پیشنهادهای ژاسپ (٥,٩١٤)
اَرنَویدن = اختصاص دادن ، اجازه دادن ، موافقت کردن با درخواست ، پذیرفتن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
فرا اَرنویدن = محول کردن ، گماریدن ، موظف کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَرَییدن = چسپیدن . ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پَدعَریدن = متوقف شدن ، به مانع برخوردن و از حرکت ایستادن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.
نیعَریدن = پس راندن ، دور کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.
آعَریدن = برآغالیدن ، برانگیختن ، تحریک و وسوسه ی جنسی کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.
آزعَریدن = برخاستن ، بالا رفتن ( برای ستارگان و ماه و. . . ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.
اوعَریدن = برخاستن ، بالا رفتن ( برای ستارگان و ماه و. . . ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.
ویعریدن = برخاستن ، بالا رفتن ( برای ستارگان و ماه و. . . ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.
عَریدن = حرکت کردن . ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.
عَیسیدن : ریاست کردن ، حکم راندن ، قادر بودن ، موظف بودن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.
ایسیدن = ریاست کردن ، حکم رانی کردن ، عَیشیدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
عَیشیدن : ریاست کردن ، فرمان راندن ، قادر بودن ، موظف بودن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) برای ایجاد تمایز و پیش گیری از اشتباه با "ع" نوشته ام.
فراَشیدن = راندن ، فراری دادن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَشیدن = راندن ، حرکت دادن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پیرایشیدن = جوییدن ، به دنبال چیزی گشتن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پدایشیدن = مشاهده کردن ، نگریستن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
برایشیدن = درک کردن ، دریافتن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
ایشیدن = هوس کردن ، آرزو کردن ، خواستن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پیراَوگیدن = دستور دادن ، فرمان دادن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
آنَوگیدن = آ ن اَوگیدن = گفتن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پَداَوگیدن = پاسخ دادن ، جواب دادن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
ویوگیدن = وی اوگیدن ، اعلام کردن ، مطلع کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَوگیدن = گفتن ، اعلام کردن .
اَوته = سرد. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَوت = سرما ، برودت. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَوت = سرما ، برودت. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَوشیدن ( aoshidan ) = به کسی گفتن ، با کسی صحت کردن ، باکسی حرف زدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَغرو = ناباردار ، حامله نشده. ( در اصل به معنی "غیر سنگین، نا گِران" است ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
غِرو = باردار ، حامله . ( در اصلبه مینه ی سنگین است ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پداَذیدن = پاسخ گفتن ، جواب دادن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَذان = بانگ ، صدازنی ، فراخوانی. ( اوستایی ) بنگرید به اذانیدن.
اَذیدن = گفتن ، صدا زدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَذاندن = صدا زدن ، بانگ زدن ، فراخواندن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
ذویمَن = ساده لوح ، فریفتنی. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَذک = شِنِل ، رَدا . ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
ایسیجیدن = به خطر افتادن ، در معرض خطر قرار گرفتن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
فَراَپیدن = رسیدن ، پیشی گرفتن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پی اَپیدن = رسیدن به ، ار بین بردن جا ماندگی. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اَپیدن = 1 - رسیدن ، سبقت گرفتن. 2 - شرکت کردن ، سهیم شدن. 3 - مشاهده کردن ، نگریستن. 4 - سازش کردن ، کنار آمدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پی بوستن = احساس کردن ، پی بردن به احساس. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
آوْیِه = خایه ، بیضه، تخم. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
پاژینه = معکوس، وارون.
اَپاژی= معکوس. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
افزَدَن = ضربه زدن ، کوبیدن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
بَرنِتَیدن = باعث شدن ، ایجاد کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
بَروْانیدن = غلبه کردن بر چیزی ، پیروز شدن بر چیزی. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
برایژیدن = هوس کردن ، آرزو کردن.
ایژیدن = خواستن ، میل کردن، آرزو کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
برشَستن = سوار شدن ( برای اسپ و . . . ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )