تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هرج و مرج پارسیه! چرا نوشتین عربیه؟

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هر گاه می نگرم نزدیکترین همسنگ برای واژه تجربه در زبان فارسی واژه ی مزه و مزیدن هستش چنان ک توی شاهنامه نوشته: ک تلخی مزیدیم و شیرین مزیم یعنی ک سخ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیوستار یعنی متحد همانگون ک پیوستاری میشه همبستگی و اتحاد

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

چمیگ در زبان پهلوی ب معنی منطقی اوده پس میشه چم رو برابر منطق دونست

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درسته با سپری شدن زمان معنای این واژه شد کتاب اما در زمان ساسانیان و زبان های آریایی این واژه ب معنای خط بوده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در زبان های ساسانیان ب چم روشن کردن و نور افکندن بوده

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک واژه کهن در زبان های نیا ایرانی ب چم نهادن یا گماشتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نماریدن نماشتن ب چم اشاره کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کارواک از دید من درخوره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوشتن : نویس برشتن: بریس کشتن : کیس

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

این واژه را میتوان همان پوییدن دانست از آنجا که : رستن: روییدن شستن:شوییدن مستن:موییدن جستن:جوییدن پس پستن:پوییدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مستن یا موییدن دوتاشون ب چم گلایه و واخواهی هست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زبان پهلوی واژه ی شبیار بکار برده می شده برای نوشدنی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از اونجایی ک تا پیش از تازش تازیا ما واژه ی وشتن و وردیدن برابر تغییر رو داشتیم از دید من میشه متغیر رو وردنده گفت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

هتا از زبان پهلوی به زبان عربی رفت و سپس دوباره به ما برگشت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اندوم در زبان ساسانی برابر گزاره "تا زمانی که" هست اندوم که تو اینجایی تا زمانی که تو اینجایی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جار در زبان های پهلوی برابر زمان و حال هست واژه ی جاری نیز به چم حال و در حال حاضر هست که از پارسی واژه ی عربی شد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

این واژه در زبان پهلوی یک یگان زمانی بوده میشه گفت که واژه ی hour انگلیسی نیز از ریشه ی همین واژه ی آریایی هست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوستان جاری واژه ی ساسانی هست گول این اعراب و ترکا رو نخورین این واژه یک واژه بندار ( اصیل ) پارسی است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

اگر درودن با فتحه د نخست از مصدر درایش هست ب چم تاثیر گذاری و اثر گذاشتن او بر من درود او بر من تاثیرذاشت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

تایه در زبان های ایرانی باستانی برابر واژه زمان و time بوده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

همان بوسیدن نوشتن و نویسیدن رشتن و ریسیدن بوشتن و بوسیدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دوشستن واژه ی ساسانی برابر واژه ی دوشیدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

چیرستن و چیریدن واژه های زبان ساسانی برای چیره شدن و غالب شدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

محسن نقدی گرامی پیشنهاد شما زیبا بود بجای بکار گیری واژه های ویراستن و ویرایش بایستست که بگیم گراستن و گرایش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

همان سزیدن یا سزاوار بودن سزیدن و سزستن نویدن و نوستن دویدن و دوستن که هنوز در زبان های جنوبی بکار میره و . . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان های باستانی ب چم قرار دادن بوده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان های باستانی برابر خواستن و اراده کردن بوده و شایسته ی دوباره بکار گیری هست این واژه ی زیبا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوستن از دویدن میاد مانند نوستن و نویدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

از دید من این واژه همان واژه ی بوییدن هست رستن و روییدن شستن و شوییدن بوستن و بوییدن جستن و جوییدن و. . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در زبان ساسانی واژه پادار برابر واژه محافظ شخصی بوده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان اوستایی واژه سرومند رو داشتیم که برابر واژه محدود هست امروزه میتونیم واژه سرمند رو بکار بگیریم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسته واژه ی باستانی ساسانی برابر واژه اقلیم و منطقه و ناحیه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زبان های کهن فارسی واژه ی همبدیز رو برابر واژه مطابق داشتیم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان ساسانی واژه همیر رو برابر واژه مجموعه داریم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در متون مانوی باستانی واژه رازمر برابر معمار هست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیشتر واژگان فارسی باستانی پهلوی اوستایی و. . . که در آغازشان او یا ū داشتن در گذر زمان این او از میان رفته پس میشه این واژه رو برای فارسی نو شهین دا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوستان در زبان های باستانی ایرانی واژه هاون برابر واژه عربی صبح هستش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان پهلوی وینیردن یا ویناریدن رو داشتیم ک برابر واژه ی چیره و مسلطه شاید هم با واژه ی انگلیسی win همریشه باشه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ما در زبان های مانوی و پهلوی واژه ی دروده را داشتیم که برابر واژه ی سلامت هست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاویدن یا کافتن ب چم جدا نمودن هس

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در برخی از نوشته های پهلوی این واژه بگونه ی اشکل آمده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ما در زبان نیاکانمون واژه ی ایرخته یا ایراخته رو داشتیم ک برابر واژه ی تازی محکوم هست می تونه از کارواژه ی ایراختن ( ایرازیدن ) باشه ولی هنوز چیز درس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان ساسانی واژه فراز برابر این واژه تازی بکار گرفته میشد فراز اینکه ( بعد از اینکه ) ما رسیدیم آنجا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ما در زبان پهلوی واژه ی پانه رو داریم ک ب چم حامی و مراقب هس و از دید من بسیار شایسته بکارگیریه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه در زبان پهلوی به چم توجه کردن یا به یاد داشتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوستان واژه ی انداختن یک معنی دیگه داره ک امروزه کسی نمیدونه بمعنای اندازه گرفتن و تایین کردن چیزیه این واژه خیلی پر معناست پاینده ایران

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان پارسی باستان ما واژه های گناستن و گناهیدن را داشتیم افسوس ک زبان امروزی ما پر شده از وام واژگان بی هوده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همیستگان واژه ی پارسی باستان برابر برزخ است اگرچه برزخ هم واژه ای فارسی است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

این واژه با یک دگرگونی معنایی از زبان پارسی باستان وارد زبان عربی شد تا زمان ساسانیان ما واژه ی مزه رو مزاگ می گفتیم ک این واژه به عربی شد و تازی ها ...