تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- پشتیبانی کردن از چیزی مثال: ?Can you back up your argument with evidence - نسخه پشتیبان گرفتن از چیزی مثال: . Don’t forget to back up ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- با تحقیر یا بی احترامی به کسی نگاه کردن - کسی را کم ارزش یا پایین تر از خود دانستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

خوراکی ها و نوشیدنی هایی است که برای تجدید قوا یا پذیرایی در فواصل زمانی کوتاه ( مثل در کنفرانس ها، مهمانی ها یا سفرها ) ارائه می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صادق باش، رک و راست باش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

مخفف "merchandise" است و معمولاً به کالاهایی مثل تی شرت، کلاه، یا سایر اقلامی که یک فرد مشهور، برند، یا گروه موسیقی برای فروش عرضه می کند، اشاره دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( اسم ) : استقامت، تحمل مثال: Running a marathon is a test of human endurance ( صفت ) : استقامتی ( نیاز به تلاش فیزیکی زیاد و استقامت در طول م ...

پیشنهاد
٠

این عبارت بیانگر آن است که دستیابی به اهداف مهم اغلب به تلاش مستمر در یک دوره زمانی طولانی تر نیاز دارد، نه عجله برای تکمیل وظایف یا دستیابی سریع به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنای اصلی: سنگ یکپارچه و عظیم معنای استعاری: بسیار بزرگ، متمرکز و تغییرناپذیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکباره، به طور کامل در یک حرکت، در یک اقدام سریع مثال: He fired half of his employees at one sweep ترجمه: او نیمی از کارمندانش را یکباره اخ ...

پیشنهاد
٠

با یک کلیک ساده، بدون هیچ زحمتی، چیزی که خیلی راحت و فوری در دسترس باشد. مثال: . Nowadays, we have access to unlimited information at the click ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سرزنش کردن یا سرکوفت زدن مثال: ترجمه: She kept berating herself after the failed interview او بعد از مصاحبه ناموفق مدام خودش را سرزنش می کرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قسمت نیست، قرار نیست اتفاق بیافته مثال: I hoped to get the job, but I guess it’s not in the cards امیدوار بودم این شغل را بگیرم، ولی ان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاک کردن گرد و غبار، کثیفی یا خاک از چیزی

پیشنهاد
١

درگیر جزئیات شدن و غافل شدن از کلیت موضوع مثال: In trying to appear sustainable to social investors, many companies miss the forest for the trees

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی که سعی میکنه دیگران را راضی نگه داره، حتی اگر این کار به ضرر خودش تمام بشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازی با اعداد، به موقعیت هایی اشاره میکند که تمرکز روی اعداد محاسبات یا آمار است. مثال: Finding true friends is not a numbers game; it’s about havin ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیامک انبوه فرستادن یک پیام کوتاه به تعداد زیادی گیرنده به طور همزمان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- خاموش شدن ( برای شمع، چراغ یا آتش ) - خراب شدن یا ترکیدن ( برای تایر یا فیوز ) - بزرگنمایی یا اغراق در چیزی ( در مکالمات غیررسمی ) - خسته یا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

غذاهای فرآوری شده: به غذاهایی گفته می شود که قبل از رسیدن به دست مصرف کننده، تحت تغییرات فیزیکی، شیمیایی یا مکانیکی همچون افزودن مواد نگهدارنده، شکر، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادغام یا ترکیب دو یا چند ایده، مفهوم، یا موضوع با یکدیگر به شکلی که ممکن است باعث ابهام یا اشتباه شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( صفت ) : داشتنِ مقدار کمی کربوهیدرات مثال: Carbs are banned for 14 days and after that you must only eat low - carb foods ترجمه: مصرف کربوهیدرات به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

عذرخواهی گوینده بخاطر شوخیِ زبانیِ عمدی ( بازی با کلمات ) که آگاهانه در حین مکالمه انجام داده است. مثال: . Time flies when you’re having fun, or ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیاد کردن، افزایش دادن مثال: Walking uphill is a great way to crank up how many calories you burn during your hike ترجمه: پیاده روی در مسیر سربالایی، ...

پیشنهاد
٠

آشکار شدن حقیقت پنهان که از ترس یا فشار اجتماعی از آن سخن گفته نمی شده مثال: At first, everyone admired the new product, but when the flaws became ev ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

negotiation table: میز مذاکره مثال: Both sides need to come to the negotiation table to resolve this conflict هر دو طرف باید برای حل این درگیری سرِ م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

حرکت هماهنگ و منظم، معمولاً در یک صف یا گروه هماهنگی کامل یا هم فکری ( در معنای استعاری ) تبعیت کورکورانه یا عدم انعطاف پذیری ( در معنای منفی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تسلیحات مثال: The country invested heavily in modern armaments to strengthen its defense capabilities کشور سرمایه گذاری هنگفتی در تسلیحات مدرن انجام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دچار ضرر شدید شدن کاهش قابل توجه در ارزش یا قیمت چیزی مثال: The peso got hammered after investors lost confidence in the new administration ارزش پزو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انتخاب یک فرد یا گروه برای یک سمت یا قدرت از طریق رأی گیری مثال: The opposition party was voted in after a landslide victory ترجمه: حزب مخالف پس از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برکنار کردن یک شخص یا گروه از سمت یا قدرت از طریق رأی گیری مثال: The party was voted out of office after years of corruption scandals ترجمه: حزب پس ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنای تحت اللفظی: انگشت میانی معنای استعاری: انجام دادن یا گفتن چیزی که نشان دهنده توهین یا بی احترامی شدید باشد. مثال:He just gave them the middle ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارت غیر رسمی که در زبان محاوره بکار میرود به معنای " خیلی باحاله" یا " واقعاً فوق العاده اس" مثال: !I saw that movie last night, and it was rea ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم عقیده بودن با کسی سازگار بودن با کسی هماهنگ بودن با کسی مثال: Very secularly look for somebody that you just jive with ترجمه: کاملاً بی طرفانه ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غیرمذهبی بی طرفانه از نظر عقیدتی

پیشنهاد
٠

القا کردن یک فکر یا ایده به کسی ایجاد تفکر در ذهن فرد مثال: She planted the idea of moving to a new city in his mind, and now he's considering it ترج ...

پیشنهاد
٠

به ذهن خطور کردن یک ایده، فکر یا حرف بطور ناگهانی مثال: She always says the first thing that comes/pops into her head. ترجمه: او همیشه اولین چیزی ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( رها کردن ) خلاص شدن از بار و فشارهای زندگی خالی کردن دل از نگرانی ها یا مشکلات مثال: He'll unburden himself to anyone who'll listen ترجمه: او هر چی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دسر ی بر پایه ی مرنگ با اصالت آن استرالیایی و نیوزلندی می باشد که معمولاً با خامه زده شده و میوه های تازه تزئین شده و در جشن ها و تعطیلات خاص مانند ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

عبور کردن از یک مکان، شرایط یا محیط مثال: We had to find a way through the crowded streets

پیشنهاد
٠

مواقعیکه فرد می خواهد بداند که آیا دیگری مفهوم یا هدف او را درک کرده است یا نه، کاربرد دارد. مثال: I’m just saying, we need to be careful. You picki ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انتقال ویژگی ها، رفتارها یا تأثیرات از یک فرد به فرد دیگر مثال: His confidence rubbed off on the rest of the team. ترجمه: اعتماد به نفس او بر بقیه ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ضربه کوچک یا اشاره آرام به پشت برای ابراز تقدیر، تشویق یا حمایت مثال: Thousands lined up for a handshake, a photo or a tap on the back

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راضی یا اشباع شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فردی که در فرآیند مرگ و احتضار ، فرد در حال مرگ و خانواده او را حمایت و همراهی می کند. وظایف death dula: - کمک به فرد در حال احتضار و اطرافیان او ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

1 - ( اسم ) پیشنهاد قیمت مثال: She placed a bid of $500 for the painting 2 - ( اسم ) تلاش یا درخواست مثال: He made a bid for power 3 - ( فعل ) پی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سوژه خنده، هدف تمسخر مثال: In the past, many TV shows portrayed overweight characters as the butt of the joke در گذشته، بسیاری از برنامه های تلویزیون ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کاربرد به عنوان اسم: دفتر مرکزی، ستاد فرماندهی، مقر اصلی، کاربرد به عنوان فعل:واقع شدن، قرار گرفتن و یا تاسیس کردن دفتر مرکزی مثال: The airline is h ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متمرکز بر ریاضیات ریاضی محور مثال: He has a math - oriented mind, so he decided to pursue a career in engineering او ذهنی ریاضی محوری دارد، بنابراین ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تصمیمات، اعمال، یا رویدادهای خاص که باعث حتمی شدن وقوع رویدادهای اغلب ناگوار برای فرد مانند شکست در زندگی میشود. مثال: Her fate was sealed by the ma ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مهارت ها، ویژگی ها، یا توانایی های موردنیاز برای موفقیت در یک هدف خاص مثال: He has what it takes to be a great leade او ویژگی های لازم برای یک رهبر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عقب ماندن مثال: All kids, even the math kids fall behind struggle or feel math, anxiety تمام کودکان، حتی آن هایی که در ریاضیات مهارت دارند، ممکن است ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به طور جدی اشتباه بودن نظر یا برداشت شخصی

پیشنهاد
١

لرزه بر تن کسی انداختن، کسی را به شدت ترساندن، کسی را هیجان زده کردن مثال: The sound of footsteps behind me chilled down my spine صدای قدم هایی که پ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وارد عمل شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مقدار زیاد، مقدار کافی برای یک عمر مثال: Chess grandmasters had a lifetime's worth of patterns stored in their memory اساتید بزرگ شطرنج مقدار زیادی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استاد بزرگ شطرنج مثال: Chess grandmasters form an idea of the best move extremely quickly within a few seconds and four out of five times that is a ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مقابله کردن با چالش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

صدای ملایم و پیوسته همهمه یا صدای زمینه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیشترین اهمیت را داشتن مهم تر بودن مثال: Family matters the most in my life خانواده در زندگی من بیشترین اهمیت را دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

مساحت زمین که معمولاً در واحد هکتار یا جریب بیان می شود. مثال: wildfires can destroy thousands of acres lives and livelihoods آتش سوزی های جنگلی می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زمانیکه که شخص پس از استراحت، تعطیلات یا وقفه ای کوتاه دوباره به محل کار خود برمیگردد و یا مشغول به انجام کار میشود. مثال: I just took a lunch break ...

پیشنهاد
٠

تلاشهای بی فایده یا غیر موثر مثال: trying to fix a problem with temporary solutions is like Shielding ourselves from sun with a cocktail umbrella

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اشاره به شغل اصلی فرد دارد که برای تامین نیازهای مالی روزانه انجام می دهد درحالیکه ممکن است کارهای جانبی یا پروژه های خلاقانه ای در ساعات آزاد خود ان ...

