پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,١٩٣)

بازدید
٣٦,١٧٤
تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکسته نویسی: [ اصطلاح در تداول عامه]نوشتن زبان فارسی به شکل گفتاری ، وارد کردن زبان گفتار در نوشتار. ( ( آقا این خط فارسی هم عجب مکافاتیه . اومدم ب ...

پیشنهاد
٥

پاچه کسی را گرفتن: [ اصطلاح در تداول عامه]بیهوده باکسی درگیر شدن، بدون هیچ دلیل و بدون مقدمه به طرف مقابل پرخاش کردن ، بی مقدمه و آگاهی کسی را مورد آ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

درپیتی: [ اصطلاح در تداول عامه]بدرد نخور _ مهمل _ الکی _ ضایع _ ساختگی _ آشغال ( ( البته از مادربزرگم بپرسید می گه مادر بزرگش زن یکی از شاه های قاجا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

فاز گرفتن: [ کنایه در تداول عامه]کنایه از دور برداشتن است و معنای آن مثل عبارت جو گیر شدن است. اوج گرفتن، ( ( " می گم مادربزرگ خیال نکنید خیلی پیره ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

غیر کاری: [ اصطلاح در تداول عامه]عملی که به کار روزانه و متداول مربوط نباشه ، کار غیر ضروری ( ( بعد از آشنا شدن با سهراب چند بار مثل قدیم با شیرین ...

پیشنهاد

پیاز داغ چیزی را غلیظ کردن: [ اصطلاح در تداول عامه]کیفیت ظاهری چیزی دو چندان کردن . بزرگتر جلوه دادن یک چیز ناخوشایند. معادل یک کلاغ چهل کلاغ کردن | ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیفال: [ اصطلاح در تداول عامه]دیوار . ( ( پس لطفا همه ی دختر پسرهایی که مامان باباشون طللاق گرفته اند بااین بچه طلاق حیوونی از تجربه هاشون حرف بزنن ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آمار گرفتن : [ اصطلاح در تداول عامه]:جمع آوری اطلاعات در مورد فردی به صورت مخفیانه، رسیدن به حساب چیزی یا کسی . در صدد بر آمدن جهت کسب اطلاعات در مور ...

پیشنهاد
٣

: [ اصطلاح در تداول عامه]نزاع و ستیزه کردن . ( ( "باید خودم ببینم ""صبح کله سحر زنگ زدی با من یکی به دو می کنی ؟" ) ) ( ( عادت می کنیم ، زویا پیر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

دوست پسر: [ اصطلاح در تداول عامه] عنوانی است که به پسر یا مرد داده می شود و در تعریف، دوست و همدمی است که با کسی، به گونه متقابل، ارتباطی عاشقانه یا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

کچل کردن: [ اصطلاح در تداول عامه]ساییده کردن ، کسی را عاصی کردن . از کثرت تکرارِ خواهش، او را به ستوه آوردن . ( ( اولش که می گفتم نه و حوصله ندارم ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

یکدستی زدن: [ اصطلاح در تداول عامه] غافلگیر کردن ، گول زدن . ( ( شیرین گفت "از کجا فهمیدی ماجرای ماشین رختشویی دروغ بود ؟""یک دستی زدم . سیگار داری ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیر آبی رفتن: [ اصطلاح در تداول عامه] مخفیانه کاری انجام دادن ، دور زدن کسی . ( و رو کرد به محسن " خوب گوش کن این بار بیرونت نمی کنم ولی وای به روز ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیر گلدانی: ظرفی شبیه بشقاب بزرگ به تناسب هر گلدان در زیر آن قرار داده شود تا آب اضافی گلدان موقع آبدادن گل در آن بریزد . ( ( شیرین دست کشید به پیش ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آجر فرش: [ اصطلاح در تداول عامه]سطحی که با آجر پوشیده شده باشد . مثل سنگ فرش . ( ( اتاق مستطیل بزرگی بود با کف آجر فرش . پنکه ای قدیمی از وسط سقف ب ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

خوش و بش کردن: [ اصطلاح در تداول عامه]خوش آمد گفتن احوال پرسیدن ( ( وارد مغازه شدند و آقای فرهنگی سلام و تعارف و خوش و بش را از سر گرفت و احوال خانو ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

بساب و بمال: [ اصطلاح در تداول عامه]رفت و روب ، انجام کارهای خانه ( ( مجبور نبودی مثل ماها صب تا عصر بیرون خونه جون بکنی و خونه هم که آمدی بساب و ب ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دومَندِش: [ اصطلاح در تداول عامه]در ثانی ، دوماً ، دوم اینکه، دوما که ( ( مادر بچه پرید وسط حرفش " اولندش بیچاره سرشون را بخوره . دومندش زمان شما مرد ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

اَوَلندِش: [ اصطلاح در تداول عامه]اولا , اول اینکه، اولاً که، پیش از همه. ( ( مادر بچه پرید وسط حرفش " اولندش بیچاره سرشون را بخوره . دومندش زمان ش ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

ونگ زدن: [ اصطلاح در تداول عامه]ونگ ونگ کردن. داد و فریاد کردن ( کودک مخصوصاً ) . گریستن توأم با داد و فریاد. ( ( مادر بچه روی صندلی یکوری شد " بعل ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

تشر زدن: [ اصطلاح در تداول عامه] عتاب کردن، پرخاش کردن، توپیدن ( ( دختر جوانی که لابد دختر زن بود ، پرسید چه چیزی را می بندند و مادرش تشر زد که " ای ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

روسری منجوق دوزی : نوعی از روسری زنانه که روی آن منجوق دوزی شده باشد . ( ( زنی با روسری منجوق دوزی از مادر بچه پرسید " چه شماره ای اعلام کرده اند ؟ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

خاک گرفته: [ اصطلاح در تداول عامه]چیزی که روی آن خاک نشسته باشد مثل کتاب خاک گرفته , شیشه ی خاک گرفته . اصطلاحا چیزی که تنها گذاشته شده باشد . چیزی ک ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

جواد بودن : [ اصطلاح در تداول عامه]بی کلاس بودن ، آدمی که بدلباس باشد، هر چیزی که از مد افتاده باشد و یا استفاده از آن دیگر معمول و مقبول نباشد. جواد ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

از خنده روده بر شدن : [ اصطلاح در تداول عامه] از خنده غش کردن ، از شدت خنده شکم درد گرفتن ( ( هر بار ماجراهای مدرسه اش را برای آیه تعریف میکرد آیه ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

ریش توپی: [ اصطلاح در تداول عامه]ریشی که گرد باشد . بزرگ ریش . آنکه ریش بزرگ و انبوه دارد نه بسیار بلند. ( ( . ) ) ( ( عادت می کنیم ، زویا پیرزاد ...

پیشنهاد
٠

به روی خود نیاروردن: [ کنایه در تداول عامه]بی اعتنایی کردن , عکس العمل نشان ندادن. خم به ابرو نیاوردن : عادی رفتار کردن . ( ( راننده راه افتاد "آقا ...

پیشنهاد
٠

به فین فین افتادن: [ اصطلاح در تداول عامه]سرما خوردن ، زکام گرفتن ( ( آرزو گفت " آیه اگر زنگ زد بگو ویتامین ث خریدم گذاشتم روی میز تحریرش. دیروز اف ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

پابه پا شدن: [ اصطلاح در تداول عامه]مردد بودن . ۲ - درنگ کردن . این پا و آن پا کردن ( ( تهمینه پوشه را چسباند به سینه و سر تکان داد که کار دیگری نیس ...

پیشنهاد
٠

چکمه ساقه کوتاه: بوت ساق کوتاه , چکمه ای که دارای ساق کوتاه باشد . ( ( شیرین پاها را گذاشت روی زمین . چکمه های ساقه کو تاه قهوه یی پوشیده بود با شل ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

ثمن معامله: [ اصطلاح حقوقی ]ثمن معامله در لغت به معنای بها و نرخ است و در حقوق منظور همان پولی است که بابت فروش مال بدست می آوریم. زمانی که فردی مالی ...

پیشنهاد
٠

اشخاص ممنوع المعامله: [ اصطلاح حقوقی ] اشخاص ممنوع المعامله به کسانی اطلاق می شود که از انجام دادن معامله یا مداخله در اموال خود به طور کلی یا نسبت ب ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

اماکن اقامتی: اماکن اقامتی ، به واحد هائی اطلاق می گردد که جهت اسکان و بیتوته افراد اختصاص یافته است . مثل هتل ها ، مسافرخانه ها ، متل ها ، پانسیون ه ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

اماکن عمومی :اماکن عمومی ، به اماکنی اطلاق می گردد که عموم مردم و یا قشر خاصی از جامعه به منظور انجام فعالیت های تولیدی ، تجاری ، خدماتی ، فرهنگی ، م ...

