پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٢٠١)
کم نگذاشتن: [ اصطلاح در تداول عامه ]کم نیاوردن , کوتاهی نکردن ، هر چه در توان داشتن کوشیدن ، نهایت تلاش خود را کردن . ( ( نسرین حالا با کت و دامن ر ...
چوب شور: [ اصطلاح در تداول عامه ]نوعی بیسکویت نمکیو شور طعم به شکل چوب که انواع مختلف دارد . ( ( روی میز توی ظرف های کریستال و نقره کوچک و بزرگ آجی ...
دامن سرخابی: [ اصطلاح در تداول عامه ]نوعی دامن زنانه به رنگ سرخابی، ( ( شیرین نشست و دامن بلند سرخابی با تکه دوزی بنفش پخش شد روی راحتی . پا انداخت ...
گوشت اوردن: [کنایه در تداول عامه]چاق شدن. فربه شدن ( ( رفت طرف شیرین . "چطوری گلم باز کخ لاغر کردی؟"زیر چشمی سر تا پای آرزو را برانداز کرد "عوضش دوس ...
( ( رفت طرف شیرین . "چطوری گلم باز که لاغر کردی؟"زیر چشمی سر تا پای آرزو را برانداز کرد "عوضش دوستت انگار باز گوشت آورده . ) ) ( ( عادت می کنیم ، ز ...
از ریخت انداختن: [کنایه در تداول عامه]از ژست خارج کردن. از هیأت انداختن . بد شکل کردن. از قیافه انداختن. ( ( به آرزو نگاه کرد "کیفت را از روی راحت ...
در زبان ترکی به سرزنش دانّاق و به سرزنش کردن دانّاماق گفته می شود.
مو خرمایی کم رنگ: [در تداول عامه ]یکی از رنگ هایی که همیشه در بین خانم ها پرطرفدار است رنگ موی خرمایی بوده که جزء خانواده رنگ های گرم محسوب می شود و ...
بخاری دیواری: [ اصطلاح در تداول عامه ]بخاری دیواری یا شومینه نوعی از بخاری است که در دیوار خانه تعبیه می شود و انواع مختلفی دارد . نوعی بخاری که در د ...
مبل راحتی : [ اصطلاح در تداول عامه ]راحتی یا مبل راحتی نوعی کاناپه است که به طور معمول سه نفره ساخته می شود اما گونه های دونفره و غیره نیز وجود دارد. ...
گُله به گُله: [ اصطلاح در تداول عامه ]این جا و اون جا، جا به جا، همه جا. ( ( توی اتاق پذیرایی بزرگ گله به گله راحتی های دسته طلایی چیده شده بود با ...
مربای آلو: [ کنایه در تداول عامه ] نوعی از انواع مرباجات است که از آلو تهیه می گردد. مربای آلو در گروه مربا و کمپوتی جات قرار دارد که از محبوبیت خاصی ...
جون جونم: [ اصطلاح در تداول عامه ]جان جانم ، عزیز دلم، نازنینم، نورچشمی!، عزیز دُرّ دانه ام ( عزیز دُرّ دونه ) ، ( ( نعیم و زن چاقی که لباس گلدار ب ...
دامن چین دار: [ در تداول عامه ]نوعی از دامن و لباس زنانه که چین دار است . دامن چین خورده، نوعی دامن با تا و لاهای بسیار. ( ( نعیم و زن چاقی که لباس ...
هیکل ترکه ای: [ کنایه در تداول عامه ]هیکلی شبیه شاخه باریک ودراز. کنایه از لاغر اندام و باریک. ( ( مادر آرزو دست ها را برای بغل کردن نوه از هم باز ...
مادری: [ اصطلاح در تداول عامه ]مادری خودمانی در معنی ننه جان ، بیشتر کودکان امروزی مادر بزرگ خود را مادری خطاب کنند ، اکنون بیشتر بچه های شهری ایران ...
بی ریخت شدن: [ اصطلاح در تداول عامه ] بی قواره شدن. بدترکیب شدن . بدشکل شدن. نازیبا شدن. ( ( رنو سرمه یی رفت توی حیاط بزرگ و دم پله های پهن ایوان ت ...
چارتاق: [ اصطلاح در تداول عامه ]بالتمام باز، کاملا باز ، چارطاق گذاشتن در ؛ هر دو لنگه ی آن را بالتمام و کامل باز گذاشتن. ( ( درماشین رو خانه چارتا ...
چارطاق: [ اصطلاح در تداول عامه ]بالتمام باز، کاملا باز ، چارطاق گذاشتن در ؛ هر دو لنگه ی آن را بالتمام و کامل باز گذاشتن. ( ( درماشین رو خانه چارتا ...
در ماشین رو: [در تداول عامه ]در ماشین رو از جمله در های خارجی ساختمان است که برای ورود و خروج اتومبیل در نظر گرفته می شود که ارتفاع آن حداقل 205 سانت ...
نعل در آتش نهادن : اضطراب داشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 530 ) .
نعیب برآوردن : بانگ بر کشیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 282 ) .
نعیم جویان : جویندگان نعمت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 255 ) .
نظیف الطرف : پاکدامن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 104 ) .
نظر بر گرفتن : چشم کندن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 491 ) .
نظام العالم : آرایش جهان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 12 ) .
نظارگیان : تماشاگران . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 327 ) .
نظافت عرض : پاکی آبرو . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 313 ) .
نظام عالم : آرایش جهان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 187 ) .
نطاق بر میان : آماده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 297 ) .
نطع ارزق : موصف صفت ، آسمان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 26 ) .
نصرت یافتن : پیروز گشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 408 ) .
نصیب یافتن : بهره بردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 66 ) .
نصب عین داشتن : مقابل چشم داشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 392 ) .
نصب فرمودن : برپا کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 352 ) .
نصب عین : منظور نظر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 66 ) .
نشوط نشاط : مستی شادی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 341 ) .
نسخه برگرفتن : رونوشت برداشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 549 ) .
نسرین آسمان : دو نسر آسمان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 394 ) .
نسب طاهر : پیوند پاک . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 308 ) .
نسخه بردن : رونوشت بردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 289 ) .
نزول همت : پستی همت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 159 ) .
نزهتستان : جای خوش , گردشگاه . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 341 ) .
نسایج قلم : جمه نسیجه , بافته های قلم . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 14 ) .
نزول مهمان : رسیدن مهمان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 157 ) .
نزول نوازل : فرود آمدن بلاهای سخت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 296 ) .
نزول قضا : فرود آمدن قضا . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 93 ) .
نزول کردن به خانه : به خانه فرودد آمدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 100 ) .
نزع اواخی : کندن قلاب ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 388 ) .
نشستن سواد در دماغ : به خیال افتادن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص95 ) .