دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
١٢,٠٧٢
رتبه
رتبه در دیکشنری
٤٤١
لایک
لایک
٩٤٦
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٨٨

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٣٨٢
رتبه
رتبه در بپرس
٤٩٤
لایک
لایک
٣٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
١

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٦ ماه پیش
دیدگاه

فرزان، خِرَد، روشنی، بینش، فرهوش، دانایی نمونه او چون به خرد شما پی برد دیگر چیزی نگفت 🇮🇷 او چون به حکمت شما پی برد دیگر چیزی نگفت 🇸🇦 هر یک از ...

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
٠

گام نمونه تا گام پنج پیش رفتم🇮🇷 تا مرحله پنج پیش رفتم🇸🇦

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
١

ژیرا، دانا، مزدا، بخرد، باخرد، خردمند، تیزهوش، هوشمند، هوشا، زیرک، زرنگ، آگاه

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
١

ژیرا، دانا، مزدا، بخرد، باخرد، خردمند، هوشا، باهوش، زیرک، زرنگ، آگاه

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
١

شیر ماسیده شده Massy: توده ای، متراکم، غلیظ، جامد Mass: توده [ماس] پاژِ ( جزوِ ) واژگان ریشه مشترک هندواروپایی هست ماس: متراکم، غلیظ ماسیده شده: ماس ...

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
١ سال پیش
متن
It's amazing how quickly people adapt.
دیدگاه
٦

شگفتا که مردم چه تند سازش می کنند

تاریخ
١ سال پیش
متن
Modern technology is amazing, isn't it?
دیدگاه
٤

فناوری نوین شگرفه، مگه نه؟

تاریخ
١ سال پیش
متن
They flew into heavy flak over the target area.
دیدگاه
١

آنها بر فراز هدف، آماج آتش شدید پدافند هوایی قرار گرفتند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Higher degrees in English are a target for foreign students.
دیدگاه
١

رده های بالاتر انگلیسی مانند چراغه، خارجی ها پروانه هاشن

تاریخ
١ سال پیش
متن
A shop in Station Road was the target of a ram-raid early yesterday.
دیدگاه
١

دیروز یه مغازه تو خیابون ایستگاه، آماج گاوی شد که با شاخ سویش می دوید

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

١ رأی
٥ پاسخ
٢٩٧ بازدید

فرق  its dirty  و its filthy  چیه ؟

١ سال پیش
٠ رأی

توی سوز (شدت)  چرک (کثیفی)ىه dirty   چرک‌بار و کثیفه (چرک ساده) filthy  چندش‌آور و رجس (نجس)

١ سال پیش
١ رأی
٥ پاسخ
٣٥٤ بازدید

معادل فارسی  "Fine-tuning Prompts"  در مهندسی پرامپت چی میشه ؟

١ سال پیش
٠ رأی

بهبود فرمان‌ها به‌سازی فرمان‌ها پالایش فرمان‌ها آراست فرمان‌ها به‌گری فرمان‌ها بهینه‌سازی فرمان‌ها

١ سال پیش
٢ رأی
١١ پاسخ
١,٤٦٧ بازدید

معادل فارسی برای ضرب المثل  " doubt is often the beginning of wisdom"

١ سال پیش
١ رأی

شاید زبانزد (ضرب‌المثل) هر گردی گردو نیست   شایست‌ترین باشه برای نمونه در نمار (اشاره  به)  اینکه  سخنی در نگر (ظاهراً)، سخن راستی‌ست وانگهی از دید گنجه (محتوا) سراسر  لاف و پوچه

١ سال پیش
١ رأی
٤ پاسخ
١٨٨ بازدید

معادل فارسی  Inertial Navigation System (INS)   یک اصطلاح در مهندسی هوافضا 

١ سال پیش
٠ رأی

سامانه ناوبری لختی (اینرسی)  سامانه یابش (پیدا کردن)  راه بر اساس آیین (اصول)  لختی بدون نیاز به GPS یا  سیگنال بیرونی ∆ لَختی: آنکه (یعنی)  ویژگی فیزیکی که یک جسم میخواد سان جنبش (حالت حرکت) یا سکونش رو نگه داره . 

١ سال پیش
١ رأی
٢ پاسخ
٢١١ بازدید

The feel of a Paperback 

١ سال پیش
٠ رأی

چکیده :سهش (احساس) یک کتاب شومیز (سبک و خوش‌دست )

١ سال پیش