتحان شیمی را کاملاً خراب کردم
[ترجمه ترگمان]گمانم امتحان شیمی را کاملا خراب کرده باشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

26. He studied chemistry in preference to physics at university.
[ترجمه گوگل]او در دانشگاه شیمی را به جای فیزیک خواند
[ترجمه ترگمان]او شیمی را با توجه به فیزیک دانشگاه مورد مطالعه قرار داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

علم شیمی (اسم)
chemistry

تخصصی

[شیمی] علم شیمی، شیمی
[ریاضیات] شیمی

به انگلیسی

• study of the elements and compounds that can be made from them; emotional connection between people, suitability
chemistry is the scientific study of the characteristics and composition of substances.

پیشنهاد کاربران

علم شیمی
در روابط بین فردی به معنای احساسات یا حالا روحی روانی است.
In the context of relationships, chemistry is a simple "emotion" that two people get when they share a special connection. It is not necessarily sexual
( تخصصی - روانشناسی )
ماهیت درونی فرد
در بریتیش به معنای داروخانه هم هست
Chemistry between
If there is chemistry between two people, they like each other and find each other attractive.

the chemistry between the two was strong and after a while they got married
جاذبه ی آن دو نسبت به یکدیگر قوی بود و پس از چندی ازدواج کردند.
تخصصی روانشناسی : مواد شیمیایی
برای مثال: chemistry of the brain به معنای مواد شیمیایی درون مغز
You can feel the chemistry between them from the opening scene
تاثیر عاطفی متقابل/جاذبه ی جنسی متقابل بین اونها رو می تونید از صحنه افتتاحیه ( آغاز فیلم ) متوجه بشید
احساس متقابل،
به معنی “حس قوی عاشقانه بین دو نفر” باشه. یعنی وقتی شما مثلا به زیدتون! میگین
I don’t have any chemistry with you anymore
یعنی “من دیگه هیچ حسی نسبت به تو ندارم”

مثال:
there’s a real chemistry between me and my wife
” یه رابطه ی ( حس ) خیلی قوی عاشقانه بین من و همسرمه”

نکته: همین مثال رو میشد اینطوری هم گفت:

My wife and I have alot of chemistry
کشش متقابل
جاذبه و احساس عاشقانه بین دو طرف
have chemistry :
Chemistry is when a natural sexual attraction is present between two people in conjunction with personality - based

rapport.
شیمی داشتن یعنی ان رابطه عاطفی و عاشقانه بین هر دو نفر وجود داشته باشه و معلوم باشه از نشانه اش میتوان به موارد زیر اشاره کرد :

Indications chemistry is present include:
- You are having fun together
- You are comfortable touching each other
- You want to kiss each other and/or have sex with each other
- You frequently laugh together

An easy, deep, powerful connection between two people that both love feeling, and cherish.


- Being in step with each other, and loving each other's smell, voice, presence, and energy.

- Pretty intense sexual attraction and compatibility.

- Kisses that light fires.

- Embraces that crush lovingly, and are missed badly in absence.

- Being intensely interested in each other even after hours, days, months, years together.

- Complete trust in each other, even while experiencing something completely new.

- Knowing some things without having to put them in words.

- Saying something that the other person was just about to say, or hearing the other say something we were about to say.

- Looking into the eyes of the other person across a room full of people, and both feeling a longing to get away with each other.

- Holding hands and feeling like every burden of the world has been lifted!

- Being ready to drop everything and run just to be with the other person.

- Unquestioning, unquestionable mutual respect.

- Never having to question anything about the relationship, but never feeling threatened by any question.

- Both knowing and feeling this is super special!
علاقه
علم شیمی
درس شیمی ( بخشی از کتاب علوم ) 🧪🧫🤓
شیمی، علم شیمی🧪💊⚗️📊
[سینما] جوشش؛ هم جوشی ( بین دو بازیگر )
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما