ترجمههای حمیدرضاخوش قامت آزاد (٨٩٣)
اپل در مقایسه با رقیبش بیشتر تحت فشار هزینه های توسعه است، بااینهمه مجبور به کاهش قیمت هاست تا بتواند رقابت کند.
خود را زیر فشار رهن زیادی گذاشتند.
آنا و رزماری زیر بار کلی کیف و پلاستیک های خرید به خانه آمدند.
اقتصادبیشتر تحت فشار سیل پناهندگان بود.
کلی بسته های بزرگ را بردوش می کشید.
زیر بار دوچمدان سنگین از اتوبوس پیاده شد.
نیکاراگویا تحت فشار بدهی های خارجی 11میلیارد دلاری بود.
صنعت بشدت زیر فشار مالیات ستانی است
صدها طرفدار در این دوشب آتی فقط برای بلعیدن آن خطوط در میان حضار خواهند بود.
چهره اش را در گند خودش فروکن، آنهاداشتند یاد می گرفتند، او خواهد بلعید و لبانش راملچ ملوچ می کند.
دختر را به شکلی نه چندان طبیعی محکم به زمین انداخت و با بوسه ای اورا بلعید.
گاهی در گونه ها تونل می زنند و زبان را می بلعند. ( تصور می کنم جمله ای از 1984اورول باشه )
یک سگ سایز متوسط حداقل یک قوطی غذای کنسروی را درروز می بلعد.
انسانها مثل ماهی ها زندگی می کنند، درشتها، ریزها را می بلعند.
عمه ام ( خاله، زندایی، زن عمو ) هر هفته، چهار، پنج کتاب معمایی را با ولع می خواند.
صحنه ای که شیر، بره رابلعید، ترسناک بود.
میتوانی دلیل حرکت آن شب خود را توضیح بدهی؟
شاید فشارکاری اخیر دلیل رفتار او باشد.
فروش های آمریکای شمالی40درصداز بازار جهانی به حساب می آیند.
نمی توانم مسوول ناخرسندی پیتر باشم. ( مسوول ناخرسندی پیتر نیستم )
رئیسش اورا به دلیل توضیح عدم رعایت مهلت احضار کرد.
مجبورخواهی شد راجع به ناپدیدشدن پول ها توضیح بدهی.
شاید پیش زمینه فرهنگی، مسبب برخی از تغییراتی باشد که در مطالعات خاطر نشان شد.
درحال حاضر، ژنی که امروز کشف کردند، مسوول همه آن موارد به حساب نمی آید.
مبارزات میان باندهای رقیب مسوول بیشتر قتل های شهر به حساب می آیند.
لورن نتوانست اشتباه خود را توجیه نماید.
کامپیوترهامسوول 5درصد مصرف تجاری برق کشور بحساب می آیند.
برای توضیح رفتارم به دفتر مدیره مدرسه فراخوانده شدم.
فروشگاه حساب اورا بخاطر خرید، بدهکار کرد.
چگونه این واقعیت راکه بیکاری همچنان درحال افزایش است را توضیح می دهید؟
صفحات عرشه جلویی برای جلوگیری از نور عرشه به پایین خم شده بودند.
در توفان های سخت ، هنگام کار روی نرده ها یا جلوی عرشه از خیس شدن پاهایتان جلوگیری می نماید.
نگاهی کوتاه به جلوی عرشه حقیقت را برملا کرد.
ملوان بخش جلویی عرشه آن را روی تخته باریکه نادیده گرفت. جمله بسیار نامفهوم است و کاش حداقل یک جمله قبل یا بعد می آمد.
سوابق حاوی جزییات بانکی تمام مستخدمین است.
نیروهای حافظ صلح در تلاشند جلوی شدت گرفتن خشونتها را بگیرند.
پزشکان در تلاشند این همه گیری را مهار کنند.
این برند غذای کنسروشده رنگ غیرطبیعی ندارد.
خیلی نقاشی هایم را تمجید می کرد.
( آن خانم ) خیلی کار او را تمجید می کرد.
قبل از سخنرانی چند جمله تمجید آمیز گفت.