پیشنهاد
١

ایجاد احساسات قوی و عمیق در قلب یا روح مثال: The old song played on the radio, and it was like tugging on the sleeves of my heart, bringing back memo ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- عنوان کتابی فوق العاده از "آن لاموت" راجع به نوشتن است. - به معنای تقسیم چالشهای بزرگ و طاقت فرسا به بخش های کوچکتر و قابل مدیریت. ( جلوگیری از ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای پیشرفت در نوشتن و تقویت مهارت نویسندگی بایستی برنامه ریزی کنید. همچنین، دقت کنید زمانی که به نوشتن اختصاص داده اید واقعا صرف نوشتن شود و برای کا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

- در حالت کلی فرم گذشته فعل punk بوده و به معنی دست انداختن یا گول زدن کسی است. مثال: I got punked by my friends - گاهی اوقات در زبان عامیانه در ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وقتی که انتظار ما از یک فرد مشخص برای انجام دادن کاری یا دانستن چیزی بیشتر/کمتر از بقیه افراد است. مثال: You, of all people, should know the answer ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عادتی که در مغز تثبیت شده و به شکل رفتار عادی روزانه درآمده و انجام آن دیگر نیازی به اراده و تلاش زیاد ندارد. مثال: It took a while to hardwire the ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آبدار، بسیار سودآور، جذاب، جالب، رضایت بخش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بسته به کاربرد آن در متون مختلف می تواند معانی متفاوتی از جمله "بسیار جذاب"، "خیلی گرم" و یا " بیان شدت/ تاکید بر موقعیت یا احساس" داشته باشد. مثال: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این عبارت به مسابقات اسب سواری یا دویدن اشاره دارد، جایی که اسب ها یا دوندگان با باز شدن دروازه شروع به حرکت می کنند. و به صورت استعاری به معنای شروع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با توجه به منابع، شرایط و یا امکانات موجود شخص مثال: From our position, we have enough resources to make it work ترجمه: با توجه به موقعیت مان، منابع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مستعد بودن برای ابتلا به یک بیماری خاص یا رفتار کردن به شیوه ای خاص، تمایل داشتن به چیزی، آمادگی قبلی برای چیزی داشتن مثال: The president is predispo ...

پیشنهاد
٠

وقتی هیچ کاری از دستت برنمیاد یا هیچ کنترلی روی اتفاقی که می افته یا قراره بیافته نداری. مثال: The storm is coming, and you can't do a darn thing ab ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به آرامی لذت بردن از چیزی برای رسیدن به نهایت لذت مثال: It was the first chocolate he'd tasted for over a year, so he savoured every mouthful.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تکرار شدن یک فکر، خاطره یا جمله بطور مداوم در ذهن ( چیزی که عمیقا در ذهن باقی می ماند بطوریکه فرد نمی تواند آن را از فکرش بیرون کند ) . مثال: The s ...

پیشنهاد
٠

کلید دستیابی به پیشرفت در حداقل زمان ممکن خودداری از کمال گرایی، انجام آزمایش های جسورانه و پذیرفتن اشتباهات و شکست ها به عنوان بخشی از فرآیند یادگیر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

1 - ضربه زدن به کسی با کف دست ( سیلی زدن ) مثال: Sarah slapped Aaron across the face. 2 - به سرعت با عواقب قانونی روبرو شدن مثال: He was slapped ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پرونده حقوقی، شکایت قانونی، دعوای قضایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- دستیابی به وضعیتی نادر ( رسیدن به ارزش یک میلیارد دلار یا بیشتر ) توسط کسب و کارها و استارتاپ ها است. مثال: The startup achieved unicorn status af ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شگفت زده شدن، تعجب کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

- معنی اول: اختصاص دادن وقت خود برای کسی یا چیزی ( شنیدن مشکلات دیگران، مشارکت در کارهای داوطلبانه و یا معاشرت با دوستان ) مثال: When friends hang o ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هدر دادن ( فرصت، پول، زمان و . . . ) به شکل بیهوده، به باد دادن، بیهوده تلف کردن مثال: This is your last chance to win the league so don't piss it a ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بسیار ناراحت کننده، تکان دهنده، شوکه کننده، دردآور - این اصطلاح بیشتر مناسب زبان گفتار ( Spoken English ) است و برای زبان نوشتار ( Written English ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به حرکت واداشتن کسی، به هیجان آوردن کسی get somebody going:

