تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توخشا = زحمت کش ، تلاش گر. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اول بُریدن = قطع کردن ، بریدن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اول دادن = ساختن ، بنا کردن ، پی افکندن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اول دیسیدن = بنا کردن ، ساختن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اولدیس= ساختمان ، بنا. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اول رساندن = پروَردن ، به بچه آوری رساندن ، به سن تولید مثل رساندن ( برای دام ) . ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اول رسیدن = رشد کردن ، بالغ شدن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اول سَرایِش = محافظت از بالا {محافظت الهی}. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اول سَراییدن : از بالا محافظت شدن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اول ورزانیدن = مُبرا کردن ، رفع اتهام کردن ، تطهیر کردن ( از گناهان ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اوروَر = گیاه. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وَخشانیدن = رشد دادن ، بزرگ کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دفاع = وارانِش. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واراندن = دفاع کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واستَر = کاه و به طور کلی علوفه ی دام. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واستَراندن = تغذیه کردن، خوراندن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واستر یوش = گله دار ، دارنده ی گله ای از دام. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژار = صدا ، آوا. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویم = شکاف ، درز ، رخنه. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویندِش = کشف ، یافت. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویندیدن = یافتن ، پیدا کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گُسینیدن = پاره کردن ، دریدن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویسینیدن = پاره کردن ، دریدن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویسبُد = رئیس قبیله ( اوستایی ) . ( درفارسی باستان به معنی رئیس خاندان سلطنتی است. ) ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویشُلوْ = سگِ خانگی. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویشُروْ = سگِ خانگی. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خونومند : خونین ، در حال خون ریزی. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوفسیدن = خوسیدن، خفتن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خواه = خواهر. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیهستن = تعقیب کردن ، دنبال کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیهِش = تعقیب . ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیهیدن = دنبال کردن ، تعقیب کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وَستَرا = پوشاک ، لباس ، جامه. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یوژدان = انبر، انبرک. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یوژداسه = یوژداسیده ، خالص شده ، تطهیر شده. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یوژداسانیدن = تطهیر کردن ، خالص کردن ، پالودن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یوژداس = تطهیر ، خلوص. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زَها =زَهنا ، ژَرفنا ، گودا ، عمق. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زهر گر = زهر ساز ، مسموم کننده . ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیانا = زن جوان ، بانوی جوان. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زَندبُد = رئیس قبیله . زَند = قبیله ، قوم. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمانیک = قدیمی ، کهنه. ( پارسیگ )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آزا = آزنده ، آز ورزنده ، طمع کننده. ( در اوِستا ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلام جناب فرتاش گویا برای حذف شدن این مدخل هم من و هم شما باید نظراتمان زیر این واژه را حذف کنیم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به پارسیگ "سهم های فرکانندگان"

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در پارسیگ " فَرکاناد" ر. ک فرکاندن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فَرکانِش ( پارسیگ )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به فارسی "هم فرکان / هم فرکاننده " به معنی هم بنیان گذار است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوفرکانیدن =بدعت ایجاد کردن ، رسمی نو پایه نهادن. ( پارسیگ ) #پیشنهادی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اوزَرنَویدن = اوس اَرنَویدن ، گماشتن ، محول کردن ، موظف کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )