پیشنهادهای رهی (٣٠)
٨٦
١ سال پیش
٢
کم کاری
٢ سال پیش
٠
چندوجهی - چندحالتی - چند حالتی بودن
٢ سال پیش
٤
فعال. برای مثال در expressive contribution که می توان مشارکت فعال بکار برد.
٢ سال پیش
٢
رفتن به سمت - لغزیدن به سمت
٢ سال پیش
٠
جوشیدن ( با مردم )
٢ سال پیش
٠
برداشت لفظی، اعتقاد به لفظ، اعتقاد به معنی لفظی
٢ سال پیش
٠
شخصی سازی
٢ سال پیش
٠
اهمیت
٢ سال پیش
٦
به مثابه، به عنوان
٢ سال پیش
١
تضاد
٢ سال پیش
٠
ذیصلاح
٢ سال پیش
٢
رؤیت پذیری
٢ سال پیش
-١
غرق کننده، فرو برنده
٢ سال پیش
٠
hearken to : برگشتن به hearken to the time برمی گردد به زمانی که
٢ سال پیش
٠
جنجالی، بحث برانگیز
٢ سال پیش
٠
عالیرتبه - در حالت جمع به معنی افراد عالیرتبه
٢ سال پیش
٢
زیرساخت
٢ سال پیش
٠
تعبیه شدگی، نهادینگی
٢ سال پیش
٠
دنباله دار
٢ سال پیش
-١
مألوف
٢ سال پیش
١٠
وارد ( کار یا برنامه ای ) شدن
٢ سال پیش
٢
انگاره
٢ سال پیش
٠
فراگستر
٢ سال پیش
٢
قویاً
٢ سال پیش
٠
به خطر کردن، بسیج
٢ سال پیش
٢
وضع
٢ سال پیش
٠
قدسی
١