ترجمه‌های دکتر محمد شکیبی نژاد (١٥٠)

بازدید
١,٠٥٦
تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Georgia certainly didn't seem to be a fool.
دیدگاه
٧

به نظر نمی رسید جورجا آدم احمقی باشد ( جمله با فعل و قید ایهامی مجهولی است )

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
A generation ago genetic codes were certainly unknown.
دیدگاه
٨

چندین دهه پیش قطعاً کدهای ژنیک نامفهوم و ناشناس بودند.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Macmillan wrote back saying that he could certainly help.
دیدگاه
٧

مک میلان در پاسخ اطمینان داد که مساعدت خواهد کرد.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
I'll certainly carry on living here for the foreseeable future.
دیدگاه
٥

مطمئنا در آینده اینجا زندگی خواهم کرد.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Eternity is not a distance but a decision.
دیدگاه
٥

تا ابدیت فاصله نیست تا ابدیت تصمیم ست.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
They haven't been given these rights for eternity - they should justify having them just like most other people have to.
دیدگاه
٦

کلیه حقوق حقه که در اختیار آن ها قرار دارد مادام العمر نیست. آن ها نیز مانند بمانند مردم باید شایستگی لازم را نشان دهند.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Eternity is in love with the productions of time.
دیدگاه
٦

ابدیت عشق, به درازای زندگی ست. ( تولید زمان - ایهام و اشاره )

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The judge spared his life but sent him to prison.
دیدگاه
٧

ریاست محکمه مجازات اعدام او را بدل به حبس کرد. ( قاضی نجات دهنده نیست - جمله مجهولی با ایهام و اشاره به مجازات اعدام دارد )

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Since it was his first offense, the judge decided to spare him.
دیدگاه
٥

دادرس در پایان دادرسی تصمیم گرفت او که بجرم توهین محاکمه شده بود بدلیل بار اول معاف از کیفر نماید.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Since it was his first offense, the judge decided to spare him.
دیدگاه
٨

دادرس در پایان دادرسی تصمیم گرفت او که بجرم توهین محاکمه شده بود بدلیل بار اول معاف از مجازات نماید.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
He was unable to confute the debater.
دیدگاه
١٢

مایکل توانایی رد و نقض مجادله طرف مقابل را نداشت.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The lawyer confuted the testimony of the witness by showing actual photographs of the accident.
دیدگاه
٥

وکیل مدافع با ارائه مستندات تصادف جرح شهادت شاهد نقض کرد.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
There was an accident at the junction of Highway 12 and North Creek Road.
دیدگاه
٦

بین تقاطع جاده کرایک شمالی و آزاده راه نمره ۱۲ تصادف رخ داده است.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
There was a small leak at the junction of the two pipes.
دیدگاه
٦

در مسیر اتصال لوله ها شکاف ریزی مشاهده شد.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The size of the crop depends on the productivity of the soil.
دیدگاه
٨

افزایش محصول متناسب ست با میزان بالای غنای باوری خاک

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
A comfortable working environment will increase productivity.
دیدگاه
٥

محیط کار آرام و خوشایند باعث افزایش تعالی کار می شود.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Under new management, productivity increased at the factory.
دیدگاه
٨

بهره وری بالای کارخانه تحت نظر مدیر جدید افزایش یافت.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Freedom is a heavy taskmaster for those awake enough to appreciate it.
دیدگاه
٦

آزادی مذهبی ست که توسط افراد درست کار و سپاس گزاری به سختی بدست می آید.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Once you've told me I won't forget.
دیدگاه
٦

تو بمن گفتی: مرا فراموش نمی کنی. . !

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Once a writer, always a writer.
دیدگاه
٦

یک نویسنده همواره یک نویسنده است.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
He calls his mother once a month.
دیدگاه
٦

فرانک ماهی یک بار با مادرش تماس می گرفت.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Bully for her; she made the right choice!
دیدگاه
٦

ماریا عجب انتخاب بی نقصی گرفت. . برآوو

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
I read the book in translation, not in the original Norwegian.
دیدگاه
٦

کتاب ترجمه شده از زبان نروژی را خواندم نه کتاب به زبان اصلی . . !

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
A lot of translation is put out to freelances.
دیدگاه
٦

بیشتر موارد ترجمه را به مترجم های آزاد واگذار می کنند. ( مترجم رسمی نیستند )

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
I'm not interested in associating with your lowlife friends.
دیدگاه
٦

واقعاً علاقه به رفت و آمد با شما دوستان رذل و پست ندارم. ( کنایه و اشاره )

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
You're not even a lowlife, scum - sucking maggot!
دیدگاه
٦

تو واقعاً در حد یه مگس و پشه کثافت هم نیستی. . ! ( ایهام و کنایه )

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
You lowlife offspring of Phoenixes and Imps!
دیدگاه
٥

تو یه توله جن بی شعور کوتوله هستی. . . ! ( جمله ناسزا غیر از فحش )

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Clara : I saw him too, and he seemed like a white knight.
دیدگاه
٦

کلارا:منم دیدم. , به نظرم حرکت شوالیه را انجام داد. . ؟!

