پیشنهادهای امیرحسین جلیلی خردمند (٣٧١)
کشتی فله بر ، کشتی حمل فله
کشتی یخچال دار
کشتی حمل دام
کشتی خودرو بر
روی ذرت مکزیکی قفلی زدم
روش قفلی زدم
شوخی سرت نمیشه؟
فرارکردن، گریختن
وارد سن بلوغ شدن
در جریانم بزار، خبرم کن
واحد صندوق جهت تسویه حساب
واحد ترخصی، مرخص کردن
قسمتی دربیمارستان جهت پر کردن آبجوش و خدمات به همراه
بخش داخلی در بیمارستان
به رقابت پرداختن، وارد مسابقه شدن، وارد پیکار شدن
ارتباط داشتن در موضوعی، مرتبط بودن. .
امروزه
جدا از این قضیه، صرفنظر از این قضیه
اینجوری فکر کن، از این منظر نگاه کن. . .
این خیلی خیطه، اوضاع داره قاریشمیش میشه
تغییر موازنه قدرت، جابجایی قدرت جهانی
ثبت نام دانشگاه
pass the carسبقت گرفتن، رد شدن از خودرو
synonym of express mail
air letter
آرامش درونی
الم شنگه به پا نکن، شر نکن، قیل و قال راه ننداز، کولی بازی درنیار
بهت افتخار می کنم
درگیری دوطرفه در میدان جنگ بین سربازان دوطرف جنگ
مثل خرس خوابیدم
کاموا، توپی کاموا
استخر کوچک واسه بچه ها که کم عمق هستش و توش بازی میکنن، می نشینند، و آب بازی میکنند.
معمولاً به یک پتوی کوچک و نرم گفته می شه که بچه ها برای راحتی یا احساس امنیت، اون رو بغل می کنن و با خودشون این ور و اون ور می برن. بهش �پتوچه� یا �ش ...
پست سفارشی
پست عادی، پست ساده، پست معمولی
یکی از معناش اینه، ، ــ بزن بریم
هماهنگی داشتن
مراجعه، پذیرش، افتتاحیه، شروع
نصف قیمت، نیم بها
فهمیدم چکار کنم، گرفتم مطلب رو
صدای هواپیما در آسمان
bear in mind
remember
رد شدن، رد کردن مثلا چراغ قرمز a car went through the red light
ایستگاه تاکسی مترادف taxi stand
taxi rank مترادف ایستگاه تاکسی
جین شغل جدیدی گرفته