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلاش کردن برای رسیدن به چیزی یا هدف گذاری کردن برای یک نتیجه خاص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کمتر بررسی شده، به اندازه کافی مورد تحلیل قرار نگرفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زندگی در لحظه، لذت بردن از مسیر زندگی بجای تمرکز کردن بیش از حد بر روی هدف، بهره بردن از لحظه ها و تجربه ها در طول مسیر زندگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اهمیت دادن به روایات، تجربه ها و روابط انسانی به جای تمرکز دارایی های مادی. بطور خلاصه، ارجحیت معنویات بر مادیات Example: Instead of buying expensi ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

در مارکتینگ به معنای نهادینه شدن است. :baked into the brand وجود یک ارزش یا ویژگی به طور ذاتی و اساسی در هویت و ساختار برند که وجود آن برند بدون آن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ایده آل و کامل بودن چیزی که معمولا خیالی یا دور از واقعیت است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تحت فشار قرار دادن یا تشویق به انجام دادن سریع کاری است و بیشتر در مکالمات غیررسمی و گاهی با لحن جدی یا بی ادبانه استفاده می شود. Example: You’ve ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

داغ شدن بحث، شدت گرفتن یا پرتنش شدن موقعیت We were having a normal conversation, but then shit got heated and everyone started arguing.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

people hugger: علاقه مند به در آغوش گرفتن و تعامل نزدیک با دیگران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

feel the same rush: احساس هیجان یا انرژی مشابه داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنای دادن فرصت به کسی برای هضم یا درک اطلاعات مهم و گاهی شوک آور است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پذیرفتن یا رویارویی مثبت با یک وضعیت، چالش، یا احساس به جای اجتناب از آن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موقعیتی که شخص وظایف زیادی برای انجام دارد و احتمالاً هر روز کارهای جدیدی اضافه می شود، بنابراین او احساس می کند نمی تواند حجم کاری خود را مدیریت کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همفکر و یا هم نظر بودن با کسی I'm sorry, I'm not with you.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

این اصطلاح نشان دهنده تعدد نقش ها و مسئولیت های یک فرد است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنای انجام کاری با سرعت، انرژی، و تمرکز سریع است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اصطلاح "Maker Day" به یکی از رویکردهای برنامه ریزی روزانه افراد، به ویژه در دنیای حرفه ای، اشاره دارد. این مفهوم اولین بار توسط Paul Graham، کارآفرین ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح "Manager Day" به یکی از رویکردهای برنامه ریزی روزانه افراد، به ویژه در دنیای حرفه ای، اشاره دارد. این مفهوم اولین بار توسط Paul Graham، کارآفر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

به ترکیبی از کار حضوری و دورکاری یا آموزش حضوری و آنلاین اشاره دارد. Let’s be hybrid by allowing flexibility between remote and in - office work

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی نظم و بدون ساختار . That's not just rock and roll with asynchronous and synchronous communication on demand as needed نمی توان همه چیز را به شی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Do fine - tune fixes به معنای ایجاد تغییرات کوچک اما هدفمند است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

راه حل های ساده و سرراست، اما نه چندان دقیق یا ظریف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به حالتی اشاره دارد که دو یا چند نفر به صورت مکرر و متناوب ایمیل هایی را رد و بدل می کنند. این عبارت معمولاً برای توصیف یک مکالمه طولانی از طریق ایمی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کشش فیزیکی، پیشرفت در کار، یا جلب حمایت و پذیرش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پذیرش یا قبول یک ایده، فرض، یا مبنا که معمولاً به عنوان پیش فرض برای ادامه بحث یا استدلال ارائه می شود. به عبارت ساده تر، شخص فرض اولیه ای که مطرح شد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کارهایی که یک فرد باید در مدت زمان مشخصی آنها را انجام دهد.

پیشنهاد
٠

استفاده از زور یا موقعیت خود برای جلوگیری از انجام کاری، جلوگیری از وقوع چیزی به روشی ناعادلانه