پیشنهادهای علی نورائی (٢٢١)
پوژه بمعنی ساق پا یا تنه درخت از ریشه نیا هند و اروپایی peud بمعنی عجله کردن است. این ریشه با مفهوم ( عجله کردن ) در مسیرش به زبان فارسی تبدیل شد به ...
اجاره و مشتقات آن ( اجر، اجرت و غیره ) از یک ریشه سامی قدیمی ( همریشه " اگارو" در زبان اکدی ) به زبان عربی و سپس به زبان فارسی وارد شده.
شوربا نوعی آش است مرکب از دو واژه ایرانی از دو ریشه نیا هند و اروپایی که در نمودار زیر نشان داده شده.
.
واژه شور از یک ریشه نیا هند و اروپایی است به معنی سوزاندن که در نمودار زیر مسیر اشتقاق و تغییر معنای آن نشان داده شده.
پختن، پزیدن، و پسوندهای با و وا مانند شوربا و نانوا همه از ریشه نیا هند و اروپایی pekw بمعنی پختن است. در نمودار زیر مسیر اشتقاق و منابع استفاده شده ...
پختن، پزیدن، و پسوندهای با و وا مانند شوربا و نانوا همه از ریشه نیا هند و اروپایی pekw بمعنی پختن است. در نمودار زیر مسیر اشتقاق و منابع استفاده شده ...
آشپز از ترکیب آش و پختن است ولی در مورد ریشه واژه " آش" اختلاف نظر هست. بعضی منابع مانند برهان قاطع آنرااز زبان اوستایی میدانند ولی دانشنامه ایرانیکا ...
ریشه واژه خِرَفستِر ( خستر، خراستر ) بمعنی جانوران موذی و اهریمنی تا پارسی میانه و اوستایی معلوم گشته ولی پیشنهادهای ریشه های نیا هند و اروپایی آن هن ...
ریشه واژه خِرَفستِر ( خستر، خراستر ) بمعنی جانوران موذی و اهریمنی تا پارسی میانه و اوستایی معلوم گشته ولی پیشنهادهای ریشه های نیا هند و اروپایی آن هن ...
ریشه واژه خِرَفستِر بمعنی جانوران موذی و اهریمنی تا پارسی میانه و اوستایی معلوم گشته ولی پیشنهادهای ریشه های نیا هند و اروپایی آن هنوز تأیید نشده است،
اسپرغم، شاه اسپرغم یا شاه اسپرم گیاهی خوشبو ( گل ریحان ) از یک ریشه نیا هند و اروپایی است spereg بمعنی جوانه زدن. این واژه از مسیر اوستایی به فارسی ر ...
اسپرغم، شاه اسپرغم یا شاه اسپرم گیاهی خوشبو ( گل ریحان ) از یک ریشه نیا هند و اروپایی است spereg بمعنی جوانه زدن. این واژه از مسیر اوستایی به فارسی ر ...
اسپرغم گیاهی خوشبو ( گل ریحان ) از یک ریشه نیا هند و اروپایی است spereg بمعنی جوانه زدن. این واژه از مسیر اوستایی به فارسی رسیده که در نمودار زیر نشا ...
ریشه واژه" اصفهان" ایرانی باستان "سپادا" است با معنی ای در رابطه با سپاه و لشگر. نوشتار یونانی اصفهان " آسپادانا" نیز با لفظ "اسپ" که شبیه "اسپ" یا ا ...
ریشه واژه" اصفهان" ایرانی باستان "سپادا" است با معنی ای در رابطه با سپاه و لشگر. نوشتار یونانی اصفهان " آسپادانا" نیز با لفظ "اسپ" که شبیه "اسپ" یا ا ...
اسباه و اسپاه دو واژه فارسی شبیه بهم ولی متفاوتند که در نمودارهای زیر با ریشه و مسیر اشتقاقشان نشان داده شده اند. اسباه یا اسبه بمعنی سگ است از ریشه ...
اسپاه یا سپاه از ریشه نیا ایرانی "اسپادا" است که در نمودار زیر نشان داده شده. ریشه های قدیمی تر آن در زبان نیا هند و اروپایی کاملا روشن نیست.
سپاه از ریشه نیا ایرانی "اسپادا" است که در نمودار زیر نشان داده شده. ریشه های قدیمی تر آن در زبان نیا هند و اروپایی کاملا روشن نیست.
جادو و جادوگری بمعنی انجام سحر و فسون است، این واژه از یک ریشه نیا هند و اروپایی است که از مسیر، نیا هند و ایرانی، نیا ایرانی، اوستایی و پارسی میانه ...
یاسه بمعنی خواسته و آرزوست. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، یاسه از یک ریشه نیا هند واروپایی است به معنی درخواست کردن که از مسیر نیا هند و ...
"ابا" یاپسوند "با" با معانی آش، غذا و آشپز در واژه هایی مانند شوربا، نانبا ( نانوا ) و غیره در فارسی استفاده میشوند و هر دو از یک ریشه پیش هند و اروپ ...
واژه جمشید از ترکیب جم و شید است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، جم از یک ریشه نیا هند و اروپایی بمعنی جفت یا دوقلو است yem و شید از یک ریشه ...
جم لقب جمشید شاه است ولی علت این نامگذاری آن است که او خواهر دوقلو داشت، و "جم" در لفظ بمعنی دوقلو است. ریشه این واژه، همانطور که در نمودار زیر نشان ...
واژه اسب از یک ریشه نیاهند و اروپایی است که در نمودار زیر نشان داده شده. در فارسی بیش از چند صد واژه هست که در آن "اسب" گنجانده شده. بسیاری از آنها ...
