پیشنهادهای علی نورائی (٣٠٩)
پادشاه از دو ریشه نیا هند و اروپایی است که در نمودار زیر نشان داده شده. ترکیب این دو ریشه معنی شاه حاکم را دارد
واژه شاه ( و ترکیبات آن مانند شاهنشاه ) از یک ریشه نیا هند و اروپایی است ksei بمعنی تصاحب کردن. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، این ریشه از م ...
نوشادر یا نشادر یک واژه ایرانیست. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شد، نشادر از ریشه های نیا هند و اروپایی است بمعنی "آتش جاویدان". علت اینکه نیاک ...
کوشک و کیوسک: واژه کوشک بمعنی اطاق تابستانی یا آلاچیق از یک واژه پارسی میانه ( با تقریبا همین تلفظ و معنی ) مشتق شده که در نمودار زیر نشان داده شده. ...
کوشک و کیوسک: واژه کوشک بمعنی اطاق تابستانی یا آلاچیق از یک واژه پارسی میانه ( با تقریبا همین تلفظ و معنی ) مشتق شده که در نمودار زیر نشان داده شده. ...
در بعضی از فرهنگها ریشه واژه مرزنگوش یا معرب آن مرزنجوش را "گوش موش" میدانند که بر پایۀ شباهت شکل برگ های آن به گوش موش است. ولی، همانطور که در لغتنا ...
در بعضی از فرهنگها ریشه واژه مرزنگوش یا معرب آن مرزنجوش را "گوش موش" میدانند که بر پایۀ شباهت شکل برگ های آن به گوش موش است. ولی، همانطور که در لغتنا ...
گوش و مشتقاتش ریشه نیا هند و اروپایی دارد eu, hew بمعنی درک کردن و دریافتن که در نمودار زیر نشان داده شده. این ریشه از مسیر زبانهای نیا ایرانی، اوستا ...
همانطور که در نمودار زیر نشان داده شد، نشادر از ریشه های نیا هند و اروپایی است بمعنی "آتش جاویدان". علت اینکه نیاکان ما این ماده را " آتش جاویدان" م ...
نوش ( و مشتقاتش مانند نوشیدن ) همریشه واژه انوشه بمعنی جاویدان است و اشاره به آب حیات میباشد. مانند انوشه، نوش نیز از دو ریشه نیا هند و اروپایی است ک ...
انوشه بمعنی بی مرگ یا جاوید از دو ریشه نیا هند و اروپایی است که در نمودار زیر نشان داده شده. ترکیب این دو ریشه در زبان اوستایی واژه "ان ـ اوشا" یا ان ...
زهیدن، زاهیدن و زهدان همه مشتق از زه بمعنی زاییدن است. این واژه خود از دو ریشه نیا هند و اروپایی است بمعنی" بیرون راندن" و "دهانه" که در نمودار زیر ن ...
زهیدن، زاهیدن و زهدان همه مشتق از زه بمعنی زاییدن است. این واژه خود از دو ریشه نیا هند و اروپایی است بمعنی" بیرون راندن" و "دهانه" که در نمودار زیر ن ...
زهیدن، زاهیدن و زهدان همه مشتق از زه بمعنی زاییدن است. این واژه خود از دو ریشه نیا هند و اروپایی است بمعنی" بیرون راندن" و "دهانه" که در نمودار زیر ن ...
زهیدن، زاهیدن و زهدان همه مشتق از زه بمعنی زاییدن است. این واژه خود از دو ریشه نیا هند و اروپایی است بمعنی" بیرون راندن" و "دهانه" که در نمودار زیر ن ...
زهاب محل خروج آب یا چشمه است. این وا ژه از سه ریشه نیا هند و اروپایی است که در نمودار زیر نشان داده شده. معانی این سه ریشه بترتیب، دهان، بیرون و آب ...
ریشه واژه های مروارید و مرجان واژه ایرانی قدیمی " مرگان" است که، طبق دانشنامه ایرانیکا، هر دو معنی را در خود داشته است. واژه عربی "مرجان" که از ایرا ...
ریشه واژه های مروارید و مرجان واژه ایرانی قدیمی " مرگان" است که، طبق دانشنامه ایرانیکا، هر دو معنی را در خود داشته است. واژه عربی "مرجان" که از ایرا ...
هشومند بمعنی هوشمند است از ریشه نیا هند و اروپایی eu, hew بمعنی درک کردن که در نمودار زیر نشان داده شده است. از این ریشه واژگان زیادی از مسیر زبانها ...
واژه هوش، هوشیار، هوشمند و ترکیبات دیگر آن از ریشه نیا هند و اروپایی eu, hew بمعنی درک کردن است که در نمودار زیر نشان داده شده است. از این ریشه واژگ ...
واژه هوش و هوشیار و ترکیبات دیگر آن از ریشه نیا هند و اروپایی eu, hew بمعنی درک کردن است که در نمودار زیر نشان داده شده است. از این ریشه واژگان زیاد ...
نیوشیدن به معنی شنیدن و درک کردن است بر گرفته از واژه اوستایی "نیگوشا" از ریشه نیا هند و اروپایی ghous بمعنی شنیدن است. شکل قدیمیتر این ریشه eu, hew ...
نیوشا بمعنی شنونده از مصدر نیوشیدن که آن هم بر گرفته از واژه اوستایی "نیگوشا" از ریشه نیا هند و اروپایی ghous بمعنی شنیدن است. شکل قدیمیتر این ریشه ...
نغوشا یا نغوشاک به پیروان مانی و همچنین به نا مسلمانان میگفتند. ریشه نیا هند و اروپایی این واژه گوش و شنیدن، و یا به عبارتی دیگر، دنبالروی کردن است ک ...
