پیشنهاد‌های امیرحسین جلیلی خردمند (٢٧٦)

بازدید
٢٣٣
تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

این کاریه که ما همیشه انجام میدیم

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

برگشت خوردن چک

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

معادل high five یا up top

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( این واقعاً لطف شماست. ) ، لطف شما رو میرسونه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

استفاده نکنی از دستت رفته

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

منون که گفتی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ورق زود برمیگرده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عجله دارم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چشمگیر، چیزی که بشدت توصیه میشه معنی دیگر آدم کله خر آدم شر

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چشمان تو فریبنده است، چشمات سگ داره

پیشنهاد
٠

چشمانت مرا از پا درمی آورد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

go away

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هزاره

پیشنهاد
٠

امیدوارم اوضاع برات درست بشه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

synonym of - - - - > me too

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کمر به بالا

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

nightie, night dress, nightgown

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دیرخوابیدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

تمام سال، طول سال

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

file clerk

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پولش از پارو بالا میره

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

علم موشک که نیست یعنی کارش سخت نیست فهمیدم چجوره

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تصمیم گرفتن یا موافث بودن به توقف کاری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سخت گیری کردن مثل مدیری که بر کار مجموعه اصطلاح "Crack the whip" به معنی اعمال قدرت شدید، سخت گیری کردن، و مجبور کردن افراد به کار بیشتر یا رعایت انض ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

put off =postpone take a raincheck

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خانه سالمندان معادلeldery house

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشخوان بانک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[British, old - fashioned] to appear again in a place where you are not welcome or wanted. مار از پونه بدش میاد جلو خونه اش ظاهر میشه، از چیزی که بد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[British, old - fashioned] to appear again in a place where you are not welcome or wanted.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حبس خانگی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

hand - drawn or hand - painted map

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

oxford: - - >foolish or stupid person

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

sharper man

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح آمریکایی به معنی بوس بده

پیشنهاد
٠

خیلی شایعه، مقدار زیادی از آن در حال پخش شدنه

پیشنهاد
٠

ترافیک بسیار سنگین که ماشینا سپر به سپر جلو میرن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تخم مرغ عسلی ( یعنی زرده کامل پخته نشده )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- خود بخود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- شل و ول

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی درگیر محاوره im busy

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گوشت بز

پیشنهاد
٠

از کجا آمده ای؟

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برام خیلی مهمی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چاره ای دیگه ای وجود نداره، راه دیگه وجود نداره

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کناره گیری شده، کنار زده شده، سلب صلاحیت شده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شما صلاحیت دارید. شما شایسته هستید. شما لایق هستید

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارکنان بایگانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کت شلوار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمی گستاخ، کمی بی ادب

١