پیشنهادهای علی باقری (٤٠,١٩٣)
خستگی در کردن: [ اصطلاح در تداول عامه ] استراحت کردن . رفع خستگی ، بر طرف کردن کسالت . ( ( نعیم در بنگاه را باز کرد . "رسیدن بخیر خوش گذشت ؟خستگی د ...
تشت پلاستیکی: [ اصطلاح در تداول عامه ] ( تَ ) ( اِ. ) ظرف پلاستیکی بزرگ و پهن و اندکی گود که در آن لباس می شویند. ( ( دختر از یکی از پنجره ها به پش ...
پر و پا قرص : [ اصطلاح در تداول عامه ] دائمی ، همیشگی ، ثابت قدم . دارای اعتقاد محکم، استوار. ( ( مغازدار گفت "خدمت شما عرض کنم. خانم بنده هم اول ک ...
مربای کیوی: [ اصطلاح در تداول عامه ] . نوعی از مربا که از میوه ی کیوی تهیه می شود . ( ( مغازه دار گفت "مربای کیوی هم داریم " خدمت شما عرض کنم خانم ...
کلوچه گردویی: [ اصطلاح در تداول عامه ] نوعی از کلوچه که در تهیه ی آن از مغز گردو استفاده می شود . کلوچه گردویی یکی از انواع شیرینی های ایرانی و فاقد ...
کلوچه پسته ای: [ اصطلاح در تداول عامه ] نوعی از کلوچه که برای تهیه ی آن از مغز پسته استفاده می شود . ( ( شیرین به مغازه دار گفت "سه بسته کلوچه ی گر ...
شش هوا: [ اصطلاح در تداول عامه ] معنی عبارت کاملا برای من روشن نیست . به نظر می رسد معنی شبیه شش دوره یا قرن ، شش عصر ، خیلی دور . ( ( "یک بار یکی ...
خیلی اتفاقی: [ اصطلاح در تداول عامه ] کاملا تصادفی , شانسی. کاملا غیر منتظره. ( ( آرزو نگاهی به ویترین کتابفروشی انداخت و غرغر کنان وارد چلو کبابی ...
سه ست: [ اصطلاح در تداول عامه ] نمایان بودن ، دم دست بودن . ( معنی سه ست در نمونه ی ارائه شده برای من کاملا روشن نیست اگر کسی از دوستان می داند اضافه ...
روسری چهار خانه: [ اصطلاح در تداول عامه ] روسری چهار خانه ، نوعی از روسری . ( ( مادر زیر چادر مشکی روسری سفید سر کرده بود و سه دختر بچه با لباس و ر ...
در زبان ترکی به گردوغبار " تؤز " گفته می شود که با واژه انگلیسی dust سنجیدنی است.
واژه ی boy در زبان انگلیسی تغییر یافته ی ابن ( فرزند، پسر ) عربی می باشد. این واژه از زبان عبری به زبان انگلیسی وارد شده و با اندکی تغییر در تلفظ، ام ...
واژه ی boy در زبان انگلیسی تغییر یافته ی ابن ( فرزند، پسر ) عربی می باشد. این واژه از زبان عبری به زبان انگلیسی وارد شده و با اندکی تغییر در تلفظ امر ...
واژه ی image همان تغییر یافته ی واژه ی عربی الوجه به معنی صورت و رخ و چهره می باشد. " . . . فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّه ــ و به هر سو ...
به بالای: در معنی همسنگ و همتا:" شبی یازان به بالای سال" شبی دیر یاز که در دراز آهنگی و دیرندگی، به اندازه سال بود. ( ( برفتند خوبان و برگشت زال ...
خرامیدن: به معنی به ناز راه رفتن است. ستاک واژه: خرام xrām، با کرم kramدر سانسکریت به معنی راه رفتن سنجیدنی است. ( ( خرامدمگر پهلوان با کمند به نز ...
فریفتن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " فریفتن" می نویسد : ( ( فریفتن در پهلوی فرفتن frēftan بوده است. با بن اکنون فرب frēb. ) ) ( ( فریبیم و بگوییم هر ...