نغوشا یا نغوشاک به پیروان مانی و همچنین به نا مسلمانان میگفتند. ریشه نیا هند و اروپایی این واژه گوش و شنیدن، و یا به عبارتی دیگر، دنبالروی کردن است ک ...
وا ژه بیدخت مخفف " بغ دخت" بمعنی دختر خداست. ریشه نیا هند و اروپایی واژه دختر دقیقا معلوم نیست. در منابع معتبری مانند فرهنگ واژگان هندو اروپایی جولیو ...
ریشه نیا هند و اروپایی واژه دختر دقیقا معلوم نیست. در منابع معتبری مانند فرهنگ واژگان هندو اروپایی جولیوس پوکورنی ریشه دختر فارسی و daughter انگلیسی ...
ریشه نیا هند و اروپایی واژه دختر یا دخترک دقیقا معلوم نیست. در منابع معتبری مانند فرهنگ واژگان هندو اروپایی جولیوس پوکورنی ریشه دختر فارسی و daughter ...
باید توجه داشت که ورود واژه "چای" به زبان فارسی و رسم چای نوشی در ایران در زمانهای متفاوتی اتفاق افتادند. واژه چای که ریشه چینی دارد از راه زبان هند ...
باید توجه داشت که ورود واژه "چای" به زبان فارسی و رسم چای نوشی در ایران در زمانهای متفاوتی اتفاق افتادند. واژه چای که ریشه چینی دارد از راه زبان هند ...
استودان یا "استخوان دان" قسمتی از آرامگاه زرتشتیان بوده که استخوان خشک شده مردگان را، پس از از بین رفتن پوست و گوشت، در آن قرار میدادند. همانطور که د ...
ستون بمعنی عمود از ریشه نیا هند و اروپایی sta بمعنی ایستادن است که مسیر زبان ایرانی باستان و پارسی میانه ( پهلوی ) را طی کرده و در زبان فارسی بمعنی " ...
استوانه از عربی به فارسی آمده ولی از پارسی میانه است و یک ریشه نیا هند و اروپایی دارد به معنی ایستادن sta. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، د ...
استریو به خصوصیتی از پخش یا ضبط صوت میگویند که در آن نه تنها شدت صدا بلکه جهت ( چپ و راست ) آن نیز معلوم باشد. ریشه این واژه نیا هند و اروپایی است s ...
واژه استریلیزه بمعنی ضد عفونی شده است که از زبان فرانسه به فارسی رسیده. ریشه نیا هند و اروپایی آن ster به معنی عقیم است. معنی لغوی استریلیزه یعنی آنچ ...
اُستُره تیغ است که شکل پارسی میانه آن awestarag بوده است و در متون قدیمی بصورت awestarag tex بمعنی لبه تیغ ثبت شده است.
پرسیدن از ریشه نیا هند و اروپایی prek, perk به همان معنی پرسیدن است که از مسیر زبان اوستایی و پارسی میانه به فارسی رسیده است.
واژه پرستیژ از فرانسه گرفته شده و در فارسی و فرانسه با مفهوم مثبت شخصیت، اعتبار و نفوذاجتماعی بکار میرود حال آنکه معنی لغوی یا ریشه ای آن منفی بوده ا ...
استرس بمعنی تنش یا فشار روانی از زبان انگلیسی گرفته شده و از یک ریشه نیا هند و اروپایی است بمعنی تنگ و سفت یا محکم بستن که در نمودار زیر نشان داده شد ...
واژه استراتژی به معنی راهکار و راهبرد در آغاز بمعنی "هدایت عملیات جنگی" بو ده است. استراتژی از دو ریشه نیا هند و اروپایی است، یکی ster بمعنی گستردن ...
واژه استر که چارپائی بارکش و سواری است از ریشه نیا هند و اروپایی ekwos بمعنی اسب و پسوندایرانی باستان tara بمعنی شبیه تشکیل شده و شکل آن در پارسی باس ...
استخوان از ریشه نیا هند و اروپایی ost به همین معنی میباشد که از مسیر اوستایی و پارسی باستان به فارسی رسیده است.
واژه " خستو" معانی مختلف دارد از جمله هسته میوه هایی مانند هلو و خرما. با این معنی خستو از ریشه نیا هند و اروپایی ost بمعنی استخوان مشتق شده است. هما ...
واژه "هسته" از ریشه نیا هند و اروپایی ost بمعنی استخوان است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده این واژه از مسیر زبان اوستایی و پارسی میانه به فا ...
واژه " است" بمعنی استخوان و هسته میوه از ریشه نیا هند و اروپایی ost بمعنی استخوان است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده این واژه از مسیر زبان ا ...
واژه استخر در آغاز بمعنی"محکم و استوار" بوده و قلعه ها را استخر مینامیدند. در قدیم شهری در فارس بود که رومیان Parsa Staxr مینامیدند بمعنی مواضع نظامی ...
واژه کالبد ریشه های نیا هند و اروپایی دارد که از طریق زبان یونانی به فارسی رسیده است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، کالب از ترکیب دو ریشه ...
واژه کالب ریشه های نیا هند و اروپایی دارد که از طریق زبان یونانی به فارسی رسیده است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، کالب از ترکیب دو ریشه ب ...
واژه گالش ریشه نیا هند و اروپایی دارد که از طریق یونانی، لاتین و فرانسه به فارسی رسیده است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، از ترکیب دو ریشه ...
واژه کالیبر بمعنی قطر داخلی لوله است و ریشه نیا هند و اروپایی دارد که از طریق یونانی و عربی و فرانسه به زبان فارسی رسیده است. همانطور که در نمودار ز ...