واژه اسانس معمولا برای عصاره گلها بکار میرود ولی معنی لغوی آن "جوهره، ذات و بود" هر چیز است. این واژه که از زبان فرانسه وارد فارسی شده از یک ریشه نیا ...
واژه "نیست" از دو ریشه نیا هند و اروپایی است با معانی هست و نفی که در نمودار زیر نشان داده شده. ترکیب مشتقات این دو ریشه در زبان اوستایی na - asti یا ...
واژه بودن از ریشه نیا هند و اروپایی bheu به معنی بودن و رشد کردن است که در نمودار زیر نشان داده شده
هست و هستن بمعنی بودن است و از ریشه نیا هند و اروپایی es - ti است که در نمودار زیر نشان داده شده. است واستن نیز از همین ریشه هستند. همچنین واژه ها ...
هستن و هست بمعنی بو دن است و از ریشه نیا هند و اروپایی es - ti است که در نمودار زیر نشان داده شده. است و استن نیز از همیه ریشه هستند. همچنین واژه ...
است و استن ( بر وزن بستن ) بودن است و از ریشه نیا هند و اروپایی es - ti است که در نمودار زیر نشان داده شده. هستن و هست نیز از همین ریشه هستند. هم ...
استن ( بر وزن بستن ) بو دن است و از ریشه نیا هند و اروپایی es - ti است که در نمودار زیر نشان داده شده. است، هستن و هست نیز از همین ریشه هستند. همچ ...
استم ( بر وزن اکرم ) به معنی دهان واژه ای فارسی است که از فرهنگهای فارسی افتاده است!! پل هورن، ایران شناس و زبان شناس آلمانی، که از نخستین پژوهشگرا ...
ستام بمعنی دهنه یا لجام اسب از ریشه نیا هند و اروپایی stomen است بمعنی دهان که از مسیر اوستایی به فارسی رسیده. پل هورن، ایران شناس و زبان شناس آلما ...
ستام بمعنی دهنه یا لجام اسب از ریشه نیا هند و اروپایی stomen است بمعنی دهان که از مسیر اوستایی به فارسی رسیده. پل هورن، ایران شناس و زبان شناس آلما ...
استکان از دو ریشه نیا هند و اروپایی است با معانی "برگزیدن" و "نوشیدن". همانطور که در نمودارهای زیر نشان داده شده، ترکیب این دو ریشه دو بار با معانی م ...
استکان از دو ریشه نیا هند و اروپایی است با معانی "برگزیدن" و "نوشیدن". همانطور که در نمودارهای زیر نشان داده شده، ترکیب این دو ریشه دو بار با معانی م ...
استکان از دو ریشه نیا هند و اروپایی است با معانی "برگزیدن" و "نوشیدن". همانطور که در نمودارهای زیر نشان داده شده، ترکیب این دو ریشه دو بار با معانی م ...
اژدها، اژدهاک، اژدر و ضحاک واژه های همریشه هستند. ریشه مشترک نیا هند و اروپایی آنها angwhi به معنی مار است ولی ریشه مشترک دیگر آنها واژه اوستایی dah� ...
اژدها، اژدهاک، اژدر و ضحاک واژه های همریشه هستند. ریشه مشترک نیا هند و اروپایی آنها angwhi به معنی مار است ولی ریشه مشترک دیگر آنها واژه اوستایی dah� ...
اژدها، اژدهاک، اژدر و ضحاک واژه های همریشه هستند. ریشه مشترک نیا هند و اروپایی آنها angwhi به معنی مار است ولی ریشه مشترک دیگر آنها واژه اوستایی dah� ...
اَزمیل کارد کفاشی. اسکنه یا قلم سنگتراشی است که از یونانی به آرامی و از آنجا به عربی و نهایتا به فارسی رسیده است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده ...
معنی دیگر "ازگ" بُز است. جولیوس پوکورنی، پژوهشگری که با فرهنگ ریشه شناسی خود نقشه ای گسترده ای از تبار واژگان هندواروپایی ترسیم کرده است، واژه فارس ...
واژه فروختن، فروش و شکلهای دیگر آن همگی از دو ریشه نیا هند و اروپایی است با معانی گفتن و فرا یا پیش. از ترکیب این دو ریشه اصطلاح اوستایی" فراخوانی ...
واژه فروختن، فروش و شکلهای دیگر آن همگی از دو ریشه نیا هند و اروپایی است با معانی گفتن و فرا یا پیش. از ترکیب این دو ریشه اصطلاح اوستایی" فراخوانی ...
ازغ یا ازگ بمعنی شاخه است, هم مطلوب وهم نا بجا و نامطلوب مانند آنچه که از ریشه درخت میروید shoots . نمودار زیر ریشه نیا هند و اروپایی این واژه را نشا ...
ازغ یا ازگ بمعنی شاخه است, هم مطلوب وهم نا بجا و نامطلوب مانند آنچه که از ریشه درخت میروید shoots . نمودار زیر ریشه نیا هند و اروپایی این واژه را نشا ...
آزرم بمعنی فروتنی، شرم و حیا از یک ریشه سغدی است به معنی آسیب و ناراحتی! این واژه در مسیرش تحول پیدا کرده و مفهوم آن تدریجا به رنج، شرم و حیا تغییر م ...
زُرده ( بر وزن مُرده ) بمعنی آزرده میباشد. واژه آزار، آزردن، آزرده ، زُرده و مشتقات دیگر آن همه از یک ریشه نیا هند و اروپایی است بمعنی عصبانی بودن که ...
واژه آزار، آزردن، آزرده ، زُرده و مشتقات دیگر آن همه از یک ریشه نیا هند و اروپایی است بمعنی عصبانی بودن که در نمودار زیر نشان داده شده. مشتقات این ری ...