پیشنهاد
٠

اداره نظارت بر اماکن عمومی: [Police monitor public places ]اماکن ، پلیس نظارت بر اماکن عمومی . یکی از پلیس های تخصصی تابع پلیس اطلاعات و امنیت عمومی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

اماکن: [ اصطلاح در تداول عامه ]اداره نظارت بر اماکن عمومی، پلیس نظارت بر اماکن عمومی . یکی از پلیس های تخصصی تابع پلیس اطلاعات و امنیت عمومی می باشد ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

قد خر: [ اصطلاح در تداول عامه ] اندازه ی خر ، در حد خر . ( ( آرزو نگاه به چشم های قرمز دختر فکر کرد " حق با آیه ست یا من ؟ وقتی که از حامله شدنم ذو ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جار و جنجال: [ اصطلاح در تداول عامه ]الم شنگه، سر و صدا، داد و فریاد ( ( ماه منیر گفت این همه جارو جنجال برای یک دست لباس اسکی و یک جفت کفش کوفتی ؟م ...

پیشنهاد
٠

ور تخت افتادن: [ اصطلاح در تداول عامه ]از پا درآمدن و در تخت خواب و بستر افتادن ، مریض شدن و در بستر افتادن , عبارتی برای نفرین . مبتلا شدن . به مخمص ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

خسیس بازی: [ اصطلاح در تداول عامه ]خسیس بازی در آوردن ، ادای خسیسان را از خود نشان دادن ، خساست کردن ، خساست و فرو مایگی از خود نشان دادن . رفتار خسی ...

پیشنهاد
٠

استخر سرپوشیده: [ اصطلاح در تداول عامه ]استخری که زیر سقف و محیط بسته باشد . ( ( زن جوانی با لب های کلفت از فروشنده پرسید " مایو دارید ؟" آرزو باآ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

گرمکن: [ اصطلاح در تداول عامه ]پشمینه ، نوعی از لباس های زخیم ، مثل لباس های گرمکن ورزشی ( ( ماه منیر رفت طرف رخت آویز ها دست کشید به گرمکن سیاه . ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

حال و حول: [ اصطلاح در تداول عامه ]تفریح، حال کردن ، لذت بردن ؛ حظ کردن , احساس خوشی کردن . ( ( آرزو به دور بر نگاه کرد "کی گفته پول توی دست و بال ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

دست و بال: [ اصطلاح در تداول عامه ]دم دست ، در اختیار ، دست و پا، دور و بر. ( ( لباس ورزشی فروشی پر بود از زن و مرد و دختر پسر های جوان . آرزو به د ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

زِبِل: [ اصطلاح در تداول عامه ]زیرک ، هوشیار، زرنگ . ( ( سهراب گفته بود "زن بدون چروک زیر چشم مثل شراب یک ساله ست . به درد نخور . " آرزو که برای شی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

حبه ی انگور: [ اصطلاح در تداول عامه ]دانه انگور ، دانه انگوری راگویند که از خوشه جدا افتاده باشد و شیره و تخم در میانش باشد؛ یعنی تازه بود و خشک نشده ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

عینک آرمانی: [EMPORIO ARMANI]عینک امپریو آرمانی, یکی از برند های عینک های فرانسوی تولیدی شرکتی به همین نام . جورجو آرمانی و سرجیو گالئوتی شرکت آرمانی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

شانل: [CHANEL]عینک شانل, یکی از برند های عینک های فرانسوی تولیدی شرکتی به همین نام . عینک آفتابی شانل اصل یکی از باکیفیت ترین عینک های موجود در بازار ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

ورساچه: [Versace ]عینک ورساچه , یکی از برند های عینک های ایتالیای تولیدی شرکتی به همین نام . ورساچه نام یک برند معروف ایتالیایی است که در سال 1978 به ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

دلچه گابانا: [Dolce & Gabbana ]دولچه اند گابانا , عینک دولچه گابانا ، یکی از برند های عینک طبی و آفتابی تولید شرکتی به این نام . برند ایتالیایی D&G د ...