پیشنهاد‌های صمد توحیدی(شهرام) (٣,٥٩٦)

بازدید
٥,٨٨٨
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خرابه ای:فحشاء. خرابه گری:از یک درصد مکروه تا صد درصد حرام را می رساند. و نیز روسپی که با روسپیگری ۱ ت ۱۰۰ گناهان را می رساند. و افراط وتفریط هرگز. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" خرابه ای ":فحشا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نُمای شخصی ":قرینه شخصی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" با این نُماها ":به این قرائن. " با این نما": با این قرینه. " نزدیک ":قرین. " نما ": قرینه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نُما ":قرینه:می نماید. نمایان است.

پیشنهاد
٠

گواه و نما؛ گواهی می دهد و می نماید:شواهد و قرائن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" گواهه های آزمونی ":شواهد تجربی. گواهش های آزمایشی. گواهه ها و گواهش های آزمایشی و آزمونی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شخص. کس. شاخص. شناس است. مشخص است: آشکار است. تشخیص:شناختن. تشخّص:هم شناس، هم شناسی، هم شناخت. متشاخص:برای هم شناخت. شخصیّت:سر شناس. کسی. کاره ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شخص : فارسی است . ( شاخِصت، اصفهانیها می گویند . ) شاخه ای است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آز و گاس:تخمین و حدس. آزش و گاسش. آزیدن و گاسیدن. آزا وگاسا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" گاس و چینش ":حدس و قیاس. " گاسی و چینشی ":حدسی و قیاسی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حدس: " گمان . دریافت. شتافت. زود. گاس. گاسی، گاس و گاسی در لری و لکی کاربرد بسیار دارند، گاس یا گاسی آمد، نشست ، رفت، مُرد، ماند، افتاد، در هر نمود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آرام. آسوده. خوش. خرسند. استوار. برجا. برپا. پایا. باآرامش و آسوده ام و خوشم و سرخوشم. و خرسندم و استوارنه می گویم. پا برجا می افزایم. و برپایی و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" تکیه. گُوِه. پشت. پشتیبان. پشتوانه ": اعتماد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرسش بیشنگی و کمینگی. پسینگی و پیشینی. افزونگی و کاهینگی. افزایشی و کاهندگی. اندکی و اندکینگی. اندینگی. کاهشی. کاهشندگی. فراوانی و نا فراوانی. زیا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چشم دارم:امید دارم. چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی. چشم دارد:به ناموس مردم چشم دارد. چشم داری: بنگر. ببین. این ها ؛ چند وجهی بودن زبان فارس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بد منش و پلشت ":بد ذات و خبیث. بدکنش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نِیکُو و بَدُو . نیک سرشت و بد گُهر" :نجیب و بد جنس. نیک سرشت وبد سرشت. نیک گهر وبدگهر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بَد گُهر ": بد جنس.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بدگمان ": سوء ظن.

پیشنهاد
٠

ورزندش مشق. مشق ورزندش . ورزندشی مشق. مشقی ورزندش :ژیمناستیک آکروباتیک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" مَشق. مشقی. مشق باز. مشق بازی. مشق ورز. مشق ورزی. مشقنده. مشقا " :آکروباتیک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" مشق باز " :آکروبات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" مَشق ":آکروباتیک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طاغوت:به زبانش لری به دریافت و پنداشت سرکشی و کَلِّه کش بودن است و کسی یا چیزی را نشمردن وسرتافتن به مانند آب که سد را می شکند که می گویند "سَد تُوقِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بشریت دین را از روی خرد وخردمندی خود به کار می گیرد، واگر خردِ خود را به کار اندازد دین را و دستورات دین را شناسه می نماید ، پس اگر کسی دین را کنار ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اوپا: پای آب. آب پا آنچه آبها را ساختار می دهد تا به درستی پخش گردند به مانند کوه که میخ های زمین به شمار می روند تا زمین استوار گردد. اوپا جزیره.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فیلم هوایی:drama movie. dramatic:هوایشی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گفتم من گفت تو گفتم تو گفت من، گفتم آری. . . . . . . ، گفت چه، گفتم . . . . . . ، گفت کدام. ، گفتم، من تو او _ما شما ایشان، گفت چام بخوان، گفت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" درسگو ( ها ) ":مدرس.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

" تَراتُور ":اینترنت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زدای توانا. زدتوانا:متضاد قوی. ناجور توانا. مانندِ توانا نیست. جوربا توانا نیست. روندِ با توانا نیست. سبک با توانا نیست. چونان توانا نیست. مانندِ تو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" زدای نیرومند. زدای زور. زدای زورمند. زدای توانا. زدای به کار. زدای زورمُشت. زدای زوردار ":متضاد قوی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نامتقارن:" نا به نزدیک. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وارهمند. دارهمند. چاخانمند. مادهمند. باورمند. چارهمند. کاره مند=کاره مند=کارمند. بهره مند. ؛ واره مند. داره مند. چاخان مند. ماده مند. چاره مند. ک ...

پیشنهاد
٠

تالی تلو:" پی به سر . پشت سر. در پی. پیایند پی. پی پیایند. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تالی فاسد:" تباه پیایند. پیایند تباه . تبه پی، تَبَهپِی".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دوسته ":حبیب.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سِتای جهان استومند: قطب عالم امکان. ستای سیر وسلوک:قطب سیر وسلوک. " ستای سرمایه شناسی":قطب اقتصاد . سِتای ستاها:قطب الاقطاب. " سِتایِ فلک فلکها " ...

پیشنهاد
٠

ستاهای جغرافی:قطب های جغرافی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ستای مکناتیکی ":قطب مغناطیسی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سِتادین شیرازی ":قطب الدین شیرازی. " سِتا ":قطب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سِتا ":قطب.

پیشنهاد
٠

دانشگاه فنی خواجه یاردین طوسی.

پیشنهاد
٠

" فرشتگان و آسیب پذیران. ": ملائکه و مستضعفان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چاپ از دستگاه:افست پرینتینگ.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" از دستگاه ":افست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هرزبانی با واژگان خود در روند است و همتاهای واژگان دیگر زبانها لازم نیست. همتاسازی باید برپایهء زبان خود باشد وگر نه دروغ گفتن به خود وخلق وخدا به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سمتِ راست ":برهان مستقیم. " راهِ راست ":برهان مستقیم. " روشِ راست ":برهان مستقیم. هر زبانی با واژگان خود پیش می رود و لازم نیست که همان واژگان د ...

پیشنهاد
٠

" برتری راه راست ":افضلیت برهان مستقیم.