پیشنهاد‌های امیرحسین جلیلی خردمند (٣٧١)

بازدید
٢٣٩
تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مال ما قشنگتره

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حرف من دقیقا همینه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پاشنه آشیل

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ما رو فالو ( دنبال ) کن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هردو از یک قماشند سگ زرد برادر شغاله

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

این یکی دیگه جواب نمیده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هرکاری دلت میخواد بکن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هر کاری صلاح میدونی بکن هر کاری فکر میکنی درسته بکن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قضیه چیه؟

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

طناب قرمز متصل به میله های جلوی درب هتل ها معمولا واسه زیبایی و تشریفات جلوی درب

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

باند پلاستیکی هشدار دهنده معمولا به رنگ زرد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

موانع کنترل جمعیت بصورت متحرک و فلزی قابل جابجایی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جدا کردن ماشین و پیاده رو و مردم از هم یکجور مانع از جنس استیل

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مانع میله ای متحرک جلوی وردودی درب جهت کنترل تردد که توسط نگهبان بالا و پایین می رود.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

روپایی زدن با توپ فوتبال در انگلستان در آمریگا juggling the ball

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

روپایی زدن با توپ فوتبال در آمریکا در انگلستان keep ups

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رئیس شرکت

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صادرات حرفه ای

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

داری سکته میکنی؟

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لگد له بختت نزن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

منسوخ شده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حرامزاده کثیف

پیشنهاد
٠

اعمال گویاتر از کلمات هسنند

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مترادفclose friendدویت صمیمی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همراه و هم صحبت در صندلی قطار و هواپیما و اتوبوس

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برو رد کارات

پیشنهاد
٠

حامله است

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اقوام همسر brother in law - mother in law - father in law - sister in lae

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دوره ارزیابی تحصیلی در بریتانیا در آمریکا marking period

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با تمام وجودم از اعماق قلبم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرشی، جهشی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برات آرزوی موفقیت می کنم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

a period of time where an employee is not working دوره ای که کارگر دست از کار می کشد بدلایل مختلف مثل استراحت سفر یا بدلایل شخصی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خروح از اداره و کارخانه با زدن کارت یا انگشت یا چهره

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

bery painful

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برش زدن نان shave the bread

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گروهی از جنگنده کنار هم جهت عملیات نظامی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گروه آتش نشانان

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گروهی از رقاصان مثل رقاصان باله troop

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گروهی از قضات در شعبه رسیدگی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ارتودنسی دندان

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

synonym - - - > across the board

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

: منطقه ای که سطح زمین در آن هم تراز، نزدیک یا پایین تر از سطح دریاست و معمولاً کوه یا تپه های بزرگ در آن وجود ندارد. دشت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این کاریه که ما همیشه انجام میدیم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برگشت خوردن چک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل high five یا up top

پیشنهاد
٠

( این واقعاً لطف شماست. ) ، لطف شما رو میرسونه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استفاده نکنی از دستت رفته