پیشنهادهای علی باقری (٤٠,١٩٣)
پلمبیر : یک نوع دسر خوشمزه و مرسوم هست , معمولا با آناناس درست می شود ولی با میوه های دیگه مثل موز یا انبه هم میشوددرستش کرد . دسر پلمبیر به دلیل شکل ...
واژه ی end انگلیسی تغییر یافته ی همان واژه انتها به معنی پایان می باشد. کلمه ( انتهأ ) به معنای ترک و صرفنظر کردن از عملی است به خاطر نهی از آن .
واژه ی end انگلیسی تغییر یافته ی همان واژه انتها به معنی پایان می باشد.
نیم گشوده : نیمه گشوده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 173 ) .
نیم سوختگان : نیمه سوخته ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 200 ) .
نیم دوست : دوست نا تمام . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 115 ) .
نیم خایه ی افق : نیمکره ی افق . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 397 ) .
نیکو نامی : خوشنامی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 217 ) .
نیکو نهادی : خوبی سرشت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 211 ) .
نیکو کردن : خوب کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 68 ) .
نیکو کاران : درستکاران . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 221 ) .
نیکو رای : درست رای . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص111 ) .
نیکو داشتن : درست داشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص378 ) .
نیکو خوی : خوش خلق . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 28 ) .
نیکو خدمتی : نیک از عهده ی خدمت بر آمدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص51 ) .
نیک و بد احوال : خوب و بد حال ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص71 ) .
یوسف چهره ی علوی نژاد : کنایه از خورشید . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص227 ) .
یوسف وار : مانند یوسف . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 459 ) .
یوما فیوما : روزبهروز . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص270 ) .
یواقیت نکت : یاقوت های نکته ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص8 ) .
یگانه کردن : متحد ساختن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص388 ) .
یمین وفاق : برکت موافقت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص120 ) .
یک سو نهادن : به کنار گذاشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص334 ) .
یک سواره ی مشرق : کنایه از خورشید . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 378 ) .
یکسو اندیشیدن : یک جانبه فکر کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 155 ) .
یک رویه : بی نفاق ، صمیمی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 396 ) .
یک رنگ کردن : متفق ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 94 ) .
یکتا داشتن دل : موافقت داشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 269 ) .
یکتای نان : دانه ی نان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 113 ) .
ید علیا : دست بالا . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 271 ) .
یافه گویان : یاوه گویها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 244 ) .
یاوری کردن : کمک نمودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 206 ) .
یداواحده : متحد ، یگانه . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص368 ) .
یارغار : دوست پاکباز ( اشاره به پیامبر ( ص ) و ابوبکر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص421 ) .
یادگار گذاشتن : به جای نهادن یادگاری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص66 ) .
یاران صادق : دوستان راستگو . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص103 ) .
یابس بارد : خشک سرد . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص183 ) .
هول ترین : ترسناک ترین . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص492 ) .
هول واقعه : بیم رویداد . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 248 ) .
هیزم زیر آتش طبیعت کسی نهادن : گرم کردن آن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 107 ) .
هوا و هوس : تمایلات نفسانی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 113 ) .
هوای بارد : هوای سرد . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص161 ) .
هوا و هذر : باطل و بیهوده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 279 ) .
هنر نمایان : چابکدستان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص176 ) .
هنگامه گرم کردن :معرکه به پا کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص326 ) .
هنر نمای : چابک دست . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص66 ) .
هنر پیشگان : هنرمندان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص144 ) .
هنر فائق : هنر برتر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص268 ) .
هنر پسندی : شناخت هنر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 481 ) .
هم نشینان : معاشران ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 449 ) .