کُنْگَره: دکتر کزازی در مورد واژه ی " کنگره" می نویسد : ( ( کنگره در ریخت کُنگُره نیز به کار رفته است، به معنی دندانه ها و برجستگی های دیوار است. ریش ...
سندروس: دکتر کزازی در مورد واژه ی "سندروس " می نویسد : ( ( سندروس صمغی است زرد رنگ. این واژه از یونانی sandaraxe بر آمده است ) ) . ( ( رخ لاله رخ گ ...
سیم دندان شدن: کنایه ی است ایما از خندیدن.
- کاسه یا بشقابی لعابی ؛ که بر روی فلز آن از پشت و روی لعاب داده باشند. ( ( خیارشور ها را ریخت توی کاسه لعابی فیروزه یی . "به قول بنگاهی ها ـــــ" ...
به وراجی افتادن: [ اصطلاح در تداول عامه ] چانه زدن، بطور مداوم حرف زدن . ( ( از جایی که یک وقتی در ِ حیاط بود گذشت و جلو تاب ایستاد. "چرا آدم کنار ...
صدتایک غاز: [ اصطلاح در تداول عامه ] بی ارزش، بی اهمیت . ( ( شیرین نیم نگاهی به ژاپنی ها انداخت بعد رفت طرف خانه های روبه روی دریا "من و اسفندیارمد ...
یک پارچه آقا بودن: [ اصطلاح در تداول عامه ] بدرستی آقا بودن ، تمام و کمال آقا بودن ، مرد کامل بودن. ( ( سر گرداند طرف شیرین "بابای تو چی ؟از بابات ...
اسم و رسم دار: [ اصطلاح در تداول عامه ]اصیل . صاحب عنوان، با اسم و رسم ( ( "اختیار دارید ماه منیر تا دم مرگ بابام تا همین الان فکر می کردو فکر می کن ...
چشم گفتن: [ اصطلاح در تداول عامه ]به روی چشم گفتن ، اطاعت بی قیدو شرط ، پذیرفتن ( ( "بعضی ها انگار به دنیا آمده اند برای چشم گفتن، بعضی برای چشم شن ...
تشتک نوشابه:درب های بطری یا تشتک یا مسدود کننده ها، برای بستن دهانهٔ انواع بسیار زیاد بطری ها استفاده می شود. برای آنها به صورت قطعه های دایره ای شکل ...
تابلو گوش ماهی: [ اصطلاح در تداول عامه ]تابلوی که از صدف گوشماهی درست شده باشد . ( ( سومی گفت "از حالا باید به فکر باشیم پارسال تابلوی گوش ماهی و ص ...
قوری چینی: [ اصطلاح در تداول عامه ]ظرف چینی لوله دار که در آن چای، قهوه، گل گاوزبان، و مانند آن را دم می کنند و کنار آتش یا روی سماور می گذارند. ( ...
نان بربری: [ اصطلاح در تداول عامه ]نوعی نان ضخیم تر از انواع دیگر آن منسوب به بربر افغان زیرا در اواخر عهد قاجاریه چند تن بربر آن را در تهران رواج دا ...
کلاه ماهیگیری چهارخانه: نوعی کلاح که بیشتر ماهیگیران از آن استفاده می کنند. ( ( تالار غذاخوری هتل خلوت بود . پشت میزی دراز ده دوازده زن و مرد ژاپنی ...
تالار غذاخوری: سالن غذا خوری, سالن پذیرایی ( ( تالار غذاخوری هتل خلوت بود . پشت میزی دراز ده دوازده زن و مرد ژاپنی نشسته بودند . ) ) ( ( عادت می ک ...
مربای بهار نارنج:مربای بهار نارنج از مربا های بسیار خوشمزه و معطر می باشد که از گلبرگ های بهار نارنج تهیه می شود . ( ( شیرین به پیشخدمت گفت "کره پن ...
کپسول پیک نیک: [ اصطلاح در تداول عامه ]اجاق گاز مسافرتی ، کپسول حاوی گاز جهت پخت و پذ ( ( دختر از یکی از پنجره ها به پشت خانه اشاره کرد به اتاقکی با ...
شلوار پیژاما: [ اصطلاح در تداول عامه ]شب جامه، پی جامه، پاجامه ، نوعی شلوار راحتی مخصوصا برای خواب ( ( آرزو به شلوار پیژامای چیت پسر نگاه کرد که تا ...
سقلمه زدن: [ اصطلاح در تداول عامه ]ضربت زدن با مشت بسته در حالی که سر انگشت شست از دو انگشت سبابه و وسطی بیرون آمده باشد . ( ( دو بچه ساکت به دو زن ...
نظر قربانی: [ اصطلاح در تداول عامه ]تعویذة، نظرقربانی یا به اصطلاح عامیانه نظر قربونی نوعی طلسم مرسوم در بسیاری مردمان بوده و هست. هدف از نظر قربانی ...
جابه جا: [ اصطلاح در تداول عامه ]گله به گله، نقطه به نقطه , از اینجا و آنجا، ( ( وسط باغ بزرگ خانه ای بود از سنگ سفید با ایوان پهن و ستون های بلند ...
هاپو: [ اصطلاح در تداول عامه ] ( سگ ) در زبان کودکانه ، در زبان کودکان سگ ( ( آرزو لب پایین را داد تو و به سگ اسباب بازی قهوه ای نگاه کرد توی فرو ر ...
دم به دقیقه: [ اصطلاح در تداول عامه ]لحظه به لحظه، پی در پی، به طور پیوسته، مداوم، مدام، پشت سر هم. ( ( " گوش کن "ماشین را خاموش کرد "اگر خیال داری ...
زرتش قمصور شد: [ اصطلاح در تداول عامه ]وضعیت نامناسب، کنایه از خراب شدن ، استهلاک شدن . مستهلک شده ، ( ( تو هم باید تلفن نو بخری این یکی به قول نعی ...
: [ اصطلاح در تداول عامه ] بدخُلق بودن، بدرفتار. - نالایق بودن، بی شخصیت بودن . ( ( به در آپارتمان که رسیدند آیه گفت "حالا انگار این زرجو خیلی عوضی ...
شانه بالا انداختن: [ اصطلاح در تداول عامه ] ( به نشان تردید یا تحقیر یا بی اعتنایی و غیره ) ( ( شیرین پوزخند زد آیه شانه بالا انداخت و آرزو برای خو ...
چراغ آویز :لوستر، فره، چراغ اویز ( ( آیه گوشه ی راحتی یله داده بود و به دو زن نگاه می کرد که در نور چراغ آویز بالای پیشخوان انگار داشتند نمایش اجرا ...
فلاور باکس
- کاسه یا بشقابی لعابی ؛ که بر روی فلز آن از پشت و روی لعاب داده باشند. ( ( خیارشور ها را ریخت توی کاسه لعابی فیروزه یی . "به قول بنگاهی ها ـــــ" ...
نان تورتیلا تورتیلا ( Tortilla ) یا ترتیا نوعی نان نازک، مسطح و بدون تخمیر مکزیکی است که به طور سنتی از ذرت کاملاً آسیاب شده تهیه می شود؛ البته امروز ...
نان پومپرنیکل ( Pumpernickel ) یک نوع نان چاودار حجیم، تیره و شیرین است که از آلمان کنونی ریشه می گیرد. داستان های زیادی درباره نحوه ی نام گذاری نان ...
نان پرتزل : پرتزل های نرم آلمانی نوعی نان به شکل گره پیچ خورده هستند که روی آن نمک می پاشند. نان پرتزل قدمتی طولانی دارد و پخت آن از ادوار گذشته رایج ...
نان ذرت یک نان خوشمزه ی آمریکایی است که بر خلاف بیشتر نان ها در تهیه ی آن، از خمیر مایه استفاده نمی کنند. در عوض به منظور تخمیر و افزایش حجم نان، بکی ...