پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,١٩٣)

بازدید
٣٦,١٩٥
تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نکو عهد : درست پیمان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص88 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

نکو گوی : خوش سخن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 525 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نکو آیین :نیک اندیش . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص513 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نکت فواید : نکته های مفید . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 349 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نکته انداز : مضمون پرداز . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 89 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقود منثورات : نثر های نقد . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص4 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نکاح فرمودن : عقد کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 235 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقله ی شریعت : ناقلان دین. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 547 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

نقود اموال : مال های نقد . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص260 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقطه ی نقار : اثر دلگیری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص210 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقل کردن : بیان کردن ، حمل کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 12 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقطه ی اعتدال : نقطه ی تعادل . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 29 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقطه ی نبوت : مرکز پیامبری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص217 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقص حدثان : کاستی پیشامدها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص181 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقص عهد : شکستن پیمان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص273 ) .

پیشنهاد
٠

نقصان پذیرفتن : کاستن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 126 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقصان حدوث : کاستی حادث شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 452 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقش کردن : تصویر نمودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 123 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقش نهادن : اثر گذاشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 482 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقش زخارف : تصویر زینتها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص154 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقش الحجر : نقش بر سنگ . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص482 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

نقش دیوار : عکس دیوار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 116 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

نقش بندی : نگارگری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 462 ) .

پیشنهاد
٠

نقش بند کن فیکون : خدا . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص224 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

نقش بستن : قلم زدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 68 ) .

پیشنهاد
١

نقش باز خواندن : دریافتن موضوع . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 420 ) .

پیشنهاد
١

نقش بر موم نهادن : مصور ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 482 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

نقش انداخته : تصویر طرح شده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 235 ) .

پیشنهاد
١

نقش انگیخته ی تقدیر : تصویر پرداخته ی سرنوشت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص490 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

نقاوت جیب : پاکی گریبان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 50 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

نقب زدن : سوراخ کردن دیوار و . . . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 148 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

نفور گشتن : گریزان گشتن ، رمیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 138 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

نفس برکشیدن : آه کشیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 450 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

نفس زدن : تنفس کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 263 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

نفع و ضر : سود و زیان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 114 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

نفس باز پسین : دم آخر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص142 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

نفس اماره : نفس فرودین , نفس بدی فرما . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 144 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نفثة المصدور : خلطی که مبتلی به درد سینه افگند . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 232 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

نفرت طبیعت : بیزاری طبع . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 140 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

نفاق بازار : روایی , رونق آن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 222 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

خیر پیش: [ اصطلاح در تداول عامه ]جمله ی دعایی به معنی به سلامت ، رفتنت بی بلا ، خیر پیش رویت باشد . سفر بی خطر . ( ( "چشم هم بزنی عید هم رسیده. کیس ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیاه نام شده: [ اصطلاح در تداول عامه ]گم و گور شده ، بی نام و نشان . ( ( حکماً حال واحوال خودش و شوهر تن لش سیاه نام شده اش رو براه هست که خبری نیس ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

تن لش: [ اصطلاح در تداول عامه ]آدم به درد نخور ، آدم لاس و بی بخار - آدم لمس. ( ( حکماً حال واحوال خودش و شوهر تن لش سیاه نام شده اش رو براه هست که ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

نخ نایلون: [ اصطلاح در تداول عامه ]نخی که جنس آن از نایلون بوده و در قنادی ها چهت بستن قوطی شیرینی و در سبزی فروشی ها استفاده می شود . ( ( چند پر ا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

تر و فرز: [ اصطلاح در تداول عامه ]به چابکی. به چالاکی. به تندی. بی فاصله. ( ( چند پر اسفناج اضافه کرد به سبزی ها. تر وفرز سبزی را لای روزنامه پیچید ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

تخم شربتی: [ اصطلاح در تداول عامه ]تخم گیاه ریحان کوهی ( با نام علمی Ocimum album L یا Ocimum basilicum L ) [۱] است که با نامهای بادروج و بادرود نیز ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

قابل نداشتن: [ اصطلاح در تداول عامه ]در خور نبودن ، شایسته نبودن ، تعاریفی احترام آمیز در پاسخ تعریف کسی از چیزی با تشکر از پذیرای و مانند آن . قابلی ...

پیشنهاد
٢

دست نخورده بودن: [ اصطلاح در تداول عامه ]سالم بودن ، بکر بودن ، سر به مهر بودن . استفاده نشده ( ( مرد میز بغلی بلند شد بطری کوچک آب معدنی را گذاشت ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

سیخ جگر: [ اصطلاح در تداول عامه ]سیخی که با آن جگر کباب کرده باشند . سیخ کباب جگر . واحد شمارش جگر کباب شده . ( ( شیرین تکه ای لواش برید . سیخ جگر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

شیشه مایونز: [ اصطلاح در تداول عامه ]قاب شیشه ای سس مایونز ، ظرف خالی سس مایونز که از جنس شیشه باشد . ( ( آرزو به نمکدان روی میز نگاه کرد . شیشه ی ...