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
He drank another mouthful of gin, picked up the white knight and made a tentative move.
دیدگاه
٦

فرانکی یک پیک از جین ( مشروب اسکاتلندی ) نوشید و با تکنیک سریع شوالیه اسب ( مهره سفید ) را جابجا کرد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Nujiang River : Completely naked beautiful woman bathhouse meeting group of pictures!
دیدگاه
١٤

رودخانه نوجیانگ . . تبلور بانوی زیبای برهنه هست. . . . . !! ( تصویر ذهنی شاعر ) ( جمله استفهام تاکیدی مجهول - مینی مال هایکو )

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Should be a bathhouse originally, but he knows intermediate one word only: Water.
دیدگاه
١٥

حمام بسیار مهم است اما برای آلبرت مهم تر وجود آب هست.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The takegawara bathhouse is best known for sand baths.
دیدگاه
٤

حمام های شنی ( چشمه آب گرم ) از مناطق معروف کیوشو در ژاپن هست.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The police department released photos of the suspects.
دیدگاه
٤

پلیس آگاهی عکس هایی از مظنونان ( متهمان ) منتشر کرده.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The landlord would not release him from his contract.
دیدگاه
٦

صاحب ملک ( مالک ) در قبال طرف مقابل قرارداد را اقاله نمی کند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Belt up, will you?
دیدگاه
٥

می شه کمربندت رو ببندی؟ ( جمله ایهامی استفهام تاکیدی )

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Just belt up, will you!
دیدگاه
٦

تو فقط کمربندت رو ببند. . . ! ( جمله دستوری و تاکیدی هست )

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Some of the bureaucrats befooled the masses.
دیدگاه
٥

بسیاری از بوروکرات ها با رخنه در جمع مردم آن ها را گمراه می سازند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The two parties have reached a consensus.
دیدگاه
٦

دو جناح در آخر به یک اجماع کلی رسیدند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
He was the first to break the consensus and criticize the proposal.
دیدگاه
٦

تئودور ( اسم بجای ضمیر سوم شخص مفرد مذکر ) تنها فردی از ( کمیته - جلسه - هیت - کمیسیون ) بود که از پیشنهاد طرفین انتقاد کرد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The sole British runner, White Knight, was unplaced.
دیدگاه
٥

دونده انگلیسی ب مانند یک شوالیه سفید ( لژیونر قهرمان وشجاع ) آرام و قرار نداشت. ( منظور خط پایان است - معنا در خود جمله مستتر و مجهول است )

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
A sauna in the hotel would be a useful amenity.
دیدگاه
٦

در هتل سونا یکی از خدمات رفاهی مفید است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Clearly this was unacceptable both from an amenity point of view and for access by emergency services.
دیدگاه
٦

مبرهن هست که خدمات اضطراری از نظر خدمات رسانی در حد پایین و قابل اعتنا نبود.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Heating is regarded as a basic amenity.
دیدگاه
٦

سیستم گرمایشی یکی از اصولی ترین وسایل آسایش مدنظر قرار می دهند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Modern resorts offer every amenity for shopping during the day, and a choice of clubs, discos and casinos at night.
دیدگاه
٦

امروزه تفرجگاه های مدرن کلیه امکانات از جمله مکان های سرگرمی مانند , کلاب, دیسکو, کازینو و مراکز خرید بصورت شبانه روزی فراهم نموده.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Yvonne turned and stalked out of the room in disgust.
دیدگاه
٤

ایوان با کراهت بلند شد و با همان تنفر و تکدر سنگین ( قدم زدن با عصبانیت و ناراحتی ) از اتاق خارج شد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
He has been stalked by the fear and the condemnation of his conscience.
دیدگاه
٢٠

متواری شدن رافائل آمیخته با دهشت و نگرانی همراه بود.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
He stalked off without a word.
دیدگاه
٢٢

تام ( بجای ضمیر مذکر سوم شخص - He ) بدون آن که کلامی بیان نماید سالن را ترک کرد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
She stalked off, leaving them all staring after her.
دیدگاه
٢٣

در حالی که نگاه دیگران ( بجای ضمیر مونث - She ) گابیریلا دنبال می کردند او بامتانت از اتاق خارج شد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
These thieves operate with terrifying stealth - they can easily steal from the pockets of unsuspecting travellers.
دیدگاه
٥

سارقان جیب بر با زبردستی بالا هر آن چه در جیب مسافران هست را بدون توجه آن ها ( مسافران ) می ربایند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Doctors say it's too risky to try and operate.
دیدگاه
٥

پزشکان اذعان می کنند: این جراحی ( عمل - فعل ) ضریب خطر بالایی دارد.