پیشنهادهای ژاسپ (٥,٢٩٧)
سُستینِگی = کیفیت سُستی و کُندی.
سغانه. [ س َ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) زیرزمین و سردابه. ( برهان ) ( آنندراج ) .
سغبه. [ س ُ ب َ ] ( ص ) چیزی چرب و روغنی. ( برهان ) ( آنندراج ) . چیزی چرب. ( غیاث ) . || فریفته و بازی داده شده. ( برهان ) ( آنندراج ) ( غیاث )
سغد. [ س ُ ] ( اِ ) زمین نشیب که آب باران در آن جمع شود. ( برهان ) ( غیاث ) .
سُفتار = نحوه ی سوراخ کردن.
سُفتِش = حفر ، سوراخ کردن. بنگرید به سُفتیدن
سلک. [ س ِ ل َ ] ( اِ ) حبوبات از قبیل : عدس و نخود و ماش و لوبیا و جز آن. ( ناظم الاطباء ) .
سمر. [ س َ م َ ] ( ع اِ ) افسانه و قصه شب. ( دهخدا ) ( برهان ) .
پایرَم= عامه ی مردم ، مردم عادی. ( #دینکرد )
پایمار = حکم ، رای ، جزاء ( #دینکرد )
پَدتوهی = مقاومت ، پرطاقتی، استحکام. ( #دینکرد )
پَدتوه = بردبار ، پرطاقت ، مقاوم. ( #دینکرد ) ر. ک ستوه
پَدتایِش = مقاومت. ( #دینکرد )
پَدتودَن = مقاوت کردن ، دوام آوردن ، تاب آوردن. ( #دینکرد )
پَدتاییدن= مقاومت کردن.
پَسازِش= تدارک، آماده سازی. ( #دینکرد )
پَسازِگی = درخور بودگی ؛، مناسب بودگی. ( #دینکرد )
پَساختگی = آمادگی ، امتحان خود را پس دادگی. ( #دینکرد )
پسندیدن= تایید کردن. ( #دینکرد )
پَرگودِگی = رهایی از. . . ، جدایی از. . . ، تهی بودگی از. . . ( #دینکرد )
پَرگوده= خالی ، تهی از. . . ، رها. ( # دینکرد )
پَناهِگی = مصونیت. ( #دینکرد )
پَند = مسیر ، راه. ( #دینکرد )
پاهلوم چینی = انتخاب بهترین ها . ( #دینکرد )
پاهلوم = بهترین ، اعلاترین ، پیش ترین ، برترین. ( # دینکرد )
پِیکار خواهی = درخواست مناظره و مجادله دادن. ( #دینکرد )
پِیکارِش = مجادله ، تقابل ، مناظره. ( #دینکرد )
پَدیخ = بهره مند ، کامیاب. ( #دینکرد )
پَدیخی = بهره مندی ، کامیابی. ( #دینکرد )
مادَیان = اصل و اساس ، طرح. ( #دینکرد )
نِخوارِش = شتاب ، عجله . ( #دینکرد )
نِوییِش = خبر دادن ، اعلام خبر. ( #دینکرد )
نیابِه = منسب ، درخور ، سزاوار. ( #دینکرد )
نامچِشتی = خصوصی ، مخصوص. ( #دینکرد )
نامچشت
نام آراستن = خوش نام شدن ، شهرت نیک یافتن. ( #دینکرد )
مُستیگر= ظالم. ( #دینکرد )
مُستِگار = ظالم. ( #دینکرد )
میزِه = مطبوع ، دلخواه. ( #دینکرد )
میزَک = مطبوع ، دلپذیز. ( #دینکرد )
مِهسود = کلان سود ، سود و منفعت زیاد. ( #دینکرد )
مِهگاه = جایگاه بزرگ ، جایگاه والا. ( #دینکرد )
مِهکار = کار بزرگ ، امر مهم. ( #دینکرد )
مِهگاهی = داشتن جایگاه بلند، بزرگ مرتبگی. ( #دینکرد )
مایِشگَری= افراط در آمیزش جنسی ، شهوت رانی. ( #کتاب چهارم دینکرد )
مَستو = مست و مدهوش. ( #دینکرد )
مارِشمندی = درک داشتن ، شعور داشتن ، خوداگاهی. ( #دینکرد )
ماردن / مار = 1 - درک کردن 2 - حس کردن ( #دینکرد ) ، ( # فرهنگ پهلوی )
مارِش = درک ، شعور . ( #دینکرد )
تعداد= مَرِه ( #